میلاد حجت بن الحسن (عج)
حسن منتظری
ولادت حضرت حجت بن الحسن العسكرى ، صاحب الزمان (عج)
پيشواى دوازدهم شيعيان جهان، حضرت مهدى، صاحب الزمان- ارواحنا فداه- در شب نيمه شعبان سال 255 هجرى، از صلب امامان بزرگوار و معصوم و از دامان مادرى گرانقدر به نام " نرجس" ديده به جهان گشودند و عالم را به نور قدوم خويش منور كردند . نام و كنيه آن حضرت، نام و كنيه رسول خدا، حضرت ابوالقاسم، محمد (ص) است و از القاب مباركشان، "مهدى"، "بقية الله"، "خلف صالح"، حجت"، "قائم" و "منتظر" مى باشد .مادر آن حضرت، كنيزى رومى بود كه به اسارت درآمده بود .ايشان توسط امام هادى (ع) خريدارى شدند و به بيت امامت راه يافتند . بى گمان اين افتخار براى نرجس خاتون، از آن جهت بود كه ايشان حتى در دربار روم پاك مى زيستند و مقام انسانى خود را به رذايل دنيوى نيالوده بودند و چگونگى راه يافتن آن بانوى مطهره به خانه وحى و امامت، از مصاديق بارز كلام حق تعالى است كه مى فرمايد: "و من يتق الله يجعل له مخرجا و يرزقه من حيث لا يحتسب و من يتوكل على الله فهو حسبه إن الله بالغ أمره قد جعل الله لكل شى ء قدرا: هر كس نسبت به خداوند تقوى و پرهيزكارى پيشه كند، خداوند براى او راه گريزى در مشكلات قرار خواهد داد و از جايى كه او گمانش را نمى كند به او روزى خواهد داد و هر كس فقط بر خدا توكل كند، او برايش كافى است . بدرستى كه خداوند امرش را به انجام مى رساند . او براى هر چيزى اندازه و مقدار مشخصى قرار داده است" .(1) در سال 254 هجرى قمرى، امام هادى (ع) به شهادت رسيدند و امام حسن عسكرى (ع) سرپرستى شيعه را به عهده گرفتند . عمه آن حضرت، حكيمه خاتون، همواره در خدمت ايشان و همسر گراميش (نرجس خاتون) بودند تا آنكه شبى امام عسكرى (ع) به حكيمه فرمودند: "عمه! امشب نزد ما باش كه فرزندى متولد خواهد شد كه خداوند به وسيله او زمين مرده را با علم و ايمان و هدايت زنده مى كند . " حكيمه عرض كرد: "فرزند از چه كسى متولد مى شود؟ من كه در نرجس اثر حمل نمى بينم!" امام فرمودند: "از نرجس متولد مى شود، نه از ديگرى . " و فرمودند: "هنگام صبح، اثر حمل بر او آشكار خواهد شد . مثل او، مثل مادر موسى است كه تا هنگام ولادت، اثر حمل بر او آشكار نبود و احدى از حمل او اطلاع نداشت، زيرا فرعون، شكم زنان حامله را مى شكافت تا موسى را بيابد . اين فرزند نيز از اين جهت شبيه موسى است . حكيمه خاتون همواره مراقب نرجس بود تا آنكه نزديك طلوع فجر نيمه شعبان سال 255 هجرى، اثر حمل بر آن بانوى مطهر آشكار شد . امام حسن عسكرى (ع) به حكيمه خاتون فرمودند: "بر نرجس سوره قدر را بخوان!" او اين سوره مباركه را بر نرجس تلاوت كرد كه ناگهان نرجس از ديدگان حكيمه غايب شد، گويا پرده اى بين آنان حائل شده است . حكيمه سراسيمه خدمت امام آمد . امام فرمودند: "عمه! برگرد كه او را در جاى خودش خواهى ديد!" حكيمه در حالى نزد نرجس بازگشت كه امام عصر، مهدى موعود (عج) متولد شده بودند و در حالى كه رو به قبله به سجده افتاده بودند، انگشتان سبابه را به طرف آسمان بلند كرده، مى فرمودند: "أشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له و أن جدى رسول الله و أن أبى أميرالمؤمنين وصى رسول الله؟ . سپس نام همه امامان را بردند تا به خودشان رسيدند و فرمودند:" اللهم أنجز لى وعدى و أتمم لى أمرى و ثبت وطأتى و املأ الأرض بى عدلا و قسطا: خداوندا وعده اى را كه به من داده اى عملى ساز و امر مرا كامل كن و قدمهايم را استوار گردان و زمين را به وسيله من از قسط و عدل پر كن !" حكيمه خاتون، كودك را نزد امام عسكرى (ع) آورد . حصرت به نوزاد فرمود: "اى فرزند! به قدرت الهى سخن بگو!" حضرت صاحب الأمر (ع) پس از استعاذه، اين آيه شريفه را تلاوت فرمودند: "بسم الله الرحمن الرحيم، و نريد أن نمن على الذين استضعفوا فى الأرض و نجعلهم أئمة و نجعلهم الوارثين נونمكن لهم فى الأرض و نرى فرعون و هامان و جنودهما منهم ما كانوا يحذرون: و اراده حتمى ما بر اين تعلق گرفته است كه بر مستضعفان زمين منت گذاريم و آنان را پيشوايان و وارثان قرار دهيم נ و به آنان در زمين مكنت و اقتدار بخشيم و به فرعون و هامان و لشكريان آن دو، از جانب آن مردم مستضعف، چيزى را كه همواره از آن پرهيز داشتند بنمايانيم (2). اين آيات در مورد حضرت موسى (ع) نازل شده است وبرطبق راويات،ازمصاديق بارزآن،حضرت حجت(ع) مى باشند . سخن گفتن يك طفل، گرچه مسأله اى غريب و دور از ذهن است، ولى عقلا ممكن است، همان طور كه در قرآن كريم به تكلم حضرت عيسى (ع) در گهواره اشاره شده است . لذا به صرف نادر بودن، يا استبعاد ذهن از چنين اتفاقاتى، نمى توان آن را انكار كرد . حضرت حجت (ع)، موعود نبى خاتم و ائمه هدى (عليهم السلام) بودند و در روايات بسيارى كه از آن بزرگواران نقل شده است، به امام زمان (ع) و غيبت و قيام آن حضرت اشاره شده است . حضرت، پيش از قيام، داراى دو مرحله از غيبت مى باشند: مرحله اول كه به "غيبت صغرى" موسوم است، از زمان ولادت آن حضرت تا سال 329 هجرى طول كشيد . چنانكه پنچ سال ابتداى عمر حضرت، مقارن با بقيه ايام امامت پدر گراميشان، امام حسن عسكرى (ع) بود . در اين مدت، تنها عده قليلى از شيعيان، موفق به ديدار آن مولود مبارك شدند و امام حسن عسكرى (ع) به آنان اعلام مى نمودند كه پس از ايشان، امامت و سرپرستى شيعه به عهده اين فرزند خواهد بود . پس از شهادت حضرت امام عسكرى (ع)، و در ادامه دوران غيبت صغرى، امام عصر- ارواحنا فداه- به منظور ارتباط يافتن با مردم، افرادى را به سمت نيابت خود معرفى كردند، كه به آنان "نواب خاص" حضرت مهدى (ع) گويند . اين افراد عبارت بودند از: عثمان بن سعيد عمروى، محمد بن عثمان بن سعيد، حسين بن روح، ابوالحسن، على بن محمد بن سمرى . " على بن محمد سمرى در سال 329 وفات كرد . بدين ترتيب، دوران غيبت صغرى (اگر از زمان ولادت امام زمان (ع) كه سال 255 هجرى است حساب كنيم) 74 سال طول كشيد . گر چه پس از پايان يافتن دوران غيبت صغرى، امام زمان (ع) كسى را به عنوان واسطه بين خود و مردم مشخص نفرمودند، ولى آنان را به حال خود نيز رها ننمودند و با ذكر اوصافى، مردم را به كسانى كه داراى اين ويژگيها باشند ارجاع دادند . حضرت به آنان دستور دادند در پيشامدهاى مختلفى كه براى آنان رخ خواهد داد، به اين عده (كه "نواب عام" ناميده بودند) رجوع كنند . كه امام زمان (عج) در حدیثی می فرمایند. و أما الحوادث الواقعة فارجعوا فيها إلى رواة حديثنا فإنهم حجتى عليكم و أنا حجة الله عليه(3) اما در مورد حوادث و پيشامدهايى كه براى شما شيعيان اتفاق مى افتد، به كسانى كه احاديث ما اهل بيت را روايت مى كنند مراجعه نماييد، زيرا من آنان را بر شما حجت قرار دادم و خود نيز حجت خدا بر آنان هستم! (پس راويان احاديث، با واسطه آن حضرت، حجت خدا بر مردم مى باشند. در روايت ديگرى نيز از امام باقر (ع) آمده است: "مجارى الأمور بيد العلماء بالله الأمناء على حلاله و حرامه: جريان امورتنها به دست عالمان الهى،كه برحلال وحرام خداوند امين هستند،مى باشد . در روايت ديگرى نيز چنين آمده است: فأما من كان من الفقهاء صائنا لنفسه حافظا لدينه مخالفا على هواه مطيعا لأمر مولاه فللعوام أن يقلدوه. (4) هر فقيهى كه نفس خودش را صيانت مى كند، دينش را حفظ مى نمايد و مخالف هواى نفس و مطيع امر مولايش مى باشد، بر عوام مردم لازم است كه از او تقليد كنند"
پی نوشت ها :
1- (سوره طلاق، آيه 2)
2- (سوره قصص ، آيات 5 و 6)
3- (وسائل الشيعه، كتاب القضا و الشهادات به نقل از كتاب اكمال الدين و اتمام النعمه)
4- سفينة البحار، ج 2، ماده (فقه) .
سایت مذهبی شهرستان محمود اباد،و هیئت های شهرستان محموداباد و سایت تخصصی مهدویت محموداباد