اس ام اس شب یلدا
تومیبینی ربابم غصه داراست/بنی هاشم هنوزم داغدارست/
صدای العطش درگوش مانده/بدن هابی کفن هرگوشه مانده/
شب یلدا توهم چله نشین باش /سیه پوش غم سالار دین باش/
ارسال این اس ام اس به دوستانتون
بهترین کاره

تومیبینی ربابم غصه داراست/بنی هاشم هنوزم داغدارست/
صدای العطش درگوش مانده/بدن هابی کفن هرگوشه مانده/
شب یلدا توهم چله نشین باش /سیه پوش غم سالار دین باش/
ارسال این اس ام اس به دوستانتون
بهترین کاره

به گزارش فرهنگ نیوز ، دكتر حاج ميثم مطيعي از مداحان اهل بيت عليهم السلام در هيات ميثاق با شهدا كه يكشنبه شب ها در دانشگاه امام صادق عليه السلام برگزار ميشود، شعري را به زبان عربي و فارسي اجرا نمود تا زائران ايراني و عرب زبان كه با پاي پياده به كربلا ميروند آن را زمزمه كنند. در اين شعر ضمن اشاره به زيارت جابر بن عبدالله انصاري در روز اربعين، به حوادث سوريه و بحرين اشاره شده و بر آزادسازي قدس شريف به دست مسلمين تاكيد شده است.
در ادامه مطلب می توانید این مداحی زیبا را به صورت صوتی و تصویری دریافت نمایید.
کنار قدم های جابر/سوی نینوا رهسپاریم
ستون های این جاده را ما/ به شوق حرم می شماریم

سيد بن طاووس مينويسد:" وقتي اسرا و بازماندگان شهدا را وارد دارالاماره يزيد كردند، درحالي كه همگي به وسيله ريسمان به هم بسته شده و در مقابل يزيد قرار گرفتند، امام سجاد، يزيد را مخاطب قرار داد و فرمود: «اي يزيد! تو را به خدا قسم ميدهم كه در بارة پيامبر چه گماني ميكني، اگر ما را با اين حالت بنگرد.»
يزيد دستور داد ريسمان را از آن ها جدا نمودند. سپس دستور داد سر مقدس امام حسين را در مقابل او قرار دهند و زنان را هم پشت سر خويش جاي داد تا به سر مبارك نظر نيفكنند. اما وقتي چشمان امام سجاد بر آن سر مقدس افتاد ، بعد از آن ديگر از گوشت كلة گوسفند و امثال آن نخورد.
در اين لحظه، فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام) فرمود: «اي يزيد! آيا جا دارد كه دختران رسول خدا اين طور اسير باشند!؟.»
آن زمان كه چشم زينب بر سر مبارك برادرش افتاد، دست برد و گريبان خويش را پاره كرد و با صدايي حزين و دلخراش فرياد زد: «يا حسيناه! يا حبيب رسول الله! يا بن مكه و منا! يا ابن فاظمه الزهراء سيده النساء! يا بن بنت المصطفي!»
به خدا قسم، زينب تمام حاضرين در مجلس را به گريه واداشت و يزيد بهت زده سكوت كرده و ناگهان چوب خيزران را طلب كرد و با آن به دندانهاي ثناياي امام حسين ميزد.
ابوبرزةاسلمي متوجه يزيد شد و گفت: «اي يزيد! واي بر تو! آيا با چوب به لب و دندان هاي حسين ميزني كه پسر فاطمه ميباشد؟ من شهادت ميدهم كه ديدم رسول خدا دندان هاي حسين و برادرش حسن (عليهما السلام) را ميبوسيد و به ايشان ميفرمود: «انتماسيدي شباب اهل الحنه، شمار دو بزرگ جوانان اهل بهشت ميباشيد. خدا قاتل شما را بكشد و او را لعنت كند و جهنم را كه بد جايگاهي است، براي او مهيا كند؟ يزيد خشمناك، دستور داد او را از مجلس خارج كنند. سپس يزيد شروع به خواندن اشعاري نمود:
ليت اشياخي ببدر شهدوا
جزع الخزرج من وقع الاسل
فاهـلوا و اسـتهلوا فـرجـاً
ثـم قـالـوا يا يـزيد لاتـشل
اي كاش بزرگان من كه درجنگ بدر جزع و فزع قبيل خزرج را از آن زد و خوردها مشاهده نمودند، ميبودند و براي اين عمل من اظهار خوشحالي و فرح مينمودند و ميگفتند: اي يزيد دستت بريده و شل مباد!
درآن ايام خوش، هرگاه زينبت ميخواست سوار بر محمل گردد، قمربني هاشم وعلي اكبر و سيدالشهدا او را كمك ميكردند تا به راحتي سوار بر محمل گردد. عباس كمك او ميكرد تا سوار گردد. علي اكبر طناب شتر را ميگرفت و سيد الشهداء كمر خواهر و دست هاي او را ميگرفت تا سوار محمل شود.
اما وقتي اسراء را خواستند ازكربلا به كوفه انتقال دهند، زينب تمام زنان و طفلان را سوار نمود و فقط خودش ماند كه سوار گردد. يادش به دوران خوش وصل تلاقي نمود. برگشت و رو به مقتل شهدا صدا زد: «برادرم عباس! علي اكبر! برخيزيد كه وقت سواري آمده، مرا سوار بر محمل نماييد. "حسينم برخيز...."
پی نوشتها :
[1] سفينة النّجاة ص 56.
منبع: داستانهايي از زمين کربلا ؛ ر- يوسفي
تعالی روحی و شخصیتی حضرت زینب بعد از واقعه کربلا
در حماسه حسینی آن کسی که بیش از همه این درس را آموخت و بیش از همه این پرتو حسینی بر روح مقدس او تابید، خواهر بزرگوارش زینب سلام الله علیها بود. راستی که موضوع عجیبی است، زینب با آن عظمتی که از اول داشته است و آن عظمت را در دامن حضرت زهرا علیهاسلام و از تربیت علی علیه السلام بدست آورده بود، در عین حال زینب بعد از کربلا، با زینب قبل از کربلا متفاوت است، یعنی زینب بعد از کربلا یک شخصیت و عظمت بیشتری دارد.
ما می بینیم در شب عاشورا، زینب یکی دو نوبت حتی نمی تواند جلوی گریه اش را بگیرد، یکبار آنقدر گریه می کند که بر روی دامن حسین بیهوش می شود و حسین علیه السلام با صحبتهای خود زینب را آرام می کند. «لا یذهبن حلمک الشیطان؛ خواهر عزیزم! مبادا هوس شیطانی بر تو مسلط بشود و حلم را از تو برباید، صبر و تحمل را از تو برباید» (بحارالانوار، ج 45، صفحه 2 و ارشاد شیخ مفید، صفحه 232 و اعلام الوری ، صفحه 236).
وقتی حسین (ع) به زینب (س) می فرماید که چرا این طور می کنی، مگر تو شاهد و ناظر وفات جدم نبودی؟ جد من از من بهتر بود، پدر ما از ما بهتر بود، برادر همین طور، مادر همین طور، زینب با حسین (ع) این چنین صحبت می کند: برادر جان! همه آنها اگر رفتند بالاخره من پناهگاهی غیر از تو داشتم، ولی با رفتن تو برای من پناهگاهی باقی نمی ماند. اما همینکه ایام عاشورا سپری می شود و زینب، حسین علیه السلام را با آن روحیه قوی و نیرومند و با آن دستورالعملها می بیند، زینب (س) دیگری می شود که دیگر احدی در مقابل او کوچکترین شخصیتی ندارد.
امام زین العابدین (ع) فرمود: ما دوازده نفر بودیم و تمام ما دوازده نفر را بیک زنجیر بسته بودند که یک سر زنجیر به بازوی من و سر دیگر آن به بازوی عمه ام زینب بسته بود. می گویند تاریخ ورود اسرا به شام دوم ماه صفر بوده است. بنابراین بیست و دو روز از اسارت زینب (س) گذشته است، بیست و دو روز رنج متوالی کشیده است که با این حال او را وارد مجلس یزید بن معاویه می کنند، یزیدی که کاخ اخضر او یعنی کاخ سبزی که معاویه در شام ساخته بود، آنچنان بارگاه مجللی بود که هر کس با دیدن آن بارگاه و آن خدم و حشم و طنطنه و دبدبه، خودش را می باخت. بعضی نوشته اند که افراد می بایست از هفت تالار می گذشتند تا به آن تالار آخری می رسیدند که یزید روی تخت مزین و مرصعی نشسته بود و تمام اعیان و اشراف و اعاظم سفرای کشورهای خارجی نیز روی کرسیهای طلا یا نقره نشسته بودند. در چنین شرایطی این اسراء را وارد می کنند و همین زینب (س) اسیر رنج دیده و رنج کشیده، در همان محضر چنان موجی در روحش پیدا شد و چنان موجی در جمعیت ایجاد کرد که یزید معروف به فصاحت و بلاغت را لال کرد. یزید شعرهای ابن زبعری را با خودش می خواند و به چنین موقعیتی که نصیبش شده است افتخار می کند. زینب فریادش بلند می شود:
«شمخت بانفک»! «اظننت یا یزید حیث اخذت علینا اقطار الارض و آفاق السماء فاصبحنا نساق کما تساق الاساری ان بنا علی الله هوانا و بک علیه کرامه» ؟ (بحار الانوار، جلد 45، صفحه 133 و مقتل الحسین، مقرم، صفحه 462 و اللهوف، صفحه 76)، ای یزید! خیلی باد به دماغت انداخته ای تو خیال می کنی اینکه امروز ما را اسیر کرده ای و تمام اقطار زمین را بر ما گرفته ای، و ما در مشت نوکرهای تو هستیم، یک نعمت و موهبتی از طرف خداوند بر تو است؟! به خدا قسم تو الان در نظر من بسیار کوچک و حقیر و بسیار پست هستی، و من برای تو یک ذره شخصیت قائل نیستم.
ببینید اینها مردمی هستند که بجز ایمان و شخصیت روحی و معنوی همه چیزشان را از دست داده اند. آن وقت شما توقع ندارید که یک همچون شخصیتی مانند شخصیت زینب (س) چنین حماسه ای بیافریند و در شام انقلاب به وجود بیاورد؟ همان طور که انقلاب هم به وجود آورد. یزید مجبور شد در همان شام روش خودش را عوض بکند و محترمانه اسراء را به مدینه بفرستد، بعد تبری بکند و بگوید خدا لعنت کند ابن زیاد را، من چنان دستوری نداده بودم، او از پیش خود این کار را کرد. چه کسی این کار را کرد؟ زینب (س) چنین کاری را کرد. در آخر جمله هایش اینطور فرمود: «یا یزید کد کیدک واسع سعیک ناصب جهدک فوالله لا تمحو ذکرنا و لا تمیت وحینا» (بحار الانوار، جلد 45، صفحه 135 و اللهوف، صفحه 77). زینب علیهاسلام به کسی که مردم با هزار ترس و لرز به او یا امیرالمؤمنین می گفتند، خطاب می کند که یا یزید به تو می گویم، هر حقه ای که می خواهی بزن و هرکاری که می توانی انجام بده، اما یقین داشته باش که اگر می خواهی نام ما را در دنیا محو بکنی، نام ما محو شدنی نیست، آنکه محو و نابود می شود تو هستی.
چنان خطبه ای در آن مجلس خواند که یزید لال و ساکت باقی ماند و خشم سراسر وجود آن مرد شقی و لعین را فرا گرفت و برای اینکه دل زینب (س) را آتش بزند و زبان او را ساکت کند و برای اینکه زینب منقلب بشود، دست به یک عمل ناجوانمردانه زد، با عصای خیزران خود به لب و دندان اباعبدالله (ع) اشاره کرد.
وَما أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعَامَ وَيَمْشُونَ فِي الْأَسْوَاقِ وَجَعَلْنَا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَتَصْبِرُونَ وَكَانَ رَبُّكَ بَصِيرًا(20)
ما هيچ يك از رسولان را پيش از تو نفرستاديم مگر اينكه غذا مىخوردند و در بازارها راه مىرفتند و بعضى از شما را وسيله امتحان بعضى ديگر قرارداديم، آيا صبر و شكيبايى مىكنيد (و از عهده امتحان برمىآييد)؟! و پروردگار تو همواره بصير و بينا بوده است. (20)
از موسي بن جعفر عليه السلام روايت شده است که رسول خدا صلي الله عليه و آله، اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام را جمع کرد و در خانه را بر روي خود و آنها بست و فرمود: اي اهل من و اهل خدا، همانا خداي عزوجل به شما سلام مي رساند و اين جبرئيل است که در خانه با شماست مي گويد: من دشمنان شما را موجب فتنه و امتحان و آزمايش براي شما قرار دادم در اين باره چه مي گوييد؟
اهل بيت گفتند: اي رسول خدا ما بر امر خدا و آنچه از قضاي او بر ما فرود مي آيد صبر مي کنيم تا بر خداي عزوجل وارد شويم و ثواب گرانقدرش را به نهايت برسانيم؛ چه آن که از او شنيده ايم که همه خير و خوبي را براي صابران مهيا فرموده است.
در اين هنگام رسول خدا صلي الله و عليه و آله و سلم گريست به گونه اي که صداي گريه و ناله اش از بيرون خانه شنيده مي شد. در همين وقت بود که اين آيه نازل شد: « و جعلنا بعضکم لبعض فتنه اتصبرون و کان ربٌک بصيراً »؛ يعني: « بعضي از شما را وسيله امتحان بعضي ديگر قرار داديم، آيا صبر و شکيبايي مي کنيد « و از عهده امتحان بر مي آييد »؟! و پروردگار تو همواره بصير و بينا بوده است » و اهل بيت همان گونه که گفتند، شکيبايي مي ورزند.
منابع
بحار الانوار، ج 24، ص 219، حديث 16 - کنز جوامع الفوائد، ص 190
ماجراي كربلا پايان پذيرفته، ولي غم هاي زينب فراموش شدني نيست هر لحظة او كربلا وعاشورا و اسارت و درد و رنج است. هر لحظه، مدينه يادآور حديث كساء اهل بيت و دوران هجرت زينب وحسين از سختترين دوران عمر اوست.
در مدينه قحطي سختي رخ داده است. عبدالله بن جعغر كه بحر جود و كرم است و عادت بر بذل و عطا دارد، به دليل اينكه دستش از سرمايه دنيا تهي گشته راهي شام ميگردد و به كار زراعت مشغول ميشود؛ ولي زينب، هر روزش گريه و داغ دل است. مدتي ميگذرد كه زينب گرفتار تب وصل خانوادهاش ميگردد و هر لحظه مريضي او شدت پيدا ميكند، تا اينكه در نيمة ظهر به همسر خويش عبدالله ميگويد: «بستر مرا در حياط به زير آفتاب قرار بده.»
عبدالله گويد: «او را درحياط جاي دادم كه متوجه شدم چيزي را روي سينة خويش نهاده و مدام زير لب حرفي ميزند، به او نزديك شدم ديدم پيراهني را كه يادگار از كربلاست؛ يعني پيراهن حسين كه خونين و پاره پاره است را روي سينه نهاده و مدام ميگويد: «حسين، حسين، حسين! ...»
لحظاتي بعد او وارد بر حريم اهل بيت النبوه گشت و كارنامةعمرش به خير و سعادت ختم گرديد.
مولایمان حضرت بقیة الله ارواحنا فداه در پاسخ سعدبن عبدالله در ضمن حدیثی طولانی می فرماید:
حضرت زكریا از پروردگارش درخواست نمود كه اسامی پنج تن را به او بیاموزد.
جبرئیل(ع) بر او نازل شد و آنها را به او آموخت. هر گاه كه زكریا اسم محمد(ص) و علی(ع) و فاطمه(س) و حسن(ع) را میبرد اندوهش برطرف میشد، ولی همین كه اسم حسین(ع) را می برد بغض گلویش را می فشرد و نفسش به شماره می افتاد و گریه اش می گرفت.
روزی گفت: خداوندا، چه سری دارد كه هر گاه اسم چهار نفر از اینان را میبرم غم و اندوهم برطرف می شود و خاطرم تسكین می یابد، ولی هنگام نام بردن از حسین(ع) اشكم جاری و آه و ناله ام بلند می شود؟
خداوند متعال داستان حسین(ع) را به او خبر داد و فرمود: (كهیعص)(آیه 1سوره مریم) .
كاف اسم كربلا، هاء هلاك خاندان پیامبر(ص)، یاء یزید كه به حسین(ع) ظلم و ستم نمود، عین اشاره به عطش و تشنگی حسین(ع) و صاد صبر اوست .
زكریا كه این مطالب را شنید سه روز از مسجدش بیرون نرفت و دستور داد كسی بر او وارد نشود و شروع به گریه و زاری نمود و ذكر مصیبت او این عبارت بود: خداوندا، آیا بهترین آفریدگانت به فرزندش مصیبت زده میشود؟ آیا چنین مصیبتی بر آستانه آنان فرود می آید؟
منبع : فاطمه الزهرا ، رحمانی همدانی ، بحارالانوار ،ج52،ص84 ؛ شجره طوبی ، ج2 ، ص403

بخش اول : کربلائی حسن حسین خانی | روضه
بخش دوم : کربلائی حسن حسین خانی - کربلائی حمید علیمی | روضه

بخش سوم : کربلائی حسین سیب سرخی - کربلائی حمید علیمی | سینه زنی زمینه ، شور
بخش چهارم : کربلائی حسین سیب سرخی | سینه زنی شور

بخش پنجم : کربلائی سیب سرخی - کربلائی هلالی - کربلائی علیمی | سینه زنی واحد
بخش ششم : کربلائی حمید علیمی - کربلائی روح الله بهمنی | سینه زنی واحد ، تک ، شور
بخش هفتم : کربلائی روح الله بهمنی - کربلائی حسین سیب سرخی | سینه زنی شور
بخش هشتم : کربلائی سیب سرخی - کربلائی هلالی - کربلائی علیمی | سینه زنی شور
مسلخ عشق
قال على (عليه السلام):
هذا... مصارع عشاق شهداء لا يسبقهم من كان قبلهم و لا يلحقهم من كان بعدهم.
حضرت على (عليه السلام) روزى گذرش از كربلا افتاد و فرمود:
اينجا قربانگاه عاشقان و مشهد شهيدان است شهيدانى كه نه شهداى گذشته و نه شهداى آينده به پاى آنها نمىرسند.
تهذيب، ج 6، ص،73 و بحار، ج 98، ص .116
عطر عشق
قال على (عليه السلام)
واها لك ايتها التربة ليحشرن منك قوم يدخلون الجنة بغير حساب
امير المومنين (عليه السلام) خطاب به خاك كربلا فرمود:
چه خوشبويى اى خاك! در روز قيامت قومى از تو بپا خيزند كه بدون حساب و بى درنگ به بهشت روند.
شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 4، ص 169
قال على بن الحسين (عليه السلام):
تزهر أرض كربلا يوم القيامة كالكوكب الدرى وتنادى انا ارض الله المقدسة الطيبة المباركة التى تضمنت سيد الشهداء و سيد شباب اهل الجنة.
امام سجاد (عليه السلام) فرمود:
زمين كربلا، در روز رستاخيز، چون ستاره مرواريدى مىدرخشد و ندا مىدهد كه من زمين مقدس خدايم، زمين پاك و مباركى كه پيشواى شهيدان و سالار جوانان بهشت را در بر گرفته است .
ادب الطف، ج 1، ص 236، به نقل از كامل الزيارات، ص 268.
همچون زيارت خدا
قال الامام رضا (عليه السلام)
من زار قبر الحسين (ع) بشط الفرات كان كمن زار الله
امام رضا (عليه السلام) فرمود:
كسى كه قبر امام حسين (عليه السلام) را در كرانه فرات زيارت كند، مثل كسى
است كه خدا را زيارت كرده است.
مستدرك الوسائل، ج 10، ص 250؛ به نقل از كامل
اى زكريا! ما تو را به فرزندى بشارت مىدهيم كه نامش «يحيى» است و پيش از اين، همنامى براى او قرار ندادهايم! (7)
امام صادق عليهالسلام فرمود:
ما از قبل براي او همنامي قرار نداديم، حسينبنعلي عليهما السلام و يحييبن زکريا است که از قبل همنامي نداشتند و آسمان فقط بر آن دو چهل روز گريست. گفته شد: گريستنش چگونه بود؟ فرمود:
به سرخي طلوع ميکرد و به سرخي نيز غروب مينمود.

کربلایی جواد مقدم - شب هشتم محرم 92 - آرامش قلب حسین گردش یک نگاهته ( زمینه )
کربلایی جواد مقدم - شب هشتم محرم 92 - جلوه هیئت علمی که داری ( شور )
کربلایی جواد مقدم - شب هشتم محرم 92 - سید شبابی تو اربابی ( شور )
کربلایی جواد مقدم - شب هشتم محرم 92 - خاکت به سر دنیا که دنیامو گرفتی ( واحد )
کربلایی جواد مقدم - شب هشتم محرم 92 - اگه ما نبودیم بی نوایی نبود ( شور )
کربلایی جواد مقدم - شب هشتم محرم 92 - آرامش قلب حسین گردش یک نگاهته ( زمینه )
کربلایی جواد مقدم - شب هشتم محرم 92 - دلم رو بردی غصمو خوردی ( شور )
کربلایی جواد مقدم - شب هشتم محرم 92 - به پای تو جوونی دادم حسین ( واحد )
اولین مرتبه شناخت امام و امامت در زیارت عاشورا شناخت شناسنامهای است. در جملههای آغازین زیارتنامه آمده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا أَبا عَبْدِاللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یاَبْنَ رَسُولِ اللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ أَمیرِالْمُؤْمِنینَ وَ ابْنَ سَیِّد الْوَصِییّنَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ فاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِساءِ الْعالَمین.»
«درود بر تو ای ابا عبدالله! درود بر تو ای فرزند رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم ، درود بر تو ای فرزند امیرمؤمنان! وصی بر حق رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم ، درود بر تو ای فرزند بزرگترین زنان عالم، فاطمه زهرا علیهاالسلام .»
این مرحله از شناخت در عین این که خوب و از جهل بهتر است، اما کارساز نمیباشد؛ چه این که همه کسانی که در روز عاشورا در مقابل آقا ابیعبداللّه علیهالسلام شمشیر به دست گرفته و با آن حضرت میجنگیدند این مقدار از شناخت را داشتند، اما برای خوشآمد یزید یا ترس از حکومت، فرزند پیامبرشان را به بیرحمانهترین صورت به شهادت رساندند.
سید ابن طاووس قدسسره نوشته است:
«وقتی حضرت سیدالشهدا در گودی قتلگاه افتاده بود، سنان بن انس ـ لعنة الله علیه ـ پیاده شد و نزد آن حضرت آمد و شمشیرش را بر حلقوم شریف ابی عبداللّه علیهالسلام زد و میگفت: واللّه من که سر تو را از بدن جدا میکنم، میدانم که تو پسر پیغمبری و از همه مردم از جهت پدر و مادر بهتری، پس سر مقدسّش را برید.»(1)
ب) شناخت کلامی :
دومین مرتبه شناخت امام در زیارت عاشورا، شناخت کلامی(2) است که بخشهایی از زیارت عاشورا عهدهدار این مطلب است:
«لَعَنَ اللّهُ اُمَّةً دَفَعَتْکُمْ عَنْ مَقامِکُمْ وَ أَزالَتْکُمْ عَنْ مَراتِبِکُمْ الَّتی رَتَّبَکُمُ اللّهُ فِیها»
«خدا لعنت کند آن کسانی را که شما را از حق مسلمتان (مقام امامت) بازداشتند و از آن جایگاهی که خداوند برایتان از ازل مقدر و مقرر فرموده بود منع کردند.»
زیرا مسأله امامت چیزی نبود که خداوند متعال و رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم از آن غفلت داشته باشند بلکه در منظومه معرفت دینی امامت به عنوان متمم و مکمّل رسالت مطرح است، همان طور که رسالت متمم خلقت میباشد.(3)
طرح جانشینی بلافصل حضرت علی علیهالسلام در روز غدیر که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم آن را ابلاغ کرد با نزول آیه «اَلْیَوْمَ اَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ»(4) جامه عمل پوشید، و آن روز بود که دین کامل شد و حتی پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم از آغازین روزهای رسالت، برای این روز سرنوشتساز و حیاتی زمینهسازی میفرمود.(5)
همان طور که طبق دلیلهای فراوان عقلی و نقلی پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم باید معصوم باشد، امام هم باید معصوم باشد(6) و چون عصمت که شرط امامت است، حقیقتی ملکوتی و باطنی، و فراتر از فهم توده مردم است و مثل سایر صفات ظاهری، واضح و آشکار نیست تا مردم بتوانند واجدانِ آن شرایط و صفات را انتخاب کنند، لازم است از طرف خداوند یا پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم یا ائمه ومعصومان قبلی افرادی که واجد این صلاحیت هستند معرفی شوند تا در بزرگترین مطلب بعد از نبوت، یعنی مسأله امامت مردم به خطا نروند که این کار هم انجام شده است.(7)
(رتّبکم اللّه فیها)؛ از بین احادیث فراوانی که بر این مطلب دلالت میکنند به یک حدیث از امام هشتم علیهالسلام بسنده میکنیم:
«اِنَّ الإِمامَةَ اَجَلُّ قَدْراً وَ اَعْظَمُ شَأْناً وَ أَعْلی مَکاناً وَ اَمْنَعُ جانِباً وَ اَبْعَدُ غَوراً مِنْ أَنْ یَنالَها النّاسُ بِعُقُولِهِمْ أَوْ یَنالُوها بِآرائِهِمْ أَوْ یُقیمُوا بِاخْتِیارِهِمْ ... .»
«مقام امامت برتر و والاتر و بالاتر از آن است که انسانهای عادی بتوانند به جوانب وعمق آن پی ببرند، امامت بزرگتر از آن است که با رأیگیری بتوان به آن رسید، امامت مهمتر از آن است که مردم به اختیار خود امامی تعیین کنند، امام، معصوم است. امام یگانه روزگارش است، امام کسی است که خدایش او را برگزیده است، کجا عقل بشری قادر است آن را تشخیص بدهد؟ ...»(8)
طبق روایات فراوان پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم نام مقدس یکایک ائمه علیهمالسلام از حضرت علی علیهالسلام تا امام زمان علیهالسلام را مشخص فرموده و هر یک از ائمه علیهمالسلام درباره امامت امام بعدی تصریح کردهاند. از انبوه این دست روایات به بیان یک روایت اکتفا میکنیم:
«جابر بن عبداللّه انصاری میگوید: وقتی آیه شریفه «أطیعُوا اللّهَ وَ اَطیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِیِ الاْءَمْرِ مِنْکُمْ»(9) نازل شد، پرسیدم یا رسول اللّه! خدا و رسولش را شناختیم، اولیالامر که خداوند اطاعت آنها را قرین اطاعت شما قرار داده است چه کسانی هستند؟
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمود: ای جابر! آنان جانشینان من هستند، آنان اماممان بعد از من هستند که اول آنان علی بن ابیطالب است، پس از او حسن، پس از او حسین، بعد از او علی بن الحسین، بعد محمد بن علی که لقباش در تورات باقر است. تو او را درک میکنی، سلام مرا به او برسان، بعد از او صادق، جعفر بن محمد، پس از او موسی بن جعفر، بعد از او علی بن موسی، پس از او محمد بن علی، بعد از او علی بن محمد، پس از او حسن بن علی، بعد از او کسی که نام او به نام من محمد و کنیهاش کنیه من ابوالقاسم، حجتاللّه در زمین و بقیةاللّه در بین بندگانش و فرزند حسن بن علی است ... .»(10)
2) امام صادق(ع) به صفوان می فرمايد: زيارت عاشورا را بخوان و از آن مواظبت کن، به درستی که من چند خير را برای خواننده آن تضمين می کنم، اول زيارتش قبول شود. دوم سعی و کوشش او شکور باشد. سوم حاجات او هرچه باشد از طرف خداوند بزرگ برآورده شود و نا اميد از درگاه او برنگردد زيرا خداوند وعده خود را خلاف نخواهد کرد. (بحارالانوار-جلد 98-ص 300)
3) در روايت ديگر می خوانيم : اگر مردم می دانستند زيارت امام حسين(ع) چه ارزشی دارد، از شدت شوق و علاقه می مردند و حسرت رسيدن به آن پاداش ها، جسم و روح آنها را پاره پاره می کرد." (بحارالانوار-جلد 101 –ص 18)
4) زيارت امام حسين(ع) بر هر مؤمنی که اقرار به امامت ايشان داشته باشد، واجب است.(بحارالانوار-جلد 101 –ص 69)
5) کسی که امام حسين(ع) را تنها برای رضا و خوشنودی پروردگار، و نه برای کسب شهرت زيارت کند، خداوند تمامی گناهان او را پاک می کند.(بحارالانوار-جلد 101 –ص 4)
6) اگرکسی بدون عذر موجه امام حسين(ع) را زيارت نکند، از اهل آتش خواهد بود.(بحارالانوار-جلد 101 –ص 4)
7) کسی که امام حسين(ع) را زيارت نکند شيعه اهل بيت نيست.(بحارالانوار-جلد 101 –ص 4)
اَعْظَمَ اللّهُ اُجُورَنا وَاُجورَكُمْ بِمُصابِنا بِالْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلامُ
بزرگ گرداند خدا پاداش ما و شما را در سوگواريمان براى حسين عليه السلام
وَجَعَلَنا وَاِيّاكُمْ مِنَ الطّالِبينَ بِثارِهِ مَعَ وَلِيِّهِ الاِْمامِ الْمَهْدِىِّ مِنْ الِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِمُ السَّلامُ
و قرار دهد خداوند ما و شما را از خون خواهانش به همراه وليش امام مهدى از خاندان محمد عليهم السلام
شايسته است در اين روز مقتل بخوانند و يكديگر را بگريانند. روايت شده كه چون حضرت موسى عليه السلام مأمور شد به ملاقات جناب خضر و تعلّم از او، اوّل چيزى كه در وقت ملاقات بين ايشان مذاكره شد، آن بود كه آن عالِم حديث نمود براى حضرت موسى مُصيبَتها و بلاهايى كه بر آل محمد عَليهمُ السلام وارد مى شود. پس گريستند هر دو و سخت شد گريستن ايشان.
روايت شده از ابن عبّاس كه گفت در ذيقار خدمت اميرالمؤ منين عليه السلام رسيدم صحيفه اى بيرون آورد به خطّ خود و املاء پيغمبر صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله و خواند براى من از آن و در آن صحيفه بود مَقْتَلِ امام حسين عليه السلام و آنكه چگونه كشته مى شود و كى مى كشد او را و كى يارى مى كند او را و كى با او شهيد مى شود. پس گريه كرد آن حضرت گريه سختى و مرا به گريه درآورد. فقير گويد كه اگر مقام را گنجايش بود مختصر مَقْتَلى در اينجا ذكر مى كردم لكن محلّ را گنجايش نيست هركه خواهد رجوع كند به كُتُبِ ما در مَقْتَل.
اگر كسى در اين روز نزد قبر امام حسين عليه السلام باشد و مردم را آب دهد، مثل كسى باشد كه لشكر آن حضرت را آب داده باشد و با آن جناب در كربلا حاضر شده باشد و خواندن هزار مرتبه توحيد در اين روز فضيلت دارد و روايت شده كه خداوند رحمان نظر رحمت بسوى او كند و سيّد براى اين روز دعايى نقل كرده است شبيه به دعاء عشرات بلكه ظاهر آنست كه خود آن دعا باشد موافق بعضى روايات آن.
شيخ از عبدالله بن سنان از حضرت صادق عليه السلام چهار ركعت نماز و دعايى نقل كرده كه در اين روز در وقت چاشت بايد به عمل آورد و ما به ملاحظه اختصار ذكر نكرديم [هركه طالب است به زادالمعاد رجوع نمايد]
شايسته است كه شيعيان در اين روز امساك كنند از خوردن و آشاميدن بى آنكه قصد روزه كنند و در آخر روز بعد از عصر افطار كنند به غذايى كه اهل مصيبت مى خورند مثل ماست يا شير و امثال آنها، نه مثل غذاهاى لذيذه.
جامه هاى پاكيزه بپوشند و بندها را بگشايند و آستين ها را بالا كنند به هيئت صاحبان مصيبت.
علاّمه مجلسى در زادالمعاد فرموده که بهتر آنست كه روز نهم و دهم را روزه ندارند، زيرا كه بنى اميّه اين دو روز را براى بَرَكَت و شماتت بر قتل آن حضرت روزه مى داشتند و احاديث بسيار در فضيلت اين دو روز و روزه آنها بر حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله بسته اند و از طريق اهل بيت عَليهمُ السلام در مذمّت روزه اين دو روز خصوصا روز عاشورا وارد شده است و ايضا بنى اميّه عليهم اللَّعْنَةُ از براى بركت آذوقه سال را در روز عاشورا در خانه ذخيره مى كرده اند. لهذا از حضرت امام رضاعليه السلام منقول است كه هر كه ترك كند سعى در حوائج خود را در روز عاشورا و پى كارى نرود حق تعالى حوائج دنيا و آخرت او را برآورد و هركه روز عاشورا روز مصيبت و اندوه و گريه او باشد حقّتعالى روز قيامت را روز فَرَح و سُرُور و شادى او گرداند و ديده اش در بهشت به ما روشن گردد و هركه روز عاشورا را روز بركت نامد و از براى منزل خود در آن روز چيزى ذخيره كند، خدا آن ذخيره را براى او مبارك نگرداند و در روز قيامت با يزيد و عُبَيدُاللّهِ بن زياد و عمر بن سعد عَلَيْهِمُ اللَّعْنَةُ محشور گردد. پس بايد كه در روز عاشورا آدمى مشغول كارى از كارهاى دنيا نگردد و مشغول گريه و نوحه و مصيبت باشد و امر كند اهل خانه خود را كه تعزيه آن حضرت را بدارند و مشغول ماتم باشند چنانكه در ماتم عزيزترين اولاد و اقارب خود مى باشند و در آن روز امساك كند از خوردن و آشاميدن بى آنكه قصد روزه كند و در آخر روز بعد از عصر افطار كند اگر چه به شربت آبى باشد و روزه تمام ندارد مگر آنكه در خصوص آن روز روزه واجبى داشته باشد كه به نذر يا مثل آن بر او واجب شده باشد كه آن روز را روزه بايد بگيرد و در آن روز آذوقه در خانه ذخيره نكند و نخندد و مشغول لهو و لعب نگردد.
هزار مرتبه بر قاتلان آن حضرت لعنت كند و بگويد اَلّلهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ الْحُسَيْنِ عليه السلام.
مؤلّف مفاتیج الجنان میگويد از كلام اين بزرگوار معلوم شد كه احاديثى كه در فضيلت روز عاشورا است مجعول است... و تَتْميم ظلم بنى اميّه را نموده...
همچنین در آخر روز عاشورا سزاوار است كه يادآورى از حال حرم امام حسين عليه السلام و دختران و اطفال آن حضرت كه در اين وقت در كربلا اسير اعداء و مشغول به حزن و بُكاء بودند و مصيبتهايى بر ايشان گذشته كه در خاطر هيچ آفريده خُطُور نكند و قلم را تاب نوشتن نباشد وَلَقَدْ اَجادَ مَنْ قالَ:
فاجِعَةٌ اِنْ اَرَدْتُ اَكْتُبُها
مُجْمَلَةً ذِكْرَةً لِمُدِّكِرٍ
مصيبت بزرگى كه اگر خواهم بنويسمش
به نحو اجمال براى يادآورى يادكننده
جَرَتْ دُمُوعى فَحالَ حائِلُها
ما بَيْنَ لَحْظِ الْجُفُونِ وَالزُّبُرِ
اشكم سرازير شود و حائل گردد
ميان پلك چشم و صفحات نامه
وَقالَ قَلْبى بُقْيا عَلَىَّ فَلا
وَاللّهِ ما قَدْ طُبِعْتُ مِنْ حَجَرٍ
و دلم گويد ترحمى كن بر من كه
به خدا سوگند من از سنگ آفريده نشده ام
بَكَتْلَهَاالاْرْضُوَالسَّماَّءُوَما
بَيْنَهُما فى مَدامِعٍ حُمُرٍ
گريست بر آن مصيبت زمين و آسمان و هرچه
مابين آن دو است به اشكهاى خونين
من از تحرير اين غم ناتوانم
كه تصويرش زده آتش بجانم
ترا طاقت نباشد از شنيدن
شنيدن كى بود مانند ديدن
پس برخيز و سلام كن بر رسول خدا و علىّ مرتضى و فاطمه زهرا و حسن مجتبى و ساير امامان از ذريه سيد الشهداءعَليهمُ السلام و ايشان را تعزيت بگو بر اين مصائب عظيمه با دل بريان و چشم گريان و اين زيارت را بخوان :
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا وارِثَ ادَمَ صَِفْوَةِ اللّهِ
سلام بر تو اى وارث حضرت آدم برگزيده خدا
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا وارِثَ نُوحٍ نَبِىِّ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا وارِثَ اِبْراهيمَ خَليلِ اللّهِ
سلام بر تو اى وارث حضرت نوح پيامبر خدا ، سلام بر تو اى وارث ابراهيم خليل خدا
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا وارِثَ مُوسى كَليمِ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا وارِثَ عيسى رُوحِ اللّهِ
سلام بر تو اى وارث موسى هم گفتار خدا، سلام بر تو اى وارث حضرت عيسى روح خدا
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا وارِثَ مُحَمَّدٍ حَبيبِ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا وارِثَ عَلِي اَميرِ الْمُؤْمِنينَ وَلِىِّ اللّهِ
سلام بر تو اى وارث حضرت محمد حبيب خدا سلام بر تو اى وارث على امير مؤ منان ولى خدا
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا وارِثَ الْحَسَنِ الشَّهيدِ سِبْطِ رَسُولِ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ
سلام بر تو اى وارث حسن آن امام شهيد و نوه رسول خدا سلام بر تو اى فرزند رسول خدا
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ الْبَشيرِ النَّذيرِ وَابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيّينَ
سلام بر تو اى فرزند مژده دهنده و ترساننده و پسر آقاى اوصياء
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ فاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِسآءِ الْعالَمينَ
سلام بر تو اى فرزند فاطمه بانوى زنان جهانيان
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبْدِ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا خِيَرَةَ اللّهِ وَابْنَ خِيَرَتِهِ
سلام بر تو اى اباعبدالله سلام بر تو اى برگزيده خدا و فرزند برگزيده او
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا ثارَ اللّهِ وَابْنَ ثارِهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الْوِتْرُ الْمَوْتُورُ
سلام بر تو اى خون خدا و فرزند خون خدا سلام بر تو اى كشته مظلومى كه انتقام خونت گرفته نشد
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الاِْمامُ الْهادِى الزَّكِىُّ وَعَلى اَرْواحٍ حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ
سلام بر تو اى امام راهنماى پاك و بر آن ارواحى كه به آستان تو فرود آمدند
وَاَقامَتْ فى جِوارِكَ وَوَفَدَتْ مَعَ زُوّارِكَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ مِنِّى ما بَقيتُ وَبَقِىَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ
و در جوارت رحل اقامت افكندند و با زائرانت ورود كردند سلام من بر تو تا زنده ام من و برپا است شب و روز
فَلَقَدْ عَظُمَتْ بِكَ الرَّزِيَّةُ وَجَلَّ الْمُصابُ
كه براستى بزرگ شد به تو مصيبت و گران شد سوگوارى
وَفى سُكّانِ الاْرَضينَ فَاِنّا لِلّهِ وَاِنّا اِلَيْهِ راجِعُونَ
در ميان مؤ منان و مسلمانان و در ميان ساكنين آسمانها همگى و در ميان ساكنين زمينها «انا للّه و انا اليه راجعون»
وَصَلَواتُ اللّهِ وَبَرَكاتُهُ وَ تَحِيّاتُهُ عَلَيْكَ وَعَلى ابآئِكَ الطّاهِرينَ الطَّيِّبينَ الْمُنْتَجَبينَ
درودهاى خدا و بركاتش و تحيتهايش بر تو و بر پدران پاك و پاكيزه و برگزيده ات
وَعَلى ذَراريهِمُ الْهُداةِ الْمَهْدِيّينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مَوْلاىَ وَعَلَيْهِمْ وَ عَلى [رُوحِكَ وَعَلى] اَرْواحِهِمْ
و بر فرزندان راهنماى راه يافته شان باد سلام بر تو اى سرور من و بر ايشان و بر ارواح ايشان
وَعَلى تُرْبَتِكَ وَعَلى تُرْبَتِهِمْ اَللّهُمَّ لَقِّهِمْ رَحْمَةً وَرِضْواناً وَرَوْحاً وَرَيْحاناً
و بر تربت تو و بر تربت ايشان خدايا ببار بر ايشان رحمت و خوشنودى و روح و ريحانى
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مَوْلاىَ يا اَباعَبْدِاللّهِ يَا بْنَ خاتَمِ النَّبِيّينَ وَيَابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيّينَ
سلام بر تو اى سرور من اى اباعبدالله اى فرزند خاتم پيمبران و اى فرزند آقاى اوصياء
وَ يَابْنَ سَيِّدَةِ نِسآءِ الْعالَمينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا شَهيدُ يَا بْنَ الشَّهيدِ يا اَخَ الشَّهيدِ
و فرزند بانوى زنان جهانيان سلام بر تو اى شهيد (راه حق ) و اى پسر شهيد و اى برادر شهيد
يا اَبَا الشُّهَدآءِ اَللّهُمَّ بَلِّغْهُ عَنّى فى هذِهِ السّاعَةِ وَفى هذَا الْيَوْمِ وَ فى هذَا الْوَقْتِ وَفى كُلِّ وَقْتٍ
و اى پدر شهيدان خدايا برسان به او از اجانب من در اين ساعت و در اين روز و در اين وقت و در هر وقت
تَحِيَّةً كَثيرَةً وَسَلاماً سَلامُ اللّهِ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُاللّهِ وَ بَرَكاتُهُ يَابْنَ سَيِّدِالْعالَمينَ
تحيتى زياد و سلامى بسيار سلام خدا بر تو و رحمت خدا و بركاتش اى فرزند آقاى جهانيان
وَعَلَى الْمُسْتَشْهَدينَ مَعَكَ سَلاماً مُتَّصِلاً مَا اتَّصَلَ اللَّيْلُ وَ النَّهارُ
و نيز بر شهيد شدگان با تو سلامى پيوسته به پيوستگى شب و روز
السَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِىٍّ الشَّهيدِ السَّلامُ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ الشَّهيدِ
سلام بر حسين بن على شهيد (راه حق ) سلام بر على بن الحسين آن شهيد (عاليقدر)
اَلسَّلامُ عَلَى الْعَبّاسِ بْنِ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ الشَّهيدِ السَّلامُ عَلَى الشُّهَدآءِ مِنْ وُلْدِ اَمِيرِ الْمُؤْمِنينَ
سلام بر عباس فرزند اميرمؤ منان آن شهيد (والا مقام ) سلام بر فرزندان شهيد امير مؤ منان
اَلسَّلامُ عَلَى الشُّهَدآءِ مِنْ وُلْدِ الْحَسَنِ اَلسَّلامُ عَلَى الشُّهَدآءِ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ
سلام بر فرزندان شهيد حسن سلام بر شهيدان از فرزندان حسين
السَّلامُ عَلَى الشُّهَدآءِ مِنْ وُلْدِ جَعْفَرٍ وَ عَقيلٍ اَلسَّلامُ عَلى كُلِّ مُسْتَشْهَدٍ مَعَهُمْ مِنَ الْمُؤْمِنينَ
سلام بر شهيدان از فرزندان جعفر و عقيل سلام بر هر شهيدى كه با ايشان بود از مؤمنان
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَبَلِّغْهُمْ عَنّى تَحِيَّةً كَثيرَةً وَسَلاماً
خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد و برسان به ايشان از جانب من تحيتى زياد و سلامى بسيار
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا رَسُولَ اللّهِ اَحْسَنَ اللّهُ لَكَ الْعَزآءَ فى وَلَدِكِ الْحُسَيْنِ
سلام بر تو اى رسول خدا نيكو كند خداوند صبر تو را در سوگوارى فرزندت حسين
اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا فاطِمَةُ اَحْسَنَ اللّهُ لَكِ الْعَزآءَ فى وَلَدِكِ الْحُسَيْنِ
سلام بر تو اى فاطمه نيكو كند خداوند صبر تو را در سوگوارى فرزندت حسين
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَميرَ الْمُؤْمِنينَ اَحْسَنَ اللّهُ لَكَ الْعَزآءَ فِى وَلَدِكَ الْحُسَيْنِ
سلام بر تو اى اميرمؤ منان نيكو كند خدا صبر تو را در مصيبت فرزندت حسين
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا مُحَمَّدٍ الْحَسَنَ اَحْسَنَ اللّهُ لَكَ الْعَزآءَ فى اَخيكَ الْحُسَيْنِ
سلام بر تو اى ابا محمد حسن (مجتبى ) نيكو گرداند خدا صبر تو را در مصيبت برادرت حسين
يا مَوْلاىَ يا اَبا عَبْدِاللّهِ اَنَا ضَيْفُ اللّهِ وَضَيْفُكَ وَجارُ اللّهِ وَجارُكَ
اى مولاى من اى ابا عبداللّه من ميهمان خدا و ميهمان تواءم و در پناه خدا و پناه تو ام
وَلِكُلِّ ضَيْفٍ وَجارٍ قِرىً وَقِراىَ فى هذَا الْوَقْتِ اَنْ تَسْئَلَ اللّهَ سُبْحانَهُ وَتَعالى
و براى هر ميهمان و پناهنده اى حق پذيرايى است و پذيرايى من در اين وقت اين است كه از خداى سبحان بخواهى
اَنْ يَرْزُقَنى فَكاكَ رَقَبَتى مِنَ النّارِ اِنَّهُ سَميعُ الدُّعآءِ قَريبٌ مُجيبٌ
كه روزيم گرداند آزادى از آتش دوزخ را كه براستى او شنواى دعا و نزديك و اجابت كننده است
حضرت امام صادق(ع) فرموده: هرکس بوسيله خواندن زيارت عاشورا، جدم حسين(ع) را زيارت کند " چه از راه دور يا نزديک" به خدا قسم خداوند هر حاجت مادی و معنوی داشته باشد به او می دهد.
چند نکته در رابطه با اين حديث قابل ذکر می باشد:
اول اينکه گوينده مطلب يک امام معصوم است، بنابراين خيلی قابل اهميت می باشد.
دوم اينکه امام معصوم قسم می خورد که اين تأکيدی براينکه حتماٌ حاجت اين شخص را خداوند خواهد داد.
سوم اينکه می توان در صورتی که امکان نداشته باشد از نزديک امام حسين(ع) را بوسيله خواندن زيارت عاشورا زيارت کند، از راه دور اين کار را انجام دهد.
چهارم اينکه حاجات مادی و معنوی بوسيله اين زيارت توسط خداوند برآورده می گردد.
برای رسيدن به مقام قرب الهی نيز وسائل گوناگون وجود دارد ولی وسيله مطمئن، راحت، سريع و ... برای رسيدن به خداوند عشق به امام حسين(ع) می باشد.با عشق و ارادت به سالار شهيدان کربلا می توان سريعتر و مطمئن به هدف رسيد.
برای رسيدن به محبت و عشق و علاقه امام حسين(ع) نيز راههای گوناگون وجود دارد ولی راهی که سريعتر انسان می تواند بوسيله آن به بارگاه امام حسين(ع) راه يابد، و جزو شيفتگان و عشاق سيدالشهداء گردد، از طريق خواندن زيارت عاشورا و خصوصاٌ مداومت به خواندن اين زيارت شريف می باشد.
دلايل مختلفی برای اثبات اين ادعا وجود دارد که عبارتند از :
1- زيارت عاشورا از احاديث قدسی می باشد. روايت صفوان در مورد زيارت عاشورا بيان کننده اين امر است که جبرئيل امين اين زيارت را از طريق خداوند متعال برای پيامبر(ص) قرائت نمود و اين زيارت از طريق معصومين به امام باقر(ع) رسيد و از طريق اين امام معصوم به دست شيعيان و دوستداران اهل بيت عصمت و طهارت(ع) رسيده است.
2- ائمه ما شيعيان خصوصاٌ امام زمان(ع) تأکيد به خواندن و مداومت به خواندن اين زيارت شريف داشته اند، چنانچه در ملاقاتی که سيد رشتی با امام زمان(ع) داشته اند، امام زمان به سيد رشتی می فرمايند: که چرا عاشورا نمی خوانيد و بعد سه بار می فرمايند عاشورا، عاشورا، عاشورا.(مفاتيح الجنان- شيخ عباس قمی)
3- علماء وبزرگان ما نيز برخواندن عاشورا و مداومت به آن تأکيدفراوان داشته اند و خود نيز اين کار را انجام می داده اند و يکی از علل موفقيت اکثر بزرگان و علماء خواندن زيارت عاشورا بوده است.
چه بسيار زيبا است که انسان در هر زوز صبح 5 دقيقه از وقت خود را برای سالار شهيدان و زيارت عاشورا قرار دهد. چه صبح و روز زيبائی خواهد بود روزی که با نام و ياد عزيز زهرا(س) شروع شود.
مطمئن باشيد که امام حسين(ع) جواب سلام شما را می دهد. فقط بايد دل را پاک کرد تا جواب سلام امام را شنید و يقين داشته باشيد که جواب سلام را امام حسين(ع) می دهد، چون جواب سلام واجب است و امام معصوم محال است ترک واجب نمايد. فقط بايد گوش ما شنوا و لايق شنيدن جواب سلام ايشان باشد.

بخش اول : حاج عبدالرضا هلالی | روضه
بخش دوم : حاج عبدالرضا هلالی | روضه ، سینه زنی سه ضرب
بخش سوم : حاج عبدالرضا هلالی | سینه زنی سه ضرب ، شور ، واحد
بخش چهارم : حاج عبدالرضا هلالی - حاج روح الله بهمنی | سینه زنی واحد
بخش پنجم : حاج روح الله بهمنی - حاج ابراهیم رحیمی | سینه زنی واحد ، تک ، شور
بخش ششم : حاج عبدالرضا هلالی - حاج روح الله بهمنی | سینه زنی شور
بخش هفتم : حاج عبدالرضا هلالی | سینه زنی شور ، روضه
اما زيارت ناحيه معروف كه ابن المشهدي آن را در كتاب مزار آورده است، از سه جهت مورد بررسي است:
1. آشنايي با مؤلف و ميزان اعتبار و وثاقت او كه مرحوم ابن طاووس، شهيد اول، حر عاملي، محدث نوري، سيد محسن عاملي، مرحوم مدرس، شيخ عباس قمي، آقا بزرگ طهراني و استادمان آيتاللهالعظمي وحيد خراساني او را معتبر ميدانند.
2. آشنايي با كتاب كه آن نيز مورد اعتماد شيعه است؛ همانگونه كه مرحوم مجلسي در تحفة الزائر، بحارالانوار و نيز مرحوم نوري و سيد محسن امين به آن اعتماد داشتند.
دربارة ميزان اعتبار زيارت ناحيه طبق گفته مرحوم مجلسي و سيد مرتضي، حضرت، در اولين زيارت از امام حسين(علیه السلام)، اين زيارت را قرائت كرده است؛ ولي شبهاتي نيز در آن مطرح است؛ از جمله:
1. اگر اعتبار داشت، چرا مرحوم قمي در مفاتيح الجنان آن را نياورده است؟
2. وجود بعضي از عبارات كه مناسب شأن نيست؛ همانند ناشرات الشعور.
3. اشكال مرحوم آيتاللهالعظمي خوئي به مؤلف و كتاب.
پاسخ اشكال اول، اينكه قسمتي از آن را در نفس المهموم آورده است و پاسخ اشكال دوم، اينكه منظور اين است كه در زير حجاب و چادر، گيسوان پريشان بوده، نه اينكه مكشوف باشد. اشكال آقاي خوئي نيز مبنايي است.
در خاتمه به منابع نقل اين زيارت از شيخ مفيد و سيد مرتضي و ابن طاووس و مجلسي و فيض كاشاني و ابراهيم بن محسن فيض اشاره كردهايم و بالاخره اين زيارت، از جهات سند و متن مورد تقويت و معتبر است.
كليد واژهها: ادعيه و زيارات، زيارت ناحيه مقدسه، نقد و ارزيابي، سند و دلالت زيارت.
كاوشي در سند
روش بحث
در بحث حديثشناسي روش ما بررسي موضوعي احاديث مهدويت است نه تجزيهاي. در روش تجزيهاي؛ يعني متون احاديث شيعه يا سني به ترتيب ـ و حديث حديث ـ بررسي ميشود؛ البته آشنايي با متون احاديث، فقه الحديث و مدارک حديث ضروري است؛ ولي از آنجا كه حجم و تعداد احاديث زياد است1؛ لذا روش تجزيهاي و رسيدگي به يک يک اين متون، وقت فراواني ميطلبد.
از اين رو بحث ما موضوعي است. مقصود ما از بحث موضوعي اين است که موضوعي را مثل حکومتهاي بعد از حضرت مهدي(علیه السلام) يا داستان حضرت نرجس خاتون مادر امام زمان(علیه السلام) يا قيامهاي دوران غيبت يا جزيره خضراء در روايات و متون و... مورد بحث و بررسي قرار ميدهيم. شيوه بحث به اين صورت خواهد بود: گام اوّل، متن را در حد امكان، از قديمترين منبع نقل ميکنيم. گام دوم، منابع و مصادر نقل آن روايت از گذشته تا کنون است؛ زيرا کثرت نقل يا عدم آن، دليل يا مؤيدي بر اعتنا يا عدم اعتنا است. گام سوم، بررسي سندي است؛ يعني اين حديث از چند طريق رسيده و در آخر به چند نفر ميرسد و ميزان اعتبار راويان تا چه حدي است؟ گام چهارم اينكه اگر در اين رابطه، از بزرگان مطالبي در رد يا قبول متن يا مضمون آمده مطرح و در آخر، نتيجهگيري و جمعبندي ميشود.