سفارش آیه الله قاضی

سفارش آیه الله قاضی

آیت الله قاضی
از ویژگى هاى فراموش نشدنى ایشان این بود كه همیشه مهر مخصوص ‍ داشت و دیگران را به آن سفارش مى نمود و به قبله شناسى بسیار اهمیت مى داد و همیشه قبله نما همراهش بود تا به قبله یابى دقیق بپردازد.

مولف كتاب ((در محضر اولیاء))نقل مى كند یك روز حضرتشان (آیه الله کشمیری) را به حق حضرت ختمى مرتبت صلى الله علیه و آله قسم دادم كه اجازه فرمایند سه روز خادم ایشان باشم ، فرمودند: احتیاجى نیست ، اصرار كردم قبول فرمودند، لذا سه روز از صبح تا شب در منزل ایشان بودم ، در این مدت و سایر اوقات سوالاتى از محضرشان مى كردم كه به برخى از آن ها اشاره مى كنم .

 

سوال : هر عارفى یك نقطه دگرگونى داشته است ! شما چطور شد كه منقلب شدید؟!

جواب : رسیدن به محضر مرحوم قاضى .

س : الان چه كسى را به عنوان استاد كامل معرفى مى كنید؟

ج : آقاى بهجت آقاى بهجت .

س : مهمترین خصوصیات مرحوم قاضى چه بود؟

ج : صبر و توكل .

س : رمز موفقیت را در چه مى دانید؟

ج : نشستن با بزرگان ، نماز شب .

س : سفارشى به بنده و طلاب بفرمائید؟

ج : تقوا داشته باشید و درس بخوانید.

س : چند سال محضر مرحوم قاضى بوده اید؟

ج : 8 سال .

س : رابطه شما با امام چطور بود؟ آقا مصطفى شاگرد شما بود؟

ج : علاقه زیادى به من داشت ، آقا مصطفى رفیق من بود.

س : مقام معظم رهبرى را مى شناسید؟

ج : نه خیر، حكومت اسلامى است خیلى خوب است (1)

س : از سفارشات مرحوم قاضى اگر یادتان هست بیان فرمائید؟

ج : سجده یونسیه حداقل 400 بار در سجده در سحر بهتر است و قرآن بخوانید.

س : در ماه رجب چه عملى انجام بدهیم ؟

ج : هر روز 1000 مرتبه استغفار و دعاى (یا من تحل)

س : ترك حیوانى چقدر در نورانیت موثر است ؟

ج : خیلى فقط قبل از چهل روز یك مرتبه گوشت بخورید جهت رفع كراهت .

س : چه موقع انسان مى تواند خدمت امام زمان برسد؟

ج : هر وقت متقى شدید خدمت امام زمان برسد.

س : براى عصبانیت چه ذكرى خوب است ؟

ج : لا اله الا الله .

س : رابطه شاگرد با استاد چگونه باید باشد؟

ج : مثل عبد و غلام در برابر مولا.

س : شما با مرحوم قاضى این طور بودید؟

ج : بله .

س : از آثار نماز شب چیست ؟

ج : نورانیت و روحانیت مرحوم قاضى سفارش مى كردند.

س : براى اداى قرض چه دعائى بخوانیم ؟

ج : یا من یكفى من كل شى و لایكفى من الشى اكفنى ما اهمنى .(2)

 

- در سجاده عبادت و بندگى (حضرت آیت الله محمدى لائینى)

 

فرزند معظم له حضرت حجت الاسلام و المسلمین محمد باقر محمدى لائینى درباره رمز موفقیت و سفارشات ایشان بیان مى كند:

او تهجد و شب زنده دارى ؛ این مستحب با ارزش را بسیار سفارش مى نمود و با مناجات وقت سحر و خلوت با خداى سبحان و تفكر در آیات ، وجود خویش را نورانى و شب ظلمانى را به روز روشن تبدیل مى كرد.

 

بعد از نماز شب و اقامه نماز صبح ، تعقیبات را تا نزدیك طلوع خورشید ادامه مى داد.

او بسیار مقید به اقامه نماز جماعت در مسجد بود حتى در زمان بیمارى . اگر برایشان ممكن بود در شرائط نامساعد هم حاضر به ترك نماز جماعت در مسجد نمى شد.

او تندیس اخلاص بود. در حدیث قدسى وارد شده است كه خداوند جل و علا مى فرماید: اخلاص سر من اسرارى استودعه قلب من احبه من عبادى . اخلاص سرى از اسرار من است كه آن را فقط در قلب بندگان محبویم قرار مى دهم .

معظم له محبوب خدا بود و از این موهبت الهى حظ وافرى داشت .

 

ایشان ایمان واقعى به نماز داشت و پى به عظمت و اسرار آن برده بود و حتى در اواخر عمرش درسى را به همه مومنین داد و فرمودند: هر كس ‍ درباره من غیبتى یا تهمتى از او سر زده است براى این كه از او راضى باشم برایم یك شبانه روز نماز بخواند.

 و به افرادى كه براى رفتن به زیارت عتبات عالیات خدمتش براى خداحافظى مى رسیدند. مى فرمود: در آن جا برایم دو ركعت نماز بخوانید.

از ویژگى هاى فراموش نشدنى ایشان این بود كه همیشه مهر مخصوص ‍ داشت و دیگران را به آن سفارش مى نمود و به قبله شناسى بسیار اهمیت مى داد و همیشه قبله نما همراهش بود تا به قبله یابى دقیق بپردازد.

هم چنین یكى از امورى كه ایشان به همه مومنین مخصوصا طلاب و روحانیون سفارش مى كرد قرائت صحیح و درست نماز بود.

در میان نمازهاى مستحبى ؛ به نماز جعفر طیار بسیار اهمیت مى داد و دیگران و فرزندان را به آن سفارش مى نمود ودر تربیت فرزندان روى مسئله نماز توجه و عنایت ویژه اى داشت (3) .


منابع:

1- مرقد شریفشان از طرف مقام معظم رهبرى در حرم مطهر براى خاك سپارى واگذار شد.

2- در محضر اولیاء، ص 25

3- حجت الاسلام و المسلمین محمد باقر لائینى فرزند حضرت آیت الله محمدى لائینى ، بنابر در خواست مولف .

کتاب حیات عارفانه فرزانگان

آثار گفتن " بسم الله الرحمن الرحیم"

آثار گفتن " بسم الله الرحمن الرحیم"


در تفسیر امام حسن عسکری(علیه‌السلام) در ثواب شروع وضو با بسم الله آمده است: “و ان قال فی اول وضوئه بسم الله الرحمن الرحیم طهرت اعضاؤه کل‌ها من الذنوب ؛ و اگر گفت بسم الله در آغاز وضویش، باعث پاک شدن همه اعضا از گناهان می‌شود. ”‌‌


بسم الله

در روایات اسلامی به قدری به این آیه از قرآن مجید اهمیت داده شده است که آن را هم‌ردیف «اسم اعظم الهی» معرفی کرده‌اند. امام علی بن موسی‌الرضا(علیه‌السلام) می‌فرماید: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ أَقْرَبُ إِلَی اسْمِ اللَّهِ الْأَعْظَمِ مِنْ نَاظِرِ الْعَیْنِ إِلَی بیاض‌ها؛ بسم الله الرحمن الرحیم، به اسم اعظم خدا نزدیک‌تر از سیاهی چشم است،به سفیدی آن.»

آنچه از میان روایات امامان معصوم: درباره اهمّیت «بسم الله الرحمن الرحیم» به دست می‌آید عبارت است از: 1. امامان معصوم: هیچ کاری را بدون گفتن این جمله آغاز نمی‌کردند.2. سفارش می‌کردند غذا را با این جمله آغاز و اگر چند غذا تناول می‌کنید برای هر کدام جدگانه «بسم الله» بگویید و چنانچه فراموش کردید، جمله «بِسمِ الله عَلی اَوَّلِهِ وَ آخِرِهِ» را بر زبان جاری کنید. این مطلب، به اهمیت فوق‌العاده شروع غذا با نام خداوند اشاره می‌کند.3 بلند گفتن و آشکار کردن «بسم الله الرحمن الرحیم»، بسیار سفارش شده است. امام صادق(علیه‌السلام) می‌فرماید: «حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ أَنَّهُ قَالَ التَّقِیَّه دِینِی وَ دِینُ آبَائِی فِی کُلِّ شَیْ ءٍ إِلَّا فِی تَحْرِیمِ الْمُسْکِرِ وَ خَلْعِ الْخُفَّیْنِ عِنْدَ الْوُضُوءِ وَ الْجَهْرِ به بسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ؛ پدرم از پدرانش روایت کرده است که علی بن ابی‌طالب فرمود: تقیه در هر چیز، دین من و دین پدران من است؛ جز در تحریم مست‌کننده و در کندن کفش، [برای مسح] هنگام وضو و در بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم.»

 

آثار گفتن " بسم الله "

1- در وضو

در تفسیر امام حسن عسکری(علیه‌السلام) در ثواب شروع وضو با بسم الله آمده است: “و ان قال فی اول وضوئه بسم الله الرحمن الرحیم طهرت اعضاؤه کل‌ها من الذنوب؛1 و اگر گفت بسم الله در آغاز وضویش، باعث پاک شدن همه اعضا از گناهان می‌شود. ”‌

امام صادق(علیه السلام) درباره تأثیر “بسم الله ”‌‌ می‌فرماید: الا اعلمک کلمات اذا وقعت فی ورطه او بلیه فقل بسم الله الرحمن الرحیم لاحول و لاقوه الا بالله العلی العظیم فان الله یصرف بها عنک ما یشاء من انواع البلاء؛7 آیا برای زمان نابودی و هلاکت، کلماتی به تو بیاموزم؟ پس بگو: “بسم الله الرحمن الرحیم لاحول و لاقوه الا بالله العلی العظیم “، که خداوند به سبب آن، هر نوع بلایی را که بخواهد از تو دفع می‌کند

رسول خدا(صلی الله علیه وآله) به فردی که درباره ثواب وضو سؤال داشت، فرمود: “فاعلم انک اذا ضربت یدک فی الماء و قلت بسم الله الرحمن الرحیم تناثرت الذنوب التی اکتسبتها یداک فاذا غسلت وجهک تناثرت الذنوب التی اکتسبتها عیناک بنظرهما و فوک بلفظه فاذا غسلت ذراعیک تناثرت الذنوب عن یمینک و شمالک فاذا مسحت راسک و قدمیک تناثرت الذنوب التی مشیت الی‌ها علی قدمیک فهذا لک فی وضوئک؛2 بدان! چون دستت در آب بری و “بسم الله الرحمن الرحیم ”‌ بگویی، گناهانی که دست‌هایت انجام داده فرو می‌ریزد و چون چهره خویش را بشویی، گناهانی که چشم‌هایت با نگاه کردنشان انجام داده‌اند از بین می‌رود، همچنین گناهان دهانت که تلفظ کرده زدوده می‌شود و وقتی دو دست خود را از آرنج بشویی، گناهان، از دست راست و چپت فرو می‌ریزد و چون بر سر و پشت پاهای خود مسح کشی، گناهانی از بین می‌رود که قدم‌هایت به سوی آن‌ها گام برداشته‌اند. پس این، پاداش وضوی تو است. ”‌

حضرت علی(علیه السلام) می‌فرماید: “ان من توضا فذکر اسم الله طهر جمیع جسده و کان الوضوء الی الوضوء کفاره لما بینهما من الذنوب و من لم یسم لم یطهر من جسده الا ما اصابه الماء؛3 هر کس وضو بگیرد و نام خدا را ذکر کند (بسم الله الرحمن الرحیم بگوید) تمام بدنش پاک می‌شود و این وضو تا وضو [بعد]، خود کفاره گناهان میان دو وضو است و هر کس بسم الله نگوید، فقط اندام‌هایی که آب به آن‌ها رسید پاک می‌شود. ”

2- تعلیم به کودکان

پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله) فرمود: “انه اذا قال المعلم للصبی قل بسم الله الرحمن الرحیم فقال الصبی بسم الله الرحمن الرحیم کتب الله براءه للصبی و براءه لابویه و براءه للمعلم؛4هرگاه معلم به کودک بگوید: بگو: “بسم الله الرحمن الرحیم “، پس کودک بگوید: “بسم الله الرحمن الرحیم “، خداوند برای این کودک و پدر و مادر او و این معلم، برائت [از آتش] خواهد نوشت. ”‌

3. هنگام افطار

امام کاظم(علیه السلام) از پدرانش نقل می‌فرماید:“ان لکل صائم عند فطوره دعوه مستجابه فاذا کان اول لقمه فقل بسم الله [اللهم] یا واسع المغفره اغفرلی قال و فی روایه اخری بسم الله الرحمن الرحیم یا واسع المغفره اغفرلی فانه من قالها عند افطاره غفرله.5 همانا برای هر شخص روزه دار، هنگام افطارش، دعای مستجابی است. پس هنگام لقمه نخست، بگو: “بسم الله یا واسع المغفره اغفرلی ”‌ و در روایت دیگر است (که بگو:) “بسم الله الرحمن الرحیم یا واسع المغفره اغفرلی. ”‌ پس کسی که هنگام افطارش، این کلمات را بگوید، آمرزیده خواهد شد. ”‌

دعا

4. هنگام دعا

رسول خدا(صلی الله علیه وآله) فرمود: “لایرد دعاء اوله بسم الله الرحمن الرحیم؛6 دعای آغاز شده با بسم الله الرحمن الرحیم رد نمی‌شود. ”‌

5. هنگام گرفتاری

امام صادق(علیه السلام) درباره تأثیر “بسم الله ”‌ می‌فرماید: “الا اعلمک کلمات اذا وقعت فی ورطه او بلیه فقل بسم الله الرحمن الرحیم لاحول و لاقوه الا بالله العلی العظیم فان الله یصرف بها عنک ما یشاء من انواع البلاء؛7 آیا برای زمان نابودی و هلاکت، کلماتی به تو بیاموزم؟ پس بگو: “بسم الله الرحمن الرحیم لاحول و لاقوه الا بالله العلی العظیم “، که خداوند به سبب آن، هر نوع بلایی را که بخواهد از تو دفع می‌کند. ”‌

امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: اذا اتی احدکم اهله فلیذکرالله فان من لم یذکرالله عندالجماع و کان منه ولد کان ذلک شرک شیطان و یعرف ذلک بحبنا و بغضنا؛10 هر یک از شما چون با همسرش خلوت کند، خداوند را یاد کند (بسم الله الرحمن الرحیم بگوید)؛ زیرا هرکس هنگام نزدیکی، نام خدا را نبرد و فرزندی به وجود آورد شیطان در آن دخالت کرده باشد و این مطلب، با دوستی و دشمنی با ما مشخص می‌شود

6. اثر “بسم الله ”‌ در دفع بلا

امام کاظم(علیه السلام) به مفضل بن عمر فرمود: “یا مفضل احتجب من الناس کلهم به بسم الله الرحمن الرحیم و بقل هوالله احد اقراها عن یمینک و شمالک و من بین یدیک و من خلفک و من تحتک و من فوقک و اذا دخلت علی سلطان جائر حین تنظر الیه فاقراها ثلاث مرات واعقد بیدک الیسری ثم لاتفارقها حتی تخرج من عنده؛8 ای مفضل! با “بسم الله الرحمن الرحیم و با قل هوالله احد “، خود را از تمام مردم بپوشان. آن را سمت راست و چپ و مقابل و پشت سر و پایین و بالای خودت بخوان و هرگاه بر حاکم ظالمی وارد شدی و نگاهت به او که افتاد، آن را سه مرتبه بخوان و دست چپ خود را گره بزن، سپس آن را باز نکن تا از نزدش خارج شوی. ”‌

7. هنگام خروج از منزل

امام باقر(علیه السلام) می‌فرماید: “من خرج من بیته فقال بسم الله الرحمن الرحیم قال له الملکان هدیت و اذا قال لاحول و لاقوه الا بالله العلی العظیم قالا له وقیت و اذا قال توکلت علی الله قالا له کفیت فیقول الشیطان کیف اصنع به من هدی و وقی و کفی؛9 هرکس که از خانه‌اش خارج شود و “بسم الله الرحمن الرحیم ”‌ بگوید، دو فرشته به او می‌گویند: هدایت شدی و هرگاه بگوید: “لاحول و لا قوه الابالله العلی العظیم “، به او می‌گویند: نگاه داشته شدی و هرگاه بگوید: “توکلت علی الله “، به او می‌گویند کفایت شدی. [در اینجا] شیطان می‌گوید: چه کار کنم با کسی که هدایت شده، نگاه داشته شده و کفایت شده است. ”‌

8. در مسائل زناشویی

امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید:“اذا اتی احدکم اهله فلیذکرالله فان من لم یذکرالله عندالجماع و کان منه ولد کان ذلک شرک شیطان و یعرف ذلک بحبنا و بغضنا؛10 هر یک از شما چون با همسرش خلوت کند، خداوند را یاد کند (بسم الله الرحمن الرحیم بگوید)؛ زیرا هرکس هنگام نزدیکی، نام خدا را نبرد و فرزندی به وجود آورد شیطان در آن دخالت کرده باشد و این مطلب، با دوستی و دشمنی با ما مشخص می‌شود. ”

9. در شروع غذا

ابی سیار می‌گوید: به امام صادق(علیه السلام) گفتم: “انی اتخم قال سم قلت قد سمیت قال فلعلک تأکل الوان الطعام قلت نعم قال فتسمی علی کل لون قلت لاقال فمن هاهنا تتخم؛11 من [هنگام خوردن غذا ناراحت می‌شوم و] تخمه می‌کنم. فرمود: [غذای خود را] با نام خدا آغاز کن، گفتم: چنین می‌کنم. فرمود: شاید غذاهای رنگارنگ می‌خوری؟ گفتم: بله. فرمود: بر هر رنگی نام خدا می‌بری؟ گفتم: نه. فرمود: پس بدین سبب ناراحت می‌شوی [و تخمه می‌کنی]. ”‌

 

پی نوشت ها :

1- تفسیر امام حسن عسکری، ص 125.

2- وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 1، ص 393.

3- من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج 1، ص 05.

4- مستدرک الوسائل، ج 4، ص 683 و 783.

5- وسائل الشیعه، ج 01، ص 941.

6- مجموعه ورام، ج 1، ص 23.

7- عده الداعی، ابن فهد حلی، 7041 ق. ص .280

8- همان، ص 392.

9- اعلام الدین، حسن بن ابی الحسن دیلمی، ص 493.

10- من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 40.4

11- وسائل الشیعه، ج 42، ص 263.


نگرانی های امام زمان(عج) از شیعیان

نگرانی های امام زمان(عج) از شیعیان

امام زمان
حجاب و عفت:

مرحوم آیت الله سید محمدباقر مجتهد سیستانی (ره) پدر آیت الله سید علی سیستانی تصمیم می گیرد برای تشرّف به محضر امام زمان (عج) چهل جمعه در مساجد شهر مشهد زیارت عاشورا بخواند. در یکی از جمعه های آخر، نوری را از خانه ای نزدیک به مسجد مشاهده می کند. به سوی خانه می رود می بیند حضرت ولی عصر امام زمان (عج) در یکی از اتاق های آن خانه تشریف دارند و در میان اتاق جنازه ای قرار دارد که پارچه ای سفید روی آن کشیده شده است. ایشان می گوید هنگامی که وارد شدم اشک می ریختم سلام کردم، حضرت به من فرمود: «چرا اینگونه به دنبال من می گردی و این رنج ها را متحمّل می شوی؟! مثل این باشید- اشاره به آن جنازه کردند- تا من بدنبال شما بیایم!»

بعد فرمودند: «این بانویی است که در دوره کشف حجاب- در زمان رضا خان پهلوی- هفت سال از خانه بیرون نیامد تا چشم نامحرم به او نیفتد.» (1)

 

رعایت حلال و حرام در زندگی

یکی دیگر از نگرانی های امام زمان (عج) بی توجهی مردم به حلال و حرام است. یکی از دانشمندان مدت ها در آرزوی زیارت حضرت مهدی (عج) بود، برای رسیدن به این هدف زحمت های فراوان کشید از جمله علم جفر آموخته و چلّه نشینی کرده و چهل شب چهارشنبه به مسجد سهله رفته بود. اما هر چه می کوشید راه به جایی نمی برد تا به او گفتند: دیدار امام زمان (عج) برای تو ممکن نیست مگر در فلان شهر. او حدود 37 روز در آن شهر می ماند تا در بازار آهنگرها کنار دکان پیرمردی قفل ساز هنگامی به محضر امام زمان (عج) شرفیاب می شود که آن حضرت در کنار پیرمرد قفل ساز نشسته و با او گرم گرفته بودند و سخن می گفتند. در همین حال می بیند پیرزنی ناتوان و قد خمیده ،عصا زنان آمده و با دست لرزان قفلی را نشان داد و گفت: «برای رضای خدا این قفل را به مبلغ سه شاهی از من بخرید. من سه شاهی پول نیاز دارم.»

مرحوم حاج محمدعلی فشندی تهرانی می گوید که در مسجد جمکران سیدی نورانی را دیدم با خود گفتم این سید در این هوای گرم تابستانی از راه رسیده و تشنه است ظرف آبی به دست او دادم تا بنوشد و گفتم: «آقا! شما از خدا بخواهید تا فرج امام زمان (عج) نزدیک گردد.» فرمودند: «شیعیان ما به اندازه آب خوردنی ما را نمی خواهند، اگر بخواهند و دعا کنند فرج ما می رسد

پیرمرد با کمال سادگی گفت: «این قفل دو عباسی و هشت شاهی ارزش دارد، من آن را به هفت شاهی می خرم زیرا در معامله دو عباسی بیش از یک شاهی منفعت بردن بی انصافی است.» پیرزن با ناباوری گفت: «من التماس کرده ام اما هیچ کس راضی نشد این قفل را به سه شاهی از من خریداری کند.» سرانجام پیرمرد هفت شاهی پول به آن زن داد و قفل را خرید هنگامی که پیرزن رفت امام عصر (عج) به من فرمود: «آقای عزیز! دیدی؟ اینطور باشید تا ما به سراغ شما بیاییم. چلّه نشینی لازم نیست، علم جفر سودی ندارد، علم سالم داشته باشید و مسلمان باشید. در تمام این شهر من این پیرمرد را انتخاب کرده ام چون دین دارد و خدا را می شناسد، هفته ای بر او نمی گذرد مگر اینکه من به سراغ او می آیم و از او دلجویی و احوال پرسی می کنم.»(2)

امام زمان
بی توجهی شیعیان به امام زمان(عج)

مرحوم حاج محمدعلی فشندی تهرانی می گوید که در مسجد جمکران سیدی نورانی را دیدم با خود گفتم این سید در این هوای گرم تابستانی از راه رسیده و تشنه است ظرف آبی به دست او دادم تا بنوشد و گفتم: «آقا! شما از خدا بخواهید تا فرج امام زمان (عج) نزدیک گردد.» فرمودند: «شیعیان ما به اندازه آب خوردنی ما را نمی خواهند، اگر بخواهند و دعا کنند فرج ما می رسد.»(3)

 

 اعمال ناپسند و بی توجهی به عرضه اعمال

در تشرّف مرحوم شیخ محمدطاهر نجفی، خادم مسجد کوفه، می فرمایند: «آیا ما شما را هر روز رعایت نمی کنیم؟ آیا اعمال شما بر ما عرضه نمی شود؟ چرا شیعیان برای فرج ما دعا نمی کنند؟»(4)

کسی که آنچه را از اموال ما در دست او است حلال می داند و بدون اجازه ما در آنها تصرف می کند، همانند تصرفی که در مال خود می کند، ملعون است و در روز قیامت از دشمنان ما محسوب می گردد

آقامیرزا محمدباقر اصفهانی می گوید که شبی در خواب گویا مولایم حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام) را دیدم که به من فرمودند: «روی منبرها به مردم بگویید که توبه کنید و برای فرج حضرت حجت (عج) دعا نمائید و بدانید این دعا مثل نماز میت واجب کفایی نیست بلکه مانند نمازهای یومیه بر تمام مکلفین واجب است.»(5)

در تشرّف آقا شیخ حسیم سامرایی در سرداب مقدس فرمودند: «به شیعیان و دوستان ما بگویید که خدا را قسم بدهند به حق عمه ام حضرت زینب (علیها سلام) که فرج را نزدیک گرداند.»(6)

در تشرّف مرحوم آیت الله حاج سید محمد- فرزند آیت الله سید جمال الدین گلپایگانی (ره)- امام زمان (عج) فرمودند: «از علایم ظهور فقط علامات حتمی مانده است و چه بسا آنها نیز در مدتی کوتاه به وقوع بپیوندد. شما برای فرج من دعا کنید.»(7)

در تشرّف دیگری که یکی از علماء به محضر امام زمان (عج) پیدا کرده بود آن حضرت فرمودند: «به آنان بگو که برای فرج من دعا کنید تا خدا مرا از زندان غیبت نجات دهد.» (8)

شیعه
همکاری شیعیان با ظالمان و ستمگران

شیخ عبدالحسین حویزاوی می گوید مردی به نام میرزا احمد رئیس شهرداری نجف اشرف بود، او مرد متدین و خوبی بود که به اجبار او را شهردار کرده بودند. شبی در عالم رؤیا به محضر امام زمان (عج) مشرّف شدن و دیدم که رئیس شهرداری نجف نزد ایشان حاضر است حضرت با تندی به او فرمودند: «چرا داخل شغل حکومتی شدی و اسم خود را در زمره آنها محسوب داشتی؟» بعد مطلبی فرمودند که آن مرد متوجه نشد من خواستم گفته حضرت را به او بفهمانم. گفتم حضرت بقیه الله (عج) می فرمایند:وَ لا ترکَنُوا اِلی الّذین طَلَمُوا فَتَمّسکُمُ النّار؛ یعنی، به سوی ستمگران میل نکنید به آنان تکیه ننمایید که موجب می شود آتش شما را فرا گیرد.» وقتی این جمله را گفتم، حضرت رو به من کرد و فرمود: «پس تو چرا مدح می کنی؟» عرض کردم: «تقیه می کنم.» حضرت دست مبارک را به دهان گذاشتند و به عنوان انکار سخن من با تبسم فرمودند: «تقیه! تقیه! تقیه!- یعنی تو از روی خوف و تقیه مدح نمی کنی- هفت روز بیشتر از عمر تو باقی نیست فردا برو و مُهر حکومتی را رد کن.»(9)

امام زمان (عج) می فرمایند: نادان ها و کم خردان شیعه و کسانی که به اندازه پر و بال پشه دین ندارند- با رفتار و گفتار ناشایست خود- ما را آزار می دهند

 تحصیل معارف از طریق غیر مشروع

امام زمان (عج) می فرماید: «طَلَبُ المَعارِف مِن غَیرِ طَریقَتِنا اَهلَ البَیتِ مُساوِقُ لِلاِنکارِنا؛ یعنی، بدست آوردن معارف جز از طریق ما خاندان پیغمبر (ص) مساوی با انکار ماست.»(10)

 

گناه شیعیان

امام زمان (عج) می فرمایند: «نادان ها و کم خردان شیعه و کسانی که به اندازه پر و بال پشه دین ندارند- با رفتار و گفتار ناشایست خود- ما را آزار می دهند.»(11) امام زمان (عج) می فرمایند: «به خدا پناه می برم از کوری بعد از بینایی و از گمراهی بعد از هدایت.» (12)

 

پرهیز از تصرف اموال معصوم (علیه السلام)

از توقیع شریفی که به وسیله ی نایب دوّم ابوجعفر محمد بن عثمان از امام عصر (عج) رسیده است، آن حضرت در مورد خمس که باید به فقیه جامع الشرایط پرداخت شود، می فرماید: «کسی که آنچه را از اموال ما در دست او است حلال می داند و بدون اجازه ما در آنها تصرف می کند، همانند تصرفی که در مال خود می کند، ملعون است و در روز قیامت از دشمنان ما محسوب می گردد.»(13)

امام زمان (عج) در توقیع شریفی می فرمایند: «هر کس در اموال مربوط به ما تصرف کند و بخورد، بدرستی که آتش را در شکم خود وارد کرده است و به زودی در آتش افروخته وارد خواهد شد.»(14)

ایشان می فرماید: «وقتی برای هیچ کس جایز نباشد که در مال دیگران بدون اجازه آنان تصرف کند چگونه این کار در مال ما جایز می شود؟»(15)

در توقیع دیگر می فرماید: «لعنت خداوند و ملائکه و تمامی مردم بر کسی که یک درهم از مال ما را حلال بداند و در آن تصرف کند.»(16)

 

 پی نوشتها :

(1)    شیفتگان حضرت مهدی (عج) ، ج 3 ، ص 158.

(2)    ملاقات با امام عصر (عج) ، ص 268.

(3)    شیفتگان حضرت مهدی (عج) ، ج 1 ، ص 155.

(4)    برکات حضرت ولی عصر (عج) ، ص 35.

(5)    ملاقات با امام عصر (عج) ، ص 87.

(6)    ملاقات با حضرت مهدی (عج) ، ج 1 ، ص 251.

(7)    شیفتگان حضرت مهدی (عج) ، ج 1 ، ص 184.

(8)    کرامات الصالحین ، ص 174.

(9)    برکات حضرت ولی عصر (عج) ، ص 361.

(10)صحیفه المهدی ، ص 334.

(11)احتجاج ، ج 2 ، ص 474.

(12)الخرائج ، ج 3 ، ص 1110.

(13)کمال الدین ، ص 520.

(14)کمال الدین ، ص 520.

(15)کمال الدین ، ص 521.

(16)نجم الثاقب ، ص 411.

نخستین آیات نازله چه بود؟

نخستین آیات نازله چه بود؟


«بسم‌الله...» جزئی از قرآن است و در این موضوع شک و شبهه‌ای وجود ندارد و اختلاف نظر موجود در این است که آیا «بسم الله …» به تعداد سوره‌های قرآن و به صورت جداگانه نازل شده است یا خیر؟ به اعتقاد شیعیان، «بسم الله…» اولین آیات نازل شده بر پیامبر (صلی الله علیه وآله) و جزء تمام سوره‌هاست.


قرآن حکیم
مهم‌ترین ضایعه فقدان پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه وآله) چیست؟

با رحلت حضرت محمد(صلی الله علیه وآله) رشته‌های وحی قطع می‌شود و این موضوعی بسیار مهم است؛ زیرا کلام مستقیم خداوند با بشر قطع می‌شود.

«قرآن» کلام الهی است که از طریق وحی به پیامبر(صلی الله علیه وآله) الهام شده و از این رو معجزه جاوید پیامبر(صلی الله علیه وآله) است، زیرا از هرگونه نقصان و تحریف محفوظ مانده و جایگاه و منزلت خود را حفظ کرده است.

 

اولین آیه نزول یافته بر پیامبر (صلی الله علیه وآله) چه بود؟

درباره اولین آیه یا سوره نازل شده سه نظر وجود دارد:

1. گروهی معتقدند که اولین آیات سه یا پنج آیه از اول سوره علق بوده است که مقارن بعثت پیامبر نـازل شـده است , هنگامی که ملک (فرشته) فرود آمد و پیامبر را با عنوان «نبوت» ندا داد و به او گـفـت : بـخـوان , گفت : چه بخوانم ؟ پس او را در پوشش خود گرفت و گفت : «اقرا باسم ربک الـذی خـلـق , خـلـق الا نـسـان من علق , اقرا و ربک الا کرم الذی علم بالقلم , علم الا نسان ما لم یـعـلـم»[1] از امـام صادق (علیه‌السلام) روایت شده است که فرمود: «اول ما نزل علی رسول اللّه (صلی الله علیه وآله) بسم اللّه الرحمان الرحیم اقرا باسم ربک و آخر مانزل علیه : اذاجا نصراللّه ». [2]

2. گـروهـی نـخستین سوره نازل شده را سوره مدثر می‌دانند .

این سوره نخستین سوره‌ای است که پس از قطع شدن موقتی وحی (دوران فترت) بر پیامبر(صلی الله علیه وآله) نازل شد.

تمام قرآن‌پژوهان در آغاز نزول قرآن با آیات ابتدایی سوره «علق» اتفاق نظر دارند. ضمن این که بزرگانی هم چون شیخ مفید(ره) و آیت‌الله معرفت نسبت به نظرات گوناگون پیرامون کیفیت نزول دفعی قرآن انتقاد دارند و تأکید می‌کنند کیفیت و روح قرآن بر کیفیت نزول آن ارجح است.

از ابن سلمه روایت شده است که از جابر بن عبداللّه انصاری سؤال کردم : کدامین سوره یا آیه قرآن برای نخستین بار نازل شده است ؟

بنا بر نقلی سوره حمد است که مشتمل بر هـفـت آیه است از این جهت «مثانی» گفته می‌شود که به سبب کوتاهی قابل تکرار است به ویژه سوره حمد که روزانه در نماز تکرار می‌شود پس اگر ترتیب نزول سوره‌ها را از نظر ابتدای سوره‌ها در نـظـر بـگیریم , اولین سوره , علق و پنجمین سوره , حمد است چنان که در ترتیب نزول سوره‌ها آورده‌ایم و اگر سوره کامل را ملاک بدانیم, اولین سوره کامل سوره حمد است

گـفـت : «یـا ایها الـمدثر» گفتم : پس «اقرا باسم ربک» چه ؟

گفت: گفتاری که از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) شنیده‌ام اکنون برای شما بازگو می‌کنم شنیدم که فرمود: «مدتی را در مجاورت کوه حـرا گـذرانیدم در پایان که از کوه پایین آمدم و به میانه دشت رسیدم , ندایی شنیدم به هر طرف نـگریستم کسی را ندیدم سپس سر به آسمان بلند کردم , ناگهان او (جبرئیل) را دیدم لرزشی مرا فـرا گـرفـت , بـه خـانـه نزد خدیجه آمدم , خواستم تا مرا بپوشاند آن گاه «یا ایها المدثر, قم فـانـذر»[3] نـازل شد.[4]

وحی

گروهی از این حدیث استفاده کرده‌اند که اولین سوره نازل شـده در ابـتـدای وحی بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) این سوره است[5] ولی در متن حدیث هیچ گونه اشاره ای به این امر که نخستین سوره نازل شده این سوره باشد نشده است ,و صرفاً استنباط جابر از ایـن حـدیـث چـنـیـن بوده است شاید این پیش آمد پس از مدتی که از بعثت گذشته بود (فترت) صـورت گـرفـتـه باشد, زیرا پس از آغاز بعثت برای مدتی وحی منقطع گردید و دوباره آغاز شد .

شاهد بر این مدعی حدیث زیر است : از جابر بن عبداللّه روایت دیگری شده است که پیامبر(صلی الله علیه وآله) درباره فترت وحی سخن می‌گفت و می‌فرمود: «هنگامی که به راه خود ادامه می‌دادم , ناگاه ندایی از آسمان شنیدم سربلند کردم , فـرشته ای را دیدم که در کوه حرا نیز آمده بود از دیدار او به وحشت افتادم و بر روی زانوهای خود قـرار گـرفتم سپس از راه خود برگشتم و به خانه آمدم و گفتم : زملونی , زملونی (مرا بپوشانید) آن گـاه مـرا پـوشاندند در این موقع آیات : «یا ایها المدثر, قم فانذر, و ربک فکبر, و ثیابک فطهر و الرجز فاهجر»[6] نازل شد پس از آن , وحی پی در پی و بدون انقطاع فرود آمد». [7]

3. گروهی اولین سوره نازل شده را سوره فاتحه می‌دانند زمخشری می‌گوید:«بیش‌تر مفسرین بـر این عقیده‌اند که سوره فاتحه اولین سوره نازل شده قرآن است »علامه طبرسی از استاد احمد زاهـد در کـتاب ایضاح به نقل از سعید بن المسیب از مولی امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) آورده است که فرمود: «از پـیامبر(صلی الله علیه وآله) از ثواب قرائت قرآن سؤال نمودم , سپس آن حضرت ثواب هر سوره را بیان فرمود, به ترتیب نزول سوره‌ها پس اولین سوره ای را که در مکه نازل شده است , سوره «فاتحه »بر شمرد, سـپـس «اقـرا باسم ربک» و آن گاه سوره (ن و القلم )[8] واحدی نیشابوری در اسباب الـنـزول دربـاره ابـتدای بعثت چنین آورده است : «گاه که پیامبر با خود خلوتی داشت , ندایی از آسمان می‌شنید که موجب هراس وی می‌شد و در آخرین بار فرشته او را ندا داد: یا محمد! گفت : لـبـیـک گـفـت : بـگـو«بـسم اللّه الرحمان الرحیم الحمد للّه رب العالمین » [9]

البته پیامبر اکـرم (صلی الله علیه وآله) از همان ابتدای بعثت با گروه کوچک خود (علی و جعفر و زید و خدیجه) نماز را طبق سـنت اسلامی انجام می‌داد و نماز بدون فاتحة الکتاب برپا نمی‌شود و در حدیث آمده است : «اولین چـیـزی که جبرئیل به پیامبر(صلی الله علیه وآله) تعلیم داد, نماز و وضو بود» که لازمه آن مقرون بودن بعثت با نزول سوره حمد است جلال‌الدین سیوطی می‌گوید: «هرگز نبوده است که نماز در اسلام بدون فاتحه الکتاب باشد».[10]

«بسم‌الله...» جزئی از قرآن است و در این موضوع شک و شبهه‌ای وجود ندارد و اختلاف نظر موجود در این است که آیا «بسم الله …» به تعداد سوره‌های قرآن و به صورت جداگانه نازل شده است یا خیر؟ به اعتقاد شیعیان، «بسم الله…» اولین آیات نازل شده بر پیامبر (صلی الله علیه وآله) و جزء تمام سوره‌هاست

مـیان این سه نظر می‌توان به گونه ای جمع کرد, زیرا نزول سه یا پنج آیه از اول سوره علق به طور قـطـع بـا آغـاز بعثت مقارن بوده است , و این مسئله مورد اتفاق نظر است سپس چند آیه از ابتدای سـوره مـدثر نازل شده است , ولی اولین سوره کامل که بر پیامبر نازل گردیده سوره حمد است و چـنـد آیه از سوره علق یا سوره مدثر در آغاز, عنوان سوره نداشته و با نزول بقیه آیه های سوره این عـنـوان را یـافـتـه اسـت لـذا اشـکـالـی نـدارد کـه بگوییم اولین سوره, سوره حمد است و به نام فـاتـحـة الـکـتـاب خـوانـده می‌شود وجـوب خـوانـده شـدن ایـن سـوره در نـماز اهمیت آن را می‌رساند, بـه طـوری کـه آن را سـزاوار عدل و همتای قرآن شدن, می‌کند «ولقد آتیناک سبعا مـن الـمـثـانـی و القرآن العظیم [11] , و به راستی ما به تو سوره حمد و قرآن عظیم را دادیم» سـوره ای کـه به نام «سبعا من المثانی» خوانده می‌شود بنا بر نقلی سوره حمد است که مشتمل بر هـفـت آیه است از این جهت «مثانی» گفته می‌شود که به سبب کوتاهی قابل تکرار است به ویژه سوره حمد که روزانه در نماز تکرار می‌شود پس اگر ترتیب نزول سوره‌ها را از نظر ابتدای سوره‌ها در نـظـر بـگیریم , اولین سوره , علق و پنجمین سوره , حمد است چنان که در ترتیب نزول سوره‌ها آورده‌ایم و اگر سوره کامل را ملاک بدانیم, اولین سوره کامل سوره حمد است .

 

آیا «بسم‌الله الرحمن الرحیم» نخستین آیه نازل‌شده بوده است ؟

دانشمندان شیعه و سنی اتفاق نظر دارند که آغاز نزول قرآن در روز مبعث و با 5 آیه ابتدایی سوره «علق» به همراه بسم‌الله بوده است.

«بسم‌الله...» جزئی از قرآن است و در این موضوع شک و شبهه‌ای وجود ندارد و اختلاف نظر موجود در این است که آیا «بسم الله …» به تعداد سوره‌های قرآن و به صورت جداگانه نازل شده است یا خیر؟ به اعتقاد شیعیان، «بسم الله…» اولین آیات نازل شده بر پیامبر (صلی الله علیه وآله) و جزء تمام سوره‌هاست.

 

پی نوشت ها :

[1] . عـلـق 96 : 5 ـ 1 ر ک : تـفـسـیر منسوب به امام عسکری , ص 157 بحارالانوار, ج18 , ص 206, حدیث 36 تفسیر برهان , ج2 , ص 478 صحیح مسلم , ج1 , ص 97 صحیح بخاری , ج1 , ص 3.

[2] . اصول کافی , ج2 , ص 628 عیون اخبارالرضا, ج2 , ص 6 بحارالانوار, ج92 , ص 39.

[3] . مدثر 74: 2 ـ 1.

[4] . صحیح مسلم , ج1 , ص 99 و رجوع کنید به : امام احمد بن حنبل , مسند احمد, ج3 , ص 306.

[5] . ر ک : بدرالدین زرکشی , البرهان فی علوم القرآن , ج1 , ص 206.

[6] . مدثر 74: 5 ـ 1.

[7] . صـحـیـح بـخـاری , ج1 , ص 4 صحیح مسلم , ج1 , ص 98 و رجوع کنید به : مسند احمد, ج3 , ص 325.

[8] . تفسیر طبرسی , ج10 , ص 405 و رجوع کنید به : الکشاف , ج4 , ص 775.

[9] . فاتحه 1: 2 ـ 1 اسباب النزول , ص 11.

[10] . الاتقان , ج1 , ص 12.

[11] . حجر 15: 87.


پایان غیبت صغرى

پایان غیبت صغرى

غیبت صغری

پس از گذشت بیش از هفتاد سال دوران غیبت صغری، امام زمان (علیه السلام) طیّ توقیع مهمی به علی بن محمّد سمری (قدس سره) پایان غیبت صغری را اعلام فرمود.

مرحوم صدوق می فرماید که ابو محمّد مکتّب گوید: در سالی که شیخ علی بن محمّد سمری (قدس سره) وفات یافت، من در (مدینة السلام) ـ بغداد ـ بودم. چند روز قبل از وفاتش نزد وی رفتم. او این توقیع را از حضرت صاحب الامر (علیه السلام) بر مردم خواند:

بسم اللّه الرحمن الرحیم

یا علیّ بن محمّد السمری، أعظم اللّه أجر إخوانک فیک فإنّک میّت ما بینک وبین ستّة أیّام، فاجمع أمرک ولاتوص إلی أحد یقوم مقامک بعد وفاتک، فقد وقعت الغیبة الثانیة (التامّة) فلا ظهور إلاّ بعد إذن اللّه عزّوجلّ وذلک بعد طول الأمد وقسوة القلوب، وامتلاء الأرض جوراً، وسیأتی شیعتی من یدّعی المشاهدة، ألا فمن ادّعی المشاهدة قبل خروج السفیانی والصیحة فهو کاذب مفتر، ولاحول ولاقوّة إلاّ باللّه العلیّ العظیم.(1)

به نام خداوند بخشنده مهربان

«ای علی بن محمّد سمری! خداوند پاداش برادرانت را در وفات تو بزرگ گرداند. تو تا شش روز دیگر از دنیا مفارقت خواهی کرد. پس کارهای خویش را جمع کن وبرای نیابت، به هیچ کس وصیّت نکن. زیرا که غیبت دوّم وکامل واقع شده است وظهور نیست مگر بعد از اذن خداوند؛ واذن خدا بعد از طولانی شدن انتظار وسخت شدن دل ها وپر شدن زمین از ستم، خواهد بود. به زودی کسانی از شیعیان ادّعای این گونه مشاهده را خواهند نمود. آگاه باشید! هر کس قبل از خروج سفیانی وصیحه آسمانی چنین ادّعایی کند، دروغگو ومفتری است. وتوان وقدرتی نیست مگر از جانب خداوند بزرگ.»

از این توقیع شریف چند نکته استفاده می شود که قابل ذکر است:

نکته اول: این که از جمله (ولاتوص إلی أحد) استفاده می شود که در مدّت غیت صغری هر کدام از نواب خاص که از دنیا رحلت می کردند، طبق دستور امام عصر (علیه السلام) چند روز قبل از فوت مأموریت می یافت که جانشین مورد نظر حضرت را به مردم معرفی کند. لذا مردمی که خدمت علیّ بن محمّد سمری (رحمه الله) بودند، برای سؤال از نایب بعد از وی، نزد او رفته بودند واو این توقیع را بیرون آورده وآنان را از مضمون آن آگاه ساخته بود.

با توجه به این که حدود 74 سال شیعیانِ اهل بیت (علیهم السلام) با مسئله غیبتِ امام وحجت خدا اُنس گرفته بودند وتوسط نمایندگان خاص حضرت به وظایف شرعی خود آشنا گردیده بودند، دیگر حضرت لزومی برای امتداد آن نمی دید

این مطلب در فرهنگ شیعه از اول بود که بدون دلیل گفته کسی را نمی پذیرفتند. لذا از زمان پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) شیعیان، مانند: سلمان وابوذر وعمّار ومقداد ودیگر بزرگان، از خود پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) در مورد شخص امام بعد از آن حضرت سؤال می کردند وبه فرمایش حضرت پیامبر از حضرت علی (علیه السلام) به عنوان امام بعد از آن حضرت تبعیّت نمودند.

این روش عاقلانه و صحیح در تمام دوران زندگانی ائمه اطهار (علیهم السلام) و نیز در ایام غیبت صغری و نواب چهارگانه حضرت ادامه داشت و شیعیان، بدون برهان و دلیلی قاطع، قول هر کس را در موضوع امامت و همچنین در مورد نیابت خاصّه قبول نمی کردند.

لذا چون جمعی از بزرگان برای کسب تکلیف و روشن شدن وظیفه، خدمت نایب چهارم حضرت رفته بودند، وی با ارایه این توقیع از سوی حضرت پایان غیبت صغری را اعلام فرمود.(2)

نکته دوم: این که غیبت کبرای حضرت، بسیار طولانی می شود و ظهور حضرت بستگی به اذن و اجازه خداوند متعال دارد.

نکته سوم: از جمله (سیأتی من شیعتی من یدّعی المشاهدة) استفاده می شود که در آینده نزدیکی بعضی از شیعیان ادّعای مشاهده می کنند و کسی که چنین ادّعایی کند، قبل از خروج سفیانی دروغگو و افترا زننده است.

در این جا با توجه به این جمله، بعضی از افراد، شبهه و اشکال کرده اند که اکنون سؤال و اشکال آنان را مطرح و توضیحات لازم را بیان می نماییم:

آنها می گویند که با توجه به این که شواهد معتبری در دست داریم که افراد متعددی در غیبت کبری به حضور حضرت مهدی (عج) شرفیاب شده اند، این توقیع را چگونه باید تفسیر نمود؟

در جواب این سؤال باید بگوییم:

1- با صدور این توقیع از سوی امام زمان (عج) به علی بن محمّد سمری (ره) ـ نایب چهارم حضرت ـ غیبت صغری و باب نیابت خاصه از طرف امام(عج) پایان پذیرفت و غیبت کبری فرا رسید و با پایان پذیرفتن غیبت صغری، راه هر گونه فرصت طلبی و سوء استفاده به روی افراد ناصالح بسته شد و راه ادّعای نیابت خاصه مسدود گردید، تا افراد ناشایسته، مانند شلمغانی و محمّد بن نصیر نمیری و حسین بن منصور حلاج و... نتوانند مدعی چنین مقام والایی شوند.

غیبت

شاید یکی از علل پایان پذیرفتن غیبت صغری همین بود. زیرا با توجه به این که حدود 74 سال شیعیانِ اهل بیت (علیهم السلام) با مسئله غیبتِ امام وحجت خدا اُنس گرفته بودند وتوسط نمایندگان خاص حضرت به وظایف شرعی خود آشنا گردیده بودند، دیگر حضرت لزومی برای امتداد آن نمی دید. لذا پایان دوران غیبت صغری را اعلام فرمود.

2- در این جمله از توقیع چند نکته وجود دارد که مراد از نفی مشاهده در غیبت کبری نفی مطلق مشاهده نیست؛ بلکه مراد، نفی مشاهده ای است که همراه با ادّعای نیابت خاصه از آن حضرت باشد:

نکته اول: این که لفظ (کاذب) با قید (مفتر) آمده است زیرا با توجه به پایان یافتن غیبت صغری، اگر کسی ادّعای نیابت خاصه نمود، مفتر (3) خواهد بود.

چنانکه از لغت استفاده می شود، دروغ، قول و گفتار خلاف واقع است و افترا آن است که کسی چیزی را که واقعیت ندارد، جعل کند و به دیگری نسبت دهد. در این جا هم منظور، کسی است که به دروغ ادّعای نیابت از امام زمان(عج) کند. زیرا کسی که ادّعای تشرّف کند و در این گفتار صادق نباشد، او کاذب است، امّا مفتری نیست. چون مفتری کسی است که چیزی را که واقعیّت ندارد به دیگری نسبت دهد. مدّعی مشاهده، در صورتی کاذب و مفتری است که چیزی را که حقیقت ندارد به امام عصر(عج) نسبت دهد. یعنی ادّعای نیابت کند و بگوید که آن حضرت او را نایب خود قرار داده است. پس اگر ادّعای نیابت نداشته باشد، فقط، کاذب است؛ نه مفتری.

آنچه در این توقیع نفی شده است، ادّعای مشاهده ای است که بعنوان ادّعای نیابت همراه باشد. چنین ادّعایی در آغاز غیبت کبری زمینه فراوانی داشت که حضرت برای این که جلوی چنین سوء استفاده هایی گرفته شود، این توقیع را صادر فرمود.

ای علی بن محمّد سمری! خداوند پاداش برادرانت را در وفات تو بزرگ گرداند. تو تا شش روز دیگر از دنیا مفارقت خواهی کرد. پس کارهای خویش را جمع کن وبرای نیابت، به هیچ کس وصیّت نکن. زیرا که غیبت دوّم وکامل واقع شده است وظهور نیست مگر بعد از اذن خداوند

نکته چهارم: دلیل دیگری که مرحوم آیة اللّه العظمی حاج شیخ مرتضی حایری نیز به آن استدلال می فرمودند ـ با توضیح ما ـ این است که در توقیع، ذکر شد: (سیأتی من شیعتی من یدّعی المشاهدة) و لفظ (مشاهدة) با (الف ولام) ذکر شده است که دلالت دارد بر این که مشاهده خاصّی منظور حضرت است؛ نه مطلق مشاهده. زیرا اگر مطلق مشاهده منظور بود، (الف و لام) لازم نبود و می بایست حضرت بفرمایند: (من ادّعی مشاهدتی فهود کاذب مفتر) یعنی هر کس مشاهده مرا ادّعا کند، کاذب و مفتر خواهد بود.

لازم به توضیح است که (الف ولام) در (المشاهدة) یا (الف و لام) عهد ذکری است و یا (الف و لام) عهد ذهنی.

امّا این که (الف و لام) عهد ذکری باشد که این وجهی ندارد. زیرا قبلا ذکری از مشاهده به میان نیامده است. پس منحصراً باید (الف و لام) عهد ذهنی باشد. در این صورت، حضرت همان مشاهده ای را نقل کرده اند که در طول دوران غیبت صغری راجع به (نواب اربعه) در ذهن مردم بود و با ادّعای نیابت خاصه همراه بود. بنابر این اگر کسی در غیبت کبری چنین ادّعایی نماید، (کاذب ومفتر) خواهد بود.(4)

از آنچه تا این جا در مورد توقیع شریف بیان شد، می توان چنین نتیجه گرفت: مشاهده ای که در توقیع نفی شده، شامل آنچه برای بعضی از افراد صالح در غیبت کبری اتفاق افتاده است، نمی شود. زیرا آنان به خاطر قابلیّت یا در هنگام شداید و گرفتاری با دعا و توسل و توبه و انابه به درگاه خداوند، مورد عنایت خدا قرار می گرفتند و از حضور ولی خدا (علیه السلام) بهره مند می شدند.

البته جواب‌های دیگری هم در توضیح اشکال از این توقیع شریف هست که به خاطر رعایت اختصار از ذکر آنها خودداری می‌کنیم.

 

پی نوشت:

1- کمال الدین، ص 516، ح 44؛ غیبت شیخ طوسی، ص 243.

2- نوادر الأخبار، مرحوم فیض، ص 233.

3- کسی که به دروغ، چیزی را به کسی نسبت می دهد.

4-این استدلال را جناب حجة الاسلام والمسلمین آقای سید مرتضی مجتهدی از آن بزرگوار نقل کردند.

بازتاب خطبه‌های رهبری در رسانه‌های جهان

بازتاب خطبه‌های رهبری در رسانه‌های جهان


رویترز: آیت الله خامنه ای ضمن تهدید به مقابله به مثل با تحریم خرید نفت ایران، گفت: هدید به حمله و جنگ به ضرر آمریكاست. تحریم ها هیچ تاثیری بر عزم ما در زمینه ادامه فعالیت هسته ای مان نخواهد گذاشت... در پاسخ به تهدید تحریم نفت و جنگ، ما نیز تهدیدهایی داریم كه به موقع اعمال می كنیم.


لحظاتی بعد از پایان خطبه‌های مقام معظم رهبری در نماز جمعه این هفته تهران، پایگاه‌های اطلاع‌رسانی خارجی و خبرگزاری‌ها اقدام به انعکاس بیانات حکیمانه ایشان کردند.

رهبری -نماز جمعه
رهبر عالی ایران تاکید کرد کشورش در برابر فشارها تسلیم نمی‌شود

خبرگزاری رویترز، در گزارشی از بیانات مقام معظم رهبری در نماز جمعه تهران ، نوشت : رهبر عالی ایران در جمع نمازگزاران تهرانی خاطر نشان كرد،جمهوری اسلامی تسلیم فشارهای بین المللی نخواهد شد و از فعالیت هسته ای خود چشم پوشی نخواهد كرد.

به گزارش ایرنا، این خبرگزاری افزود :‌آیت الله خامنه ای ضمن تهدید به مقابله به مثل با تحریم خرید نفت ایران، گفت 'تهدید به حمله و جنگ به ضرر آمریكاست. تحریم ها هیچ تاثیری بر عزم ما در زمینه ادامه فعالیت هسته ای مان نخواهد گذاشت... در پاسخ به تهدید تحریم نفت و جنگ، ما نیز تهدیدهایی داریم كه به موقع اعمال می كنیم.'

وی افزود: 'از این واهمه ندارم كه بگویم از ملت یا گروهی كه با رژیم صهیونیستی می جنگند یا مقابله می كنند، حمایت و یا به آنها كمك می كنیم.'

خبرگزاری فرانسه، هاآرتص و آسوشیتدپرس چه نوشتند؟

فارس هم گزارش داد، خبرگزاری ترند جمهوری آذربایجان نیز به نقل از مقام معظم رهبری نوشت: انقلاب اسلامی برای مردم ایران آزادی و عزت به بار آورد.... انقلاب در ایران رژیم ضداسلامی را در هم شکست و به جای آن رژیم اسلامی به وجود آورد و دیکتاتوری را به دموکراسی بدل کرد.

رهبری-نماز جمعه

این خبرگزاری همچنین به نقل از رهبر انقلاب تصریح کرد که ایران علی‌رغم تحریم‌ها موفقیت بزرگی کسب کرده است. ترند همچنین به این فراز از سخنان مقام معظم رهبری که به بحرین اختصاص داشت، اشاره کرده و به نقل از معظم‌له، نوشته است: اگر ایران در بحرین دخالت کرده بود، شرایط به گونه‌ای دیگر می‌شد.

خبرگزاری فرانسه نیز به این فراز از سخنان مقام معظم رهبری توجه کرده است که ایران به تحریم‌ نفتی و تهدیدات نظامی پاسخ خواهد گفت.

روزنامه صهیونیستی هاآرتص نیز با بازنشر خبر خبرگزاری رویترز، به نگرانی نیک کلگ، معاون نخست‌وزیر انگلیس از هرگونه تجاوز نظامی به جمهوری اسلامی ایران اشاره کرده است.

خبرگزاری اسوشیتدپرس با اشاره به بیانات رهبر انقلاب اسلامی نوشت: رهبر عالی ایران با سرطانی توصیف کردن اسرائیل اعلام کرد که از هر ملت یا گروهی که در مقابل اسرائیل بایستد، حمایت می‌کند. [آیةالله] خامنه‌ای همچنین تصریح کرد که ایران از حماس و حزب‌الله در جریان نبرد با اسرائیل حمایت کرده است.

خبرگزاری آلمان نیز در بازتاب سخنان مقام معظم رهبری نوشت: ایران با تحریم‌ها و تهدیدات جنگی آمریکا و اتحادیه اروپا دست از برنامه هسته‌ای خود نخواهد کشید

"اسرائیل یک غده سرطانی است" 

روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارونوت نیز این فراز از بیانات مقام معظم رهبری را که "اسرائیل یک غده سرطانی است"  به عنوان تیتر خود در بازتاب بیانات معظم‌له انتخاب کرده است. این روزنامه به نقل از مقام معظم رهبری اضافه کرده است که آمریکا هر چه بیشتر ایران را تهدید کند، خود بیشتر آسیب خواهد دید. روزنامه مزبور به هشدار ایران مبنی بر بستن تنگه هرمز نیز اشاره کرده است.

رهبری -نماز جمعه

خبرگزاری آلمان نیز در بازتاب سخنان مقام معظم رهبری نوشت: ایران با تحریم‌ها و تهدیدات جنگی آمریکا و اتحادیه اروپا دست از برنامه هسته‌ای خود نخواهد کشید. آیةالله خامنه‌ای افزود که تحریم‌ها طی سال‌های اخیر باعث شده است که ایران به توانایی‌های بالقوه خود پی برده و از نظر تکنولوژیک از جمله تکنولوژی هسته‌ای پیشرفت کند و تاکید کرد که تحریم‌های جدید نیز تفاوتی با تحریم‌های گذشته ندارند.

این خبرگزاری همچنین به نقل از رهبر انقلاب اسلامی تصریح کرده است که ایالات متحده از گفتگو با ایران در هراس است و منطقی جز جنگ و خون‌ریزی برای دسترسی به اهداف خود نمی‌شناسد.

خبرگزاری روسی نووستی نیز بیانات مقام معظم رهبری را به نقل از خبرگزاری رویترز بازتاب داده است.

خبر الجزیره و العربیه از خطابه رهبر انقلاب

 در همین حال شبکه تلویزیونی الجزیره به پوشش اخبار سخنان رهبر معظم انقلاب پرداخته و فرازهایی از آن را در بخشهای خبری خود اعلام کرد.

شبکه العربیه نیز با تاکید بر بیانات رهبر انقلاب در مورد واکنش ایران به تهدیدهای نظامی غرب اخبار نمازجمعه امروز تهران را بازتاب داد.

پایگاه روزنامه مصری الاهرام نیز به پوشش این خبر پرداخته و نوشت: آیت الله خامنه ای تاکید کرد ایران تسلیم فشارها نخواهد شد و تهدید ایران به ضرر آمریکا است. الاهرام همچنین از بی تاثیر بودن تحریمها علیه ایران خبر داد. 

جهاد و كاردرنگاه شهید مطهری

جهاد و كاردرنگاه شهید مطهری


شهید مطهری در كتاب تعلیم و تربیت در اسلام درباره اهمیت كار و جهاد اقتصادی در نگاه اسلام و پیشوایان دین می نویسد: بى‏كارى، در اسلام مردود و مطرود است و كار به  عنوان یك امر مقدّس شناخته شده است....


جهاد اقتصادی

در زبان دین، وقتى مى‏خواهند تقدس چیزى را بیان كنند، به این‏صورت بیان مى‏كنند كه خداوند فلان چیز را دوست دارد. مثلاً در حدیث وارد شده است: «اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ المُومِنَ المُحتَرِف؛ خداوند مؤمنى را كه داراى یك حرفه است و بدان اشتغال دارد، دوست دارد» یا اینكه گفته‏اند: «اَلكادُّ عَلى عِیالِهِ كَالمُجاهِدِ فى سَبیلِ اللّهِ؛ كسى كه خود را براى اداره زندگى[اهل و عیالش] به مشقّت مى‏اندازد، مانند كسى است كه در راه خدا جهاد مى‏كند.» آن حدیث نبوى معروف نیز فرموده است: «مَلعون مَن اَلقى كَلَّهُ عَلَى النّاسِ»؛ هر كسى كه بى‏كار بگردد و سنگینى [اقتصادى] خود را بر دوش مردم بیاندازد، ملعون است و لعنت خدا شامل اوست. این حدیث در وسائل و بعضى كتب دیگر است. حدیث دیگرى در «بحار» و برخى كتب دیگر هست كه وقتى در حضور مبارك رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله درباره كسى سخن مى‏گفتند كه فلانى چنین و چنان است، حضرت مى‏پرسید: كارش چیست؟ اگر مى‏گفتند كار ندارد، مى‏فرمود: «سَقَطَ مِن عَینى؛ یعنى در چشم من دیگر ارزشى ندارد». در این زمینه متون زیادى داریم. در همین كتاب كوچك «داستان راستان» از حكایات و داستان‏هاى كوچكى كه از پیامبر و امیرالمؤمنین على علیه‏السلام و دیگر ائمه علیهم‏السلام نقل كرده‏ایم، فهمیده مى‏شود كه چقدر كار كردن و كار داشتن از نظر پیشوایان اسلام مقدّس است. درست برعكس آن چیزى است كه در میان برخى متصوّفه و زاهد مآبان و احیانا در فكر خود ما رسوخ داشته است كه كار را فقط در صورت بیچارگى و ناچارى درست مى‏دانیم.

 یعنى هر كسى كه كارى دارد، مى‏گوییم این بیچاره محتاج است و مجبور است كه كار كند. فى حدّ ذاته، آن چیزى كه آن را توفیق و مقدس مى‏شمارند، بى‏كارى است كه خوشا به حال كسانى كه نیاز ندارند كارى داشته باشند. حال كسى كه بیچاره است، دیگر چه كار مى‏توان كرد؟ در صورتى كه اصلاً مسئله نیاز و بى‏نیازى مطرح نیست.

 یعنى هر كسى كه كارى دارد، مى‏گوییم این بیچاره محتاج است و مجبور است كه كار كند. فى حدّ ذاته، آن چیزى كه آن را توفیق و مقدس مى‏شمارند، بى‏كارى است كه خوشا به حال كسانى كه نیاز ندارند كارى داشته باشند. حال كسى كه بیچاره است، دیگر چه كار مى‏توان كرد؟ در صورتى كه اصلاً مسئله نیاز و بى‏نیازى مطرح نیست.

اولاً كار یك وظیفه است. حدیث «مَلعُون مَن اَلقى كَلَّهُ عَلَى النّاسِ» ناظر به این جهت است، ولى ما اكنون درباره كار از این نظر بحث نمى‏كنیم كه كار یك وظیفه اجتماعى است و اجتماع حقّى برگردن انسان دارد و یك فرد هرچه مصرف مى‏كند، محصول كار دیگران است. اگر نظریه ماركسیست‏ها را بپذیریم، اساسا ثروت و ارزش و هر چیزى كه ارزش دارد، تمام ارزشش به كارى بستگى دارد كه در راه ایجاد آن انجام گرفته است. یعنى كالا و كالا بودن كالا در واقع تجسّم كارى است كه روى آن انجام شده است. حال اگر این نظریه صد در صد درست نباشد، هر چیزى كه انسان مصرف مى‏كند، دست كم مقدارى از ارزش آن در برابر كارى است كه روى آن انجام گرفته است. لباسى كه مى‏پوشیم، غذایى كه مى‏خوریم، كفشى كه به پا مى‏كنیم، مسكنى كه در آن زندگى مى‏كنیم، هرچه را كه نظر كنیم، مى‏بینیم در نتیجه كار دیگران غرق هستیم. كتابى كه جلومان گذاشته و مطالعه مى‏كنیم، محصول كار دیگران است؛ آنكه تألیف كرده؛ آنكه كاغذ ساخته؛ آنكه چاپ كرده؛ آنكه جلد نموده و غیره. انسان در اجتماعى كه زندگى مى‏كند، در محصول كار دیگران غرق است و به هر بهانه‏اى بخواهد، از زیر بار كار شانه خالى كند، همان فرموده پیامبر است كه سنگینى او روى دوش دیگران هست بدون اینكه كوچك‏ترین سنگینى از دیگران به دوش گرفته باشد

جهاد اقتصادی

كار وجهاد اقتصادی عامل هویت بخشی و تشخص

یكى از فواید كار، مسئله حفظ شخصیت و حیثّیت و استقلال است كه تعبیرهاى مختلفى دارد، مثلاً آبرو. انسان آن‏گاه كه شخصیّتش ضربه بخورد، آبرویش برود و تحقیر بشود، ناراحت مى‏شود. انسان در اثر كار ـ و مخصوصا اگر مقرون به ابتكار باشد ـ به حكم اینكه نیازش را از دیگران برطرف كرده است، در مقابل دیگران، احساس شخصیّت مى‏كند؛ یعنى دیگر احساس حقارت نمى‏كند.

دو رباعى منسوب به امیرالمؤمنین [على] علیه‏السلام در دیوان منسوب به ایشان [است]، در یكى مى‏فرماید: «براى من سنگ كشى از قلّه‏هاى كوه ـ یعنى چنین كار سختى ـ گواراتر و آسان‏تر است از اینكه منّت دیگران را به دوش بكشم»

به من مى‏گویند: در كار و كسب ننگ است؟ و من مى‏گویم: ننگ این است (مى‏دانیم على علیه‏السلام همین كارهایى را كه ما اسمش را عملگى مى‏گذاریم، انجام مى‏داد. مثل حفر چاه و قنات، كشت درخت، آباد كردن باغ‏ها و احیانا كار به شرط مزد گرفتن، هرچند براى غیر مسلمان. گاهى على علیه‏السلام در باغ‏هاى مدینه مى‏رفت و براى بنى‏قریظه و بنى‏النّضیر كه یهودیان مدینه بودند، كار مى‏كرد و مزد مى‏گرفت و با آن پول، زندگى مى‏كرد. قهرا چنین انسانى مورد تهاجم قرار مى‏گیرد كه تو [عار نمى‏كنى] از چنین كارها؟!

در رباعى دیگر مى‏فرماید: اگر مى‏خواهى آزاد زندگى كنى، مثل برده زحمت بكش و آرزویت را از مال هركسى كه باشد، بِبُر. نگو این‏كار مرا پست مى‏كند؛ زیرا از مردم خواستن، از هر چیزى بیشتر ذلّت مى‏آورد.

وقتى كه از دیگران بى‏نیاز باشى، هر كارى داشته باشى، از همه مردم بلند قدرتر هستى.

كار وجهاد اقتصادی عامل رشد استعدادهاى انسان

كار علاوه بر اینكه مانع انفجار عملى مى‏شود، مانع افكار و وساوس و خیالات‏شیطانى مى‏گردد. پس در مورد كار مى‏گویند كه هر كسى باید كارى را انتخاب كند كه در آن استعداد دارد تا آن كار، علاقه او را به خود جذب كند. اگر كار، مطابق استعداد و مورد علاقه نباشد و انسان آن را فقط به خاطر درآمد و مزد بخواهد انجام دهد، این اثر تربیتى را ندارد و شاید فاسد كننده روح هم باشد. انسان وقتى كارى را انتخاب مى‏كند، باید استعدادیابى هم شده باشد. هیچ كس نیست كه فاقد همه استعدادها باشد، ولى انسان خودش نمى‏داند كه استعداد چه كارى را دارد. چون نمى‏داند، دنبال كارى مى‏رود كه استعداد آن را ندارد و همیشه ناراحت است. مثلاً وضع دانشجویان ما با این كنكورهاى سراسرى وضع بسیار ناهنجارى است.

یكى از فواید كار، مسئله حفظ شخصیت و حیثّیت و استقلال است كه تعبیرهاى مختلفى دارد، مثلاً آبرو. انسان آن‏گاه كه شخصیّتش ضربه بخورد، آبرویش برود و تحقیر بشود، ناراحت مى‏شود. انسان در اثر كار ـ و مخصوصا اگر مقرون به ابتكار باشد ـ به حكم اینكه نیازش را از دیگران برطرف كرده است، در مقابل دیگران، احساس شخصیّت مى‏كند؛ یعنى دیگر احساس حقارت نمى‏كند.

 دانشجو مى‏خواهد به شكلى كه هست، این دو سال سربازى را نرود و عجله هم دارد به هر شكلى كه هست در دانشگاه راه پیدا كند. وقتى آن ورقه‏ها و پرسش‏نامه‏ها را پر مى‏كند، چند جا كه دیپلمش به او اجازه مى‏دهد، نام نویسى مى‏كند. هرجا را كه در آمدش بیشتر است، انتخاب مى‏كند و چه بسا جایى را انتخاب مى‏كند كه اصلاً ذوق آن را ندارند؛ یعنى سرنوشت خود را تا آخر عمر به دست یك تصادف مى‏دهد. این آدم تا آخر عمر خوشبخت نخواهد شد. چه بسا این فرد ذوق ادبى اصلاً ندارد، ولى با وجود دیپلم ریاضى احتیاطا در ادبیات یا الهیّات [هم اسم] مى‏نویسد. بعد آنجاها قبول نمى‏شود و مى‏آید اینجا؛ جایى كه نه استعدادش را دارد و نه ذوقش را و تا آخر عمر كارى دارد كه آن كار، روح و ذوقش را جذب نمى‏كند.

بیشتر كارهاى ادارى هم این گونه است. البتّه ممكن است به بعضى كارها شوق داشته باشند، ولى در اكثر موارد، خود كار ادارى ابتكار ندارد و فقط تكرار است و شخص اجبارا براى اینكه گزارش غیبت ندهند و حقوقش كم نشود، با وجود بى‏میلى شدید، آن چند ساعت را پشت میز مى‏نشیند. این مسئله هم صدمه‏اى به فكر و روح انسان مى‏زند. انسان باید كارى را انتخاب كند كه آن كار عشق و علاقه او را جذب كند و از كارى كه علاقه ندارد، باید صرف نظر كند هرچند درآمدش زیاد باشد.

  


چرایی اجرای عدالت در آخرالزمان

چرایی اجرای عدالت در آخرالزمان

عدالت


شاید ذهنتان با این سؤال درگیر شده باشد که چرا حکومت عدل جهانی در پایان تاریخ و آخرالزمان اجرا می شود؟ آیا این امر به طور اتفاقی است یا دلیلی برای وجود آن در این عصر وجود دارد؟ به عبارتی چرا عدالتی که قرار است توسط امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در تمام جهان جاری و ساری شود، در عصر انبیای گذشته رخ نداده است؟

درپاسخ به این سؤال باید چند نکته را در نظر بگیریم. برای رسیدن آدمی به تکامل و در نتیجه ایجاد اجتماعی کامل و نیز برقراری دولت و حکومت عدل در جامعه، به دو عامل اساسی نیازمندیم:

عامل خارجی؛ یعنی هر فردی از افراد جامعه، معنای عدل و کمالی را که هدف خلقت است، بداند و بکوشد تا راهی را برای رسیدن به آن بیابد. از آنجا که فهم بشر قاصر از درک این امور است؛ از این رو بشر در طول تاریخ برای هدایت و رسیدن به اهداف خود محتاج وجود انبیا بوده است.

عامل داخلی؛ یعنی همان شعور بشر به این مسئولیت و هدف بزرگ؛ از این رو برای رسیدن به هدف، تحقق این عامل داخلی در وجود انسان لازم است. این شعور به مسئولیت نیز با در نظر گرفتن چند عامل تحقق می یابد:

الف. عقل، اهمیت اطاعت خداوند و خضوع و خشوع نسبت به او را درک کند.

ب. بداند که اطاعت خدا، ضامن حقیقی برای سعادت خود و جامعه و ایجاد عدل مطلق در جامعه خواهد بود.

ج. حقیقت عدل و قسط و آثار و برکات آن را بداند.

عامل داخلی یا همان شعور انسان به این مسئولیت و هدف بزرگ از چند طریق قابل اجراست:

1. این ایمان و اخلاص در افراد جامعه به صورت معجزه تحقق یابد که این احتمال با قانون معجزات منافات دارد؛ زیرا معجزه طریق انحصاری است، در حالی که برای رسیدن به نتیجه و هدف راه های دیگری غیر از طریق معجزه وجود دارد. همچنین با مختار بودن انسان ـ که کمال او در گرو آن است ـ منافات دارد.

بشر تکامل نیافته حاکم عادل را نمی پسندد و دوست دارد که او برکنار شود. حضرت علی علیه السلام در سخنی فرموده است: « این مردم از من ملول شده اند و من هم از آن ها ملول هستم»، سپس در حق آن ها نفرین کرده و فرموده است: خدایا مرا از این ها بگیر». حکومت عدل بایستی با رضایت خلق برقرار شود و آن، وقتی است که بشر خواستار آن باشد

2. بشر بدون جبر و با تجربه و ارشاد، به سطحی عالی از فهم و شعور برسد تا بتواند آن هدف عالی را با رهبری الهی پیاده کند.

با در نظر گرفتن حالات و خصوصیات بشر در می یابیم که انسان هنوز به آن سطح عالی از فهم و شعور برای رسیدن به این هدف کامل نرسیده است؛ زیرا بشر از ابتدای خلقت، دو شرط اساسی از شرایط تطبیق عدل کامل را نداشته است:

الف. شناخت عدل به صورت کامل.

ب. آمادگی برای فداکاری در راه تطبیق و پیاده کردن عدالت بعد از شناخت آن.

حال اگر آدمی شرط اول را داشته باشد، اما هنوز آمادگی کامل برای شرط دوم را پیدا نکرده است. از این رو حتی در عصر صحابه رسول اکرم صلی الله علیه و آله که آن را بهترین عصر می دانند، آن حضرت نیز مشکلاتی با صحابه در زمینه فداکاری آنان در راه اسلام داشته است.

خداوند متعال در اعتراض به جماعتی از صحابه فرموده است : « یا ایُّهَا الَّذِینَ امَنُوا ما لَکُمْ اذا قِیلَ لَکُمُ انْفِرُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ اثّاقَلْتُمْ الَی الارْضِ ارَضِیتُمْ بِالحَیاةِ الدُّنْیا مِنَ الاخِرَةِ فَما مَتاعُ الحَیاةِ الدُّنْیا فِی الاخِرَةِ الّا قَلِیلٌ»؛ « ای کسانی که ایمان آورده اید! چرا هنگامی که به شما گفته می شود: به سوی جهاد در راه خدا حرکت کنید، بر زمین سنگینی می کنید (و سستی به خرج می دهید)؟ آیا به زندگی دنیا به جای آخرت راضی شده اید؟ با اینکه متاع زندگی دنیا، در برابر اخرت، جز اندکی نیست».(1)

عدل

با توجه به آنچه گفته شد، بنابراین بشر تاکنون به شروط اساسی برای تشکیل حکومت جهانی دست نیافته و زمینه را برای ظهور فراهم نساخته است.

اما بالاخره روزی خواهد رسید که بشر قابلیت پیدا کند که دادگستری توانا و بینا بر او حکومت کند و قابلیت پیدا کردن بشر برای چنین حکومتی، عبارت است از تکامل او. بشر تکامل نیافته شایستگی و لیاقت حکومت عدل را ندارد و آن را نمی پذیرد و اگر با جبر و زور بر او تحمیل شود، نقض غرض خواهد بود. جبر و زور ظلم است و ظلم نردبان عدل نخواهد بود. عدلی که به وسیله ظلم برقرار شود، عدل نیست؛ هر چند نام عدل بر آن بگذارند. بشر تکامل نیافته حاکم عادل را نمی پسندد و دوست دارد که او برکنار شود. حضرت علی علیه السلام در سخنی فرموده است: « این مردم از من ملول شده اند و من هم از آن ها ملول هستم»، سپس در حق آن ها نفرین کرده و فرموده است: « خدایا مرا از این ها بگیر». حکومت عدل بایستی با رضایت خلق برقرار شود و آن، وقتی است که بشر خواستار آن باشد. بشر وقتی خواستار حکومت عدل می شود که خوی حیوانی تحت فرمان خوی انسانی او قرار گیرد».(2)

روایات نیز جهتی دیگری از این عدم برقراری عدالت در زمان های گذشته را بیان کرده اند. امام باقر علیه السلام فرموده است: « دولت و حکومت ما، آخرین دولت ها و حکومت هاست. حکومت برای هیچ اهل بیتی باقی نمی ماند، مگر اینکه قبل از ما به حکومت رسیده و آن را به نهایت رسانده است، به جهت آنکه هر گاه سیره ما را در حکومت مشاهده کردند، نگویند: اگر ما نیز مالک و عهده دار حکومت بودیم، این چنین حکومت می کردیم. هم چنانکه خداوند متعال می فرماید: " وعاقبت برای پرهیزگاران است"» .(3) (4)

بالاخره روزی خواهد رسید که بشر قابلیت پیدا کند که دادگستری توانا و بینا بر او حکومت کند و قابلیت پیدا کردن بشر برای چنین حکومتی، عبارت است از تکامل او

ضرورت اجرای عدالت شبه اخروی در این دنیا

شبهه دیگری که در این زمینه وجود دارد، اینکه چه ضرورتی برای تشکیل این عدالت در سطح گسترده در این دنیاست، اگر در عالم آخرت این عدالت در سطح گسترده پیاده شود ـ که حتماً هم چنین خواهد بود ـ غرض و هدف خلقت تأمین خواهد شد؟

در پاسخ این شبهه و اشکال باید به چند نکته توجه داشت:

1. از آنجا که هدف از خلقت، عبادت و رسیدن به یقین و لقای خداوند معرفی شده است؛ از این رو باید این حکومت در روی زمین و قبل از انقضای دنیا پیاده شود تا هدف غایی خلقت در برهه ای از زمان پیاده شود.

2. بشر مخلوق در این دنیا به این نوع حکومت گرایش فطری دارد؛ از این رو باید برای او در این عالم با مقدماتش فراهم گردد.

3. از آنجا که قسر(5) دائم و اکثری محال است؛ از این رو انسان در این عالم طبیعت باید روزی را به خود ببیند که ظلم و تعدی از بین رفته و عدالت و انسانیت جای آن را در سطح گسترده گرفته است.

4. تکامل انسان در این دنیا برای او ارزشمند است، نه در عالمی دیگر و از آنجا که انسان طبیعتاً و فطرتاً کمال خواه و کمال جوست، باید زمینه لازم برای سیر کمالی او در سطح گسترده در این عالم فراهم گردد که در عصر ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف این خواسته عملی خواهد شد.(6)

 

پی نوشت:

1. توبه: 38.

2. صدر، سید رضا، راه مهدی علیه السلام، ص 54

3. بحار الانوار، ج 52، ص 332.

4. ر.ک: رضوانی، موعود شناسی و پاسخ به شبهات، ص 33.

5. قسر: کسی را به ستم به کاری واداشتن، جبراً وادار کردن کسی به کاری؛ فرهنگ معین، ص 1124.

6. ر.ک: موعود شناسی و پاسخ به شبهات، ص 34.

توری برای صید مفاهیم قرآن

توری برای صید مفاهیم قرآن


تدبر، توری است که ما را موفق به صید قرآن می‌کند اما باید توجه داشت که تدبر، تمام سطوح معانی قرآن را در اختیار ما قرار نمی‌دهد بلکه ما باید در اعماق قرآن حرکت کنیم اگر این گونه شد و ما موفق به دریافت گوهرهای قرآن شدیم در اینجا باید مقداری مجالست و معانست با اهل بیت علیهم‌السلام و روایات آن‌ها داشته باشیم. همچنانکه علامه طباطبایی موفق شد تا از طریق تفسیر قرآن به قرآن و ممارست با روایات تفسیری ائمه اطهار(علیهم السلام) به گوهرهایی از قرآن کریم دست یابد.


تدبر
چگونه کسب برداشت های صحیحی وبه روز از قرآن

برای ورود در فهم قرآن باید ابتدا نسبت به اینکه قرآن کریم برای هدایت انسان‌ها نازل شده است اعتقادی قلبی داشت.

قرآن کریم بهترین مسیر هدایت و سعادتی است که یک سیستم فکری می‌تواند در اختیار انسان قرار دهد.

خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: «ذَلِکَ الْکِتَابُ لاَ رَیْبَ فِیهِ هُدًی لِّلْمُتَّقِینَ» و یا «إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ یِهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ» لذا قرآن کریم ما را به محکم‌ترین راه‌ها هدایت می‌کند. همچنین آیات بسیاری در قرآن وجود دارد که غرض اصلی نزول قرآن را هدایت مردم معرفی می‌کند و این هدایت هم چیزی جز رساندن انسان به کمالات لایق او نیست.

انسان کمالاتی در دنیا دارد که از آن جمله می‌توان به بهره‌گیری از مواهب زندگانی، شکوفا شدن استعدادها و رشد همه جانبه او از کمالات دنیایی اشاره کرد اما برای انسان کمالی نیز در آخرت وجود دارد که آن رسیدن به قرب الی‌الله و قرار گرفتن در صف «السَّابِقُونَ السَّابِقُون، أُوْلَئِکَ الْمُقَرَّبُونَ» است بنابراین قرآن تأمین کننده هدایت انسان در هر دو جهت مادی و معنوی، دنیوی و اخروی است.

انسانی که به سراغ قرآن می‌رود باید به لحاظ مبنایی چنین خاصیتی را در قرآن کریم ببیند خاصیتی که خود قرآن کریم مدعی آن است و حتی در جایی می‌فرماید: «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ وَلاَ یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إَلاَّ خَسَارًا» بنابراین مقصود خداوند فقط شفای بشریت نیست بلکه آنچه که بیش از همه انسان‌ها را رنج می‌دهد بیماری‌های روحی، روانی، معنوی و ضعف اخلاق است و قرآن کریم متکفل اصلاح نظام اخلاقی انسان محسوب می‌شود.

به لحاظ روشی برای اینکه انسان بتواند از این هدایت همه جانبه قرآن بهره کافی را ببرد بایدمفاهیم و مضامین والای آن را فهمیده و درک کند لذا ظاهر و باطن قرآن همانند دریایی عمیق است که هر انسانی با توجه به ابزار و وسایلی که در اختیار دارد می‌تواند از مواهب مختلفی برخوردار شود.

اگر می‌خواهیم به لایه‌های میانی قرآن ورود پیدا کنیم باید پس از کسب مهارت‌های صرف و نحو زبان عربی به سراغ آموزش تفسیر رفته و در آیات الهی تدبر کنیم چرا که قرآن ما را به تدبر در آن دعوت می‌کند

مراحل استفاده از قرآن

در مراجعه به قرآن، با موضوع استفاده از آن، با پنج واژه آشنا می‌شویم: 1- قرائت     2- تلاوت    3- ترتیل    4- استماع و انصات    5- تدبر.

این پنج واژه، به نوعی پنج مرحله استفاده از قرآن را برای ما بیان می‌کنند. پنج مرحله ای که خود می‌توانند جزئی از مرحله تدبر باشند یا مستقل از آن. برای مثال قرائت که ابتدایی‌ترین مرحله استفاده از قرآن است، خود به نوعی زمینه ساز تدبر است (اگر قرائت با تامل همراه شود)، در این حالت، جزء مرحله تدبر محسوب می‌شود، اما اگر شخص قرائت کننده تنها به نفس قرائت بدون توجه به معانی و محتوای آن بسنده کند، قرائت او جزئی از مرحله تدبر نخواهد بود.

قرآن
اهمیت تدبر

در اهمیت تدبر، همین بس که چهار آیه از آیات قرآن مجید به امر تدبر اشاره می‌کند. در سه آیه، لحن قرآن، لحنی سوالی و توبیخی است و در یک آیه هدف نزول قرآن، “تدبر”‌ معرفی می‌گردد و تنها همین آیه برای پرداختن به بحث تدبر و اهمیت ویژه آن در قرآن کفایت می‌کند:

“كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَیْكَ مُبَارَكٌ لِّیَدَّبَّرُوا آیَاتِهِ وَ لِیَتَذَكَّرَ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ ؛ [این] کتابی است مبارک که آن را به سوی تو نازل کردیم تا در آیات آن تدبر کنید و خردمندان پند گیرند.(ص ، 29)“

چنانچه ملاحظه می‌نمایید، در این آیه هدف از نزول قرآن، تدبر معرفی می‌گردد. اگر به این آیه حدیثی از امیرالمومنین علی(علیه السلام) را ضمیمه نمائیم، بیش از پیش برای دانستن در مورد “تدبر”‌ مشتاق خواهیم شد:  “الالاخیر فی قراءه لیس فیها تدبر ... بدانید که در قرآن خواندنی‌ای که با تدبر همراه نباشد، خیری نیست.(معانی الاخبار، ص 67)

        

«تدبر» توری است که ما را موفق به صید قرآن می‌کند

در مسافرت‌های دریایی اگر ما به یک تور مجهز باشیم علاوه بر مسافرت، می‌توان ماهی‌های گوناگونی را صید کرد اما اگر همین فرد نیز به لباس‌های غواصی مجهز بوده و به اعماق دریا نفوذ کند ممکن است دُّر و گهرهایی را صید کند که در طبقات میانی آب نصیب او نمی‌شد بنابراین در فهم ظاهر قرآن اگر اندکی با ادبیات عرب، صرف و نحو آشنا باشیم و سپس به قرائت قرآن بپردازیم بسیاری از مفاهیم ظاهری آن را درک خواهیم کرد.

قرائت که ابتدایی‌ترین مرحله استفاده از قرآن است، خود به نوعی زمینه ساز تدبر است (اگر قرائت با تامل همراه شود)، در این حالت، جزء مرحله تدبر محسوب می‌شود، اما اگر شخص قرائت کننده تنها به نفس قرائت بدون توجه به معانی و محتوای آن بسنده کند، قرائت او جزئی از مرحله تدبر نخواهد بود

برای دستیابی به فهم و درک صحیحی از قرآن می‌توان از ترجمه‌های زیبای قرآن نیز در این زمینه بهره برد.در واقع رجوع به ترجمه‌های ساده و روان، مقدمه‌ای برای فهم قرآن به شمار می‌رود. خوشبختانه ترجمه‌های بسیار خوبی از جمله ترجمه مهدی فولادوند، ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی و ... وجود دارند که می‌تواند به برداشت زیبا و صحیح ما از قرآن منجر شود. 

اگر می‌خواهیم به لایه‌های میانی قرآن ورود پیدا کنیم باید پس از کسب مهارت‌های صرف و نحو زبان عربی به سراغ آموزش تفسیر رفته و در آیات الهی تدبر کنیم چرا که قرآن ما را به تدبر در آن دعوت می‌کند.

 

معنای تدبر

تدبر، توری است که ما را موفق به صید قرآن می‌کند اما باید توجه داشت که تدبر، تمام سطوح معانی قرآن را در اختیار ما قرار نمی‌دهد بلکه ما باید در اعماق قرآن حرکت کنیم اگر این گونه شد و ما موفق به دریافت گوهرهای قرآن شدیم در اینجا باید مقداری مجالست و معانست با اهل بیت علیهم‌السلام و روایات آن‌ها داشته باشیم. همچنان که علامه طباطبایی موفق شد تا از طریق تفسیر قرآن به قرآن و ممارست با روایات تفسیری ائمه اطهار(علیهم السلام) به گوهرهایی از قرآن کریم دست یابد.

قرآن کتاب ذو مراتبی است که با توجه به توان و تدارک عملی مخاطبان خود و استفاده مناسب آن‌ها از ابزارهای متنوع فهم قرآن می‌تواند آن‌ها را در برداشت از مفاهیم به روز و متناسب با نیازهای روزمره یاری کند.

فلسفه‌ی وجود نعمت‌ها و مصیبت‌ها

فلسفه‌ی وجود نعمت‌ها و مصیبت‌ها


انسانی که در مسیر رسیدن به کمال قدم برمی‌دارد، باید بکوشد تا نواقص و نقطه ضعف‌های خود را برطرف نموده و روز به روز به تکامل نزدیک‌تر شود و یکی از نواقص وی، تغییر حالات او به هنگام سختی و آسایش است .


سختی

زندگی دنیا مملو از اتفاقات تلخ و شیرین، خوشی و ناخوشی، نعمت و نقمت و رنج و لذت است که همه‌ی ما کم و بیش با آن‌ها روبرو بوده‌ایم. این حوادث گوناگون در طول زندگی برای همه پیش می‌آیند و حال انسان را دگرگون می‌کنند. اصولاً بشر هنگام مواجهه با خوشی‌ها، لذات و اتفاقات خوشایند، بسیار شاد و فرحناک شده و حتی گاه از خود بیخود گشته، دنیا را بر وفق مراد می‌بیند و گمان می‌کند این رویدادها همیشگی بوده و نتیجه‌ی تلاش‌ها و خوبی‌های خودش می‌باشد و به قول معروف، استحقاق این نعمت‌ها را داشته است.

اما از سوی دیگر، به هنگام پیشامدهای سخت و ناگوار، مأیوس و ناامید گشته و گاه خود را باخته و از پا درمی‌آید و می‌پندارد به آخر دنیا رسیده است. در این هنگام است که با تمام وجود رو به درگاه خدا آورده، به ناله و تضرع، نذر و نیاز، ذکر و توسل پرداخته و برای رفع مشکلش دعا می‌کند. و با برطرف شدن آن مصیبت دوباره به حال سابق خود بازمی‌گردد.

به نظر شما این تغییر حالات، در هنگام تغییر شرایط زندگی، صحیح و منطقی است و با انتظاری که خداوند کریم از بندگانش دارد، مطابقت دارد یا برعکس، انسانی که به رضای خداوند می‌اندیشد و هدفش به کمال رسیدن است، باید به شیوه‌ای دیگر عمل کند؟

به عبارت دیگر، اصولاً علت این تغییر شرایط در زندگی و پیش آمدن متوالی خوشی و ناخوشی چیست و عملکرد انسان در مواجهه با آن چگونه باید باشد؟

 

فلسفه‌ی وجود نعمت‌ها و مصیبت‌ها

این حقیقت بارها در آیات قرآن تکرار شده که خداوند حکیم، گاه انسان را در تنگنای مشکلات قرار می‌دهد، و گاه در آسایش و نعمت، تا او را از این طریق بیازماید، ارزش و ظرفیت وجودی او را بالا ببرد، و به این حقیقت که همه چیز از ناحیه‌ی اوست آشنا سازد. این دادن و گرفتن‌ها (در هر زمینه‌ای) برای این است که روح انسان بزرگ شود. اساساً شدائد زمینه‌ساز شکوفایی فطرت است، همان‌گونه که نعمت‌ها مقدمه‌ی معرفت می‌باشد.

در آیه‌ی 23 سوره‌ی حدید راهکار دیگری برای خروج از کم ظرفیتی بیان شده که خداوند در ضمن این آیه می‌خواهد به بشر بفهماند که موقعیت این گذرگاه و پلی که نامش دنیاست، و همچنین موقعیت خودتان را در این جهان گم نکنید، دلباخته‌ی آن نشده و آن را جاودانه نپندارید که این دلبستگی فوق‌العاده، بزرگ‌ترین دشمن سعادت شماست، شما را از یاد خدا غافل می‌کند و از مسیر تکامل بازمی‌دارد

انسان‌های کم‌ظرفیت

این حالت که به هنگام ظهور مشکلات به یاد خدا بیفتند و در راحتی او را فراموش کنند، حالت بسیاری از مردم است، برای این گونه افراد، توجه به خدا و واقعیات زندگی، یک حالت استثنایی محسوب می‌شود که نیاز به عوامل فوق‌العاده دارد، مادام که آن حالت فوق‌العاده موجود است به یاد خدا هستند، اما به محض این که برطرف شد، به طبیعت انحرافی خود بازمی‌گردند و خدا را به دست فراموشی می‌سپارند.

خلاصه کمتر کسی را می‌توان پیدا کرد که در مشکلات سخت و طاقت‌فرسا به پیشگاه با عظمت خدا سر فرود نیاورد ولی می‌دانیم این بیداری و "توجه اضطراری" بی‌ارزش است. چرا که ایمان، توجه به خدا، توسل، عبادت، توبه و تسلیم در برابر پروردگار، همه در صورتی ارزش دارد که دائمی و پایدار باشد،

اما ایمان موسمی، توبه‌ی موسمی و عبادت‌های موسمی که در شرائط اضطراری و یا آن‌جا که منافع انسان ایجاب می‌کند، انجام می‌شود، بی‌فایده و یا بسیار کم ارزش است، و در آیات قرآن، این اشخاص کراراً نکوهش شده‌اند: "هنگامی که به انسان زیانی می‌رسد و دستش از همه جا کوتاه می‌شود، دست به سوی ما دراز می‌کند و ما را در همه حال در حالی که به پهلو خوابیده یا نشسته یا ایستاده است، می‌خواند." ( وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا لِجَنْبِهِ أَوْ قاعِداً أَوْ قائِماً)

آری خاصیت مشکلات و حوادث دردناک، کنار رفتن حجاب‌ها از روی فطرت پاک آدمی است. در کوره‌ی حوادث تمام قشرهای سیاهی که روی این فطرت را پوشانده است می‌سوزد و از میان می‌رود و برای مدتی هرچند کوتاه درخشش این نور توحیدی آشکار می‌گردد. سپس می‌فرماید: اما این افراد،چنان کم‌ظرفیت و بی‌خردند که "به مجرد این که بلا و ناراحتی آن‌ها را برطرف می‌سازیم، آن چنان در غفلت فرو می‌روند که گویا هرگز از ما تقاضایی نداشتند" و ما نیز به آن‌ها کمکی نکردیم.

ثمرات صبر
ویژگی انسان‌های با ظرفیت

1- صبر: خدای تعالی در آیه‌ی 9 سوره‌ی هود می‌فرماید: (إِلَّا الَّذِینَ صَبَرُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ) تنها افراد با ایمان که در برابر شدائد صبر پیشه کرده‌اند و در همه حال از اعمال صالح فروگذار نمی‌کنند، از تنگ‌نظری‌ها و ناسپاسی‌ها و تکبر برکنارند. آن‌ها نه به هنگام وفور نعمت مغرور می‌شوند و خدا را فراموش می‌کنند، و نه به هنگام شدت و مصیبت مأیوس می‌گردند و کفران می‌کنند، بلکه روح بزرگ و فکر بلندشان نعمت و بلا را در خود هضم کرده و در هر حال از یاد خدا و وظائفشان غافل نمی‌گردند. به همین دلیل برای این افراد آمرزش و پاداش بزرگی خواهد بود. (أُولئِکَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ کَبِیرٌ)

2- عدم دلبستگی به دنیا: در آیه‌ی 23 سوره‌ی حدید راهکار دیگری برای خروج از کم ظرفیتی بیان شده که خداوند در ضمن این آیه می‌خواهد به بشر بفهماند که موقعیت این گذرگاه و پلی که نامش دنیاست، و همچنین موقعیت خودتان را در این جهان گم نکنید، دلباخته‌ی آن نشده و آن را جاودانه نپندارید که این دلبستگی فوق‌العاده، بزرگ‌ترین دشمن سعادت شماست، شما را از یاد خدا غافل می‌کند و از مسیر تکامل بازمی‌دارد.

انسانی که در مسیر رسیدن به کمال قدم برمی‌دارد، باید بکوشد تا نواقص و نقطه ضعف‌های خود را برطرف نموده و روز به روز به تکامل نزدیک‌تر شود و یکی از نواقص وی، تغییر حالات او به هنگام سختی و آسایش است

افراد با ایمان با توجه به اصل فوق هنگامی که به نعمتی از سوی خدا می‌رسند، خود را امانت‌دار او می‌دانند، نه از رفتن آن غمگین می‌شوند نه از داشتن آن مست و مغرور. در حقیقت آن‌ها خود را همچون مسئولان بیت‌المال می‌دانند که یک روز اموال زیادی را دریافت و روز دیگر هزاران هزار پرداخت می‌کنند، نه از دریافتش ذوق زده می‌شوند و نه از پرداختش اندوهناک.

و چه تعبیر جالبی دارد امیر مؤمنان درباره‌ی همین آیه، و می‌فرماید: (الزُّهدُ کُلُّه بَینَ کَلمَتَینِ مِنَ القُرآن: قالَ الله تعالی "لِکَیْلا تَأْسَوْا عَلی ما فاتَکُمْ وَ لا تَفْرَحُوا به ما آتاکُمْ" وَ مَن لَم یَأسَ عَلی الماضی وَ لَم یَفرَح بِالاتی فَقَد أَخَذَ الزُّهدَ بِطَرَفَیه) تمام زهد در میان دو جمله از قرآن است، آن‌جا که می‌فرماید: "این برای آن است که به خاطر آن‌چه از دست داده‌اید غمگین نشوید و به آن چه خدا به شما داده دلبسته و مغرور نباشید." بنابراین هرکس بر گذشته تأسف نخورد و به آن چه در دست دارد دلبسته نباشد، زهد را از دو طرف در اختیار گرفته.(حکمت 439)

3- دنیا سرای سختی‌هاست: توجه به این اصل که ناکامی‌ها با زندگی انسان از آغاز عجین بوده و طبق سنت حکیمانه‌ای مقدر شده و دنیا پیوسته فراز و نشیب دارد، انسان را برای تحمل شدائد شجاع و در برابر حوادث سخت، صبور و مقاوم می‌سازد، به او آرامش خاطر می‌دهد و از بی‌تابی‌ها و جزع مانع می‌گردد.

از نوشته‌ی فوق چنین نتیجه می‌گیریم که انسانی که در مسیر رسیدن به کمال قدم برمی‌دارد، باید بکوشد تا نواقص و نقطه ضعف‌های خود را برطرف نموده و روز به روز به تکامل نزدیک‌تر شود و یکی از نواقص وی، تغییر حالات او به هنگام سختی و آسایش است.

برای رفع این نقیصه باید به توصیه‌ی قرآن کریم از ایمان، صبر،عمل صالح، دلبستگی نداشتن به دنیا و توجه به ضروری بودن مصیبت‌ها در دنیا بهره گیرد تا بتواند همچون رهپویان این طریق، به مقامی برسد که حالش در زمان اجابت شدن یا نشدن حوائج، در زمان از دست دادن یا بدست آوردن نعمت‌ها و در یک کلام در خوشی و ناخوشی یکسان باشد. و آن‌گاه با زبان حال بگوید:

          من از درمان و درد و وصل و هجران                            پسندم آن‌چه را جانان پسندد

سلام-صفحه ي فيس بوك

سلام به همه


بابت تاخير شرمنده


از امروز تا 22 بهمن هر روز به روزم


به احتمال زياد منتظر صفحه ي فيس بوك ما هم باشيد

ولي هنوز معلوم نيست كه صفحه ي فيس بوك ما  راه بيافته




اين صفحه همواره در صفحه اول نمايش داده مي شود

و مطلب جديد در زير اين مطلب قرار خواهد گرفت

بازتاب خطبه حماسی رهبر انقلاب

 بازتاب خطبه حماسی رهبر انقلاب


 همزمان با ایام الله دهه فجر و در آستانه سی و سومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله خامنه ای، رهبر انقلاب اسلامی در نماز جمعه پر شكوه تهران، با ارائه تحلیل جامعی از دستاوردهای انقلاب اسلامی، مطالب مهمی در خصوص مسایل داخلی، تهدیدات دشمنان، اوضاع منطقه و جهان و همچنین انتخابات نهمین دوره مجلس بیان كردند..


رهبری -نماز جمعه

در ادامه گزیده ای از سخنان مقام معظم رهبری در نماز جمعه تهران می آید:

اگر بتوانیم که در عمل جمعی و کار سیاسی و اجتماعی تقوی را در پیش بیگیریم توفیق الهی شامل حال ما خواهد شد. 

 در دهه فجر آنچه بر این حقیر واجب است دو تشکر است. اول شکر الهی که این توفیق را نصیب ملت ایران کرد که این نهضت تاریخ ساز به دست ملت ایران و با رهبری ملت بزرگوار انجام گرفت و حرکت ملت ایران به سمت ارزش های الهی آغاز شد. و شکر دوم تشکر از ملت ایران است، وفاداری کردند، گذشت و ایثار کردند و شجاعت نشان دادند و بصیرت به خرج دادند که حضور دائمی خود در این 33سال ادامه دادند. 

امسال دهه فجر و 22بهمن را در فضایی دنبال می کنیم که با پیروزی انقلابهای منطقه، انقلاب اسلامی ایران به طور نسبی از غربت در آمد. 

انقلاب ما رژیم ضداسلام را از بین برد و رژیم مردم سالار را به جای آن نشاند. وابستگی که رژیم گرفتار آن بود را کنار گذاشت.  تحقیر شدگی ملت ما را از بین برد و عزت تاریخی داد.

شعارهای ملت ایران همان شعارهای اول انقلاب است

امروز ملت ایران احساس عزت و تشخص می کند. ما خودکم بینی داشتیم. فکر می کردیم نه کار علمی از ما برمی آید و نه کار سیاسی و...

اینکه حاکم جزیره بحرین بگوید ایران دخلت می کند خلاف واقع است. ما اگر در بحرین دخالت می کردیم اوضاع جور دیگری می شد

شعارها همچون انگشت اشاره به سمتی که باید رفت اشاره می کند. امروز شعارهای ملت ایران همان شعارهای اول انقلاب است. 

 در این سی و چند سال پیشرفت ها و ضعف هایی داشته ایم.

متاسف می شوم که می بینم گزارش های روشن و خوب به مردم داده نمی شود

اگر ضعف را نشناسیم، نهادینه شده و برطرف نخواهد شد. 

رهبری -نماز جمعه

در طول سی و دو سه سال گذشته مواردی وجود داشته که ضعف نشان داده ایم ولی حرکت هرگز متوقف نشده است.

مهمترین نقطه قوت ما غلبه بر چالش ها بوده است. از روز اول قدرتهای جهانی بنای بر اذیت و مانع تراشی گذاشته اند.

گسترش خدمات به ملت از نظر کمی و کیفی یکی دیپر از نقاط قوت بوده است.

رتبه علمی 17 ایران در سطح دنیا یکی از این نقاط قوت به شمار می آید که مهم است.

متاسف می شوم که می بینم گزارش های روشن و خوب به مردم داده نمی شود.

یکی از نقاط قوت نسل سوم انقلاب است. شهید احمدی روشن، شهیدی که شهادتش دل ما را سوزاند یا شهید رضایی نژاد، دانشمندان جوان سی و دو سه ساله ای بودند که امام را درک نکرده اند. می دانند که مورد تهدید هستند ولی می روند. این ارزش است. همین حرکت عظیم جوان هایی که اعلام کردند حاضریم کار کنیم خیلی مهم است. یکی از نقاط مثبت و قوت ما این است که این ارزش ها به نسل سوم منتقل شده است. 

اولین ضعف، گرایش به دنیا طلبی بود. این مساله گریبان بعضی از ما را گرفت و برایمان ثروت تجمل و اشرافی گری از قبح افتاد. وقتی ما این جور شدیم این به مردم سرریز می شود.

فریب لبخند دشمن و وعده های دروغ دشمن را نخوریم

در عدالت اجتماعی هنوز به نقطه مورد نظر اسلام که آرزوی ماست نرسیده ایم.

باید اشکالات را پذیرفت و در جهت اصلاح آن برآمد.اگر«اشکالی به وجود می آید رهبری متواضعانه قبول کند.»

 نباید از ارزش های اصولی غافل شد.حفظ اتحاد و همدلی یکی دیگر از وظایف ما است. سه قوه باید با هم‌دست باشند و در جهت گیری های نظام پشت به پشت یک دیگر بروند. این علاج قطعی بسیاری از مشکلاتی است که در کشور وجود دارد.

فریب لبخند دشمن و وعده های دروغ دشمن را نخوریم.

رهبری -نماز جمعه

اظهاراتی که رئیس جمهور آمریکا کرد و نامه ای نوشت و جوابی که ما دادیم یک روزی در اختیار افکار عمومی جهان قرار خواهد گرفت. فریب لبخند و دروغ اینها را نخورید. 

کسالت و تنبلی یک کشور و ملت را تباه می کند.

اینکه گفتیم جهاداقتصادی یعنی باید فعالیت اقتصادی جهادی داشت. 

ما اگر در بحرین دخالت می کردیم اوضاع جور دیگری می شد

رژیم صهیونیستی حقیقتا غده سرطانی است در این منطقه و باید قطع شود و قطع خواهد شد. 

از هرکس با اسرائیل مبارزه کند حمایت می کنیم و از اعلام این حمایت، ابایی نداریم. در جنگ 33 روزه و جنگ 22 روزه علیه اسرائیل، کمک کردیم

ملت بحرین از همه مظلوم ترند و اینها را از دایره تبلیغ و ترویج خارج کرده اند.

حکام بحرین ادعا کرده اند که دخالت کرده ایم. [به آنها می گویم] ما در ضدیت با اسرائیل دخالت کرده ایم و نتیجه اش جنگ سی و سه روزه بود و بعد از این هم هرجا هر ملت و گروهی با رژیم صهیونیستی مبارزه کند پشت سر او هستیم و هیچ ابایی هم از این نداریم.

اینکه حاکم جزیره بحرین بگوید ایران دخلت می کند خلاف واقع است. ما اگر در بحرین دخالت می کردیم اوضاع جور دیگری می شد. 

رهبر انقلاب اسلامی در ادامه سخنانشان جمله مكرر مقامات امریكایی را مبنی بر اینكه همه گزینه ها روی میز است، مورد اشاره قرار دادند و افزودند: معنای این جمله تهدید به جنگ است اما همه می دانستند كه این تهدید به ضرر امریكاست همچنانكه ایجادجنگ ده برابر بیشتر به ضرر امریكا خواهد بود

تحریم ها از دو جهت به نفع ماست و از داخل رشد می کنیم. اگر در سلاح تحریم نمی شدیم این پیشرفت های عجیب را نداشتیم. هرچه ما را تحریم می کنند به ظرفیت داخلی خودمان رو می آوریم. 

تهدید به جنگ به ضرر امریکا است. خود جنگ ده برابر به ضرر امریکاست.

تهدید ایران از سوی امریکه به دلیل این است که گفتمانی در برابر ایران ندارند و نمی توانند در فضای گفتمانی سخنی داشته باشند و نشان می دهد که امریکا جز زور و خونریزی سخنی ندارد. این اعتبار آمریکا را خواهد شکست. رژیمی که در چشم مردم خودش اعتبارش بشکند سرنوشتش مانند شوروی سابق می شود.

رهبری -نماز جمعه

 تا کنون عدم سلامت انتخابات وجود نداشته و این بار هم نباید وجود داشته باشد 

انتخابات مصونیت بخش به کشور است.

هر چه حضور پررنگ تر باشد اعتبار بیشتر خواهد بود.

مشارکت مردم می تواند آینده کشور را تامین کند.

مسائل کوچک را نباید بزرگ کرد. سعی می کنند به روش های مختلف الغای بحران کنند.

آنچه در انتخابات لازم است رقابت سالم است. فضای انتخابات باید سالم باشد. مردم اگر نامزدها را می شناسند انتخاب کنند و اگر نمی شناسند از افراد بصیر و متدین راهنمایی بخواهند. 

تا کنون عدم سلامت انتخابات وجود نداشته و این بار هم نباید وجود داشته باشد. 

شورای نگهبان باید صلاحیت ها را احراز کند، منتهی توصیه بنده این بوده که سطح را آنقدر بالا نبرند که کسی نماند. 

برخی به اقدام شورای نگهبان معترض هستند. منتهی توجه کنیم که وقتی یک مقام مسئول که مورد اعتماد است مثل شورای نگهبان تصمیم گرفت باید قبول کرد. 

اینهایی که رد صلاحیت می شوند افراد بی صلاحیتی نیستند؛ اگر برای این کار[مجلس] صلاحیت ندارد ولی برای کارهای دیگر صلاحیت های گوناگون دیگری دارد. 

رهبری -نماز جمعه

مسئولان از توطئه دشمن در انتخابات غافل نشودند و کسانی که رای نمی آورند مواظب باشند کلاهی که بر سر رای نیاوردگان سال 88 رفت بر سر آنها نرود. 

همه نامزدها و هوادارن آنها خود را مسئول امنیت انتخابات بدانند.

بازتابهای رسانه ای خطبه های دیروز نماز

مهر نوشت:  رسانه های غربی با پوشش سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران از پافشاری ایران بر حق هسته ای خود و مقابله با تحریم ها و تهدیدهای نظامی غرب خبر دادند. 

لحظاتی پس از آغاز خطبه های نماز جمعه امروز تهران به امامت "آیت الله خامنه ای" رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران رسانه های منطقه ای و غربی به پوشش بیانات رهبری پرداختند.

آسوشیتدپرس با اشاره به سخنان رهبر معظم انقلاب در مورد خطر رژیم صهیونیستی برای منطقه از آمادگی ایران برای مقابله با این تهدید و کمک به گروههای مقاومت خبر داد. این خبرگزاری به نقل از رهبر انقلاب، رژیم صهیونیستی را غده ای سرطانی در منطقه دانست که باید از بین برود.

خبرگزاری فرانسه نیز نوشت: رهبر ایران آمادگی این کشور را برای مقابله با تحریمها و تهدیدهای غرب اعلام کرد. بر این اساس ایران به تحریم نفت و تهدید نظامی علیه خود پاسخ درخور و به موقع خواهد داد.

همچنین رویترز بخشهایی از سخنان رهبر معظم انقلاب را انعکاس داده و نوشت: ایران در مقابل فشارهای غرب بر سر برنامه هسته ای خود تسلیم نخواهد شد.

بر این اساس تحریم و حمله به ایران به زیان آمریکا خواهد بود و تغییری در اراده ایران برای دستیابی به فناوری هسته ای نخواهد داد.

در این گزارش همچنین به حمایت ایران از گروههای مقاومت در فلسطین و لبنان برای مقابله با رژیم صهیونیستی اشاره شده است.

حضرت آیت الله خامنه ای در همین زمینه تاكید كردند: آمریكایی ها بدانند و البته می دانند كه جمهوری اسلامی در مقابل تهدید به جنگ و تهدید به تحریم نفتی، تهدیدهایی دارد كه وقتی لازم باشد انشاالله اعمال خواهد شد

از سوی دیگر رسانه های اسرائیلی با پوشش سخنرانی رهبر معظم انقلاب نگرانی خود را از واکنشهای ایران در برابر ادعاها و تهدیدهای اخیر مقامات این رژیم به نمایش گذاشتند.

هاآرتض به نقل از آیت الله خامنه ای نوشت: آمریکا و اسرائیل از تهدید ایران آسیب خواهند دید. این روزنامه در گزارش مفصلی به تشریح سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران پرداخت و از بی تاثیر بودن تلاشهای غرب برای متوقف کردن برنامه هسته ای ایران از طریق اعمال تحریم و تهدید به جنگ خبر داد.

رهبری -نماز جمعه

دقایقی پس از اتمام این سخنرانی نیز یدیعوت آحارونوت جمله "اسرائیل غده سرطانی است" را تیتر نخست خود کرد. این روزنامه صهیونیستی با نقل قول از رهبر ایران نوشت: جهان به زودی این غده سرطانی را قطع خواهد کرد.

در همین حال شبکه تلویزیونی الجزیره به پوشش اخبار سخنان رهبر معظم انقلاب پرداخته و فرازهایی از آن را در بخشهای خبری خود اعلام کرد.شبکه العربیه نیز با تاکید بر بیانات رهبر انقلاب در مورد واکنش ایران به تهدیدهای نظامی غرب اخبار نمازجمعه امروز تهران را بازتاب داد.پایگاه روزنامه مصری الاهرام نیز به پوشش این خبر پرداخته و نوشت: آیت الله خامنه ای تاکید کرد ایران تسلیم فشارها نخواهد شد و تهدید ایران به ضرر آمریکا است. الاهرام همچنین از بی تاثیر بودن تحریمها علیه ایران خبر داد

رویترز گزارش داد: تاکید رهبر انقلاب ایران بر تلافی تحریم‌ها قیمت جهانی نفت را افزایش داد 

رویترز اعلام کرد به دنبال تاکید رهبر انقلاب ایران بر ادامه فعالیت های هسته ای و تلافی به موقع تحریم ها قیمت جهانی نفت از مرز 112 دلار در هر بشکه گذشت.

 روز جمعه پس از آنکه رهبر معظم انقلاب ایران، هشدار داد ایران به موقع تحریم نفتی را تلافی خواهد کرد، بهای نفت خام برنت به بیش از 112 دلار در هر بشکه افزایش یافت.

بر اساس گزارش رویترز رهبر انقلاب ایران همچنین گفت، تهران تسلیم فشارهای بین المللی برای دست کشیدن از فعالیت های هسته ای اش نخواهد شد. ایشان که در جمع نماز گزاران در دانشگاه تهران سخن می گفت، اظهار داشت: «تحریم ها هیچ تاثیری بر اراده ما در ادامه مسیر هسته ای مان نخواهد داشت...در پاسخ به تهدید تحریم نفتی و جنگ، ما تهدیدات خودمان را در موقع مناسب اعمال می کنیم.»

بر اساس این گزارش، بهای نفت برنت در چهارمین روز متوالی با 33 سنت رشد مواجه شد و به 112 دلار و 40 سنت در هر بشکه رسید. در همین حال بهای نفت خام آمریکا نیز با 50 سنت افزایش به 96 دلار و 86 سنت در هر بشکه رسید.

در همین حال فاصله بهای 2 شاخص اصلی بازار نفت در 14.54 دلار در هر بشکه ثابت ماند. این در حالی است که فاصله بین دو شاخص اصلی بازار نفت در فصل گذشته به 16 دلار در هر بشکه رسیده بود.

بيانيه سپاه در گراميداشت سي و سومين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي

سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در بيانيه اي با گراميداشت سي و سومين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي خرد شدن استخوانهاي كومونيسم شرق، شكستن غرور سرمايه داري غرب، افول شتابان نظام سلطه و مهندسي و ارائه الگوهاي كارآمد استقلال، استكبار ستيزي و پيشرفت و تعالي ملت ها را جلوه اي از گفتمان انقلاب و رهبري ولايت فقيه در عصر جمهوري اسلامي ايران دانست.

به نقل از روابط عمومي كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در بخشي از اين بيانيه آمده است: معجزه انقلاب اسلامي در 33 سال پيش با در هم پيچيدن بساط ظلم و ستم 2500 ساله شاهنشاهي، اسلام و گفتمان انقلاب اسلامي و ملت ايران را فراروي جوامع بشري- بويژه ملت هاي مسلمان- قرار داد، حقيقتي ناب كه طي سه دهه اخير تحولات اساسي و خيره كننده اي را فراتر از جغرافياي جمهوري اسلامي ايران، در مقياس منطقه اي و جهاني رقم زده است.

اين بيانيه افزوده است: بيداري اسلامي و انقلاب هاي مردمي در شمال آفريقا و خاورميانه و سقوط طاغوت ها و ديكتاتورهاي مصر، تونس، ليبي، يمن و ان شاء ا... ادامه آن در سرزمين هاي ديگر و نيز پيدايش موج بيداري در قلب اروپا و آمريكا و مصاف جنبش ضد سرمايه داري با حاكمان جنايتكار و صهيونيست در غرب از دستاوردهاي ترديد ناپذير انقلاب اسلامي و پيشتازي ملت ايران در عرصه آگاهي بخشي و استكبار ستيزي است.

اين بيانيه با اشاره به دستاوردهاي شگفتي ساز ملت ايران در طريق پيشرفت و تعالي و دست يابي به موقعيت ممتاز منطقه اي و جهاني تصريح كرده است: برغم كينه توزي و خصومت ورزي مستمر آمريكا، انگليس و ديگر قدرت هاي مرعوب برابر نظام سلطه و صهيونيسم بين الملل عليه انقلاب و نظام اسلامي و آزمودن سناريوهاي متعدد تهديد، تحريم، ترور، تجاوز، تزوير و تفرقه افكني ملت ايران نه تنها لحظه اي از آرمان هاي بلند و انقلابي خود درنگ نكرده است بلكه هم اكنون مصمم تر در سايه مجاهدت هاي علمي فرزندان و نخبگان جوان خود توانسته است با توليد علم و فن آوري و بارور ساختن روحيه خود باوري و اعتماد به نفس در زمينه هاي هسته اي، پزشكي، فضايي و دفاعي موجبات عصبانيت ، هراس و نگراني دشمنان قسم خورده خود را فراهم آورد.

اين بيانيه وحدت و يكپارچگي ملي و پاي بندي به اصول و آرمانهاي انقلاب اسلامي حول محور ولايت فقيه و رهبري را ضامن پيروزي و غلبه ملت ايران بر چالش ها و بحران هاي فراروي كشور قلمداد و افزوده است: ترديدي نيست آنچه طي 33 سال اخير باعث شكست و ناكامي طرح ها و راهبردهاي دشمني استكبار جهاني برابر انقلاب اسلامي و پروژه هاي تهديد، تحريم، جنگ سخت 8 ساله و هدف گذاريهاي آنان در عرصه جنگ نرم پس از دوران دفاع مقدس شده است، عنصر بصيرت، هوشمندي و حضور فداكارانه و آگاهانه هميشگي ملت ايران در صحنه هاي نياز انقلاب و كشور بوده است كه نماد عبرت انگيز و آموزنده آن بويژه در عرصه مقابله با فتنه هاي سال هاي 78 و 88 همواره بر تارك تاريخ اين سرزمين مي درخشد.

اين بيانيه تمسك به وصاياي جاودان حضرت امام خميني (ره) و رهنمودهاي حكيمانه و هدايت بخش مقام معظم رهبري در تداوم راه پر فروغ انقلاب اسلامي را عامل صيانت و صلابت حركت ملت رشيد و انقلابي ايران معرفي و با شكرگذاري نعمت الهي انقلاب و تحولات سرنوشت ساز ناشي از بيداري اسلامي در منطقه تاكيد كرده است: با پايان دو قطبي سرمايه داري و كمونيسم و شكست تاكتيك هاي اسلام ستيزي، امروز جهان دو قطبي بين مستضعفين به رهبري جمهوري اسلامي و مستكبرين به رهبري غرب صهيوني تشكيل شده است نبردي تمام عيار كه تحولات شگرف جاري در منطقه و جهان نشانه هايي از يك پيروزي بزرگ و قرار گرفتن جامعه بشريت با محوريت اسلام و مسلمين در دوران جديد تاريخي را مژده مي دهد

اين بيانيه در پايان با تبريك فرارسيدن سي و سومين بهار عزت و آزادي به ملت ايران و اعلام بيعت مجدد پاسداران انقلاب اسلامي و بسيجيان دريا دل با ولي فقيه زمان ولي امر مسلمين و مقام معظم رهبري حضرت امام خامنه اي "مدظله العالي" و تجديد ميثاق آنان با آرمان هاي بلند حضرت امام خميني (ره) و شهيدان گرانقدر انقلاب و دفاع مقدس و با دعوت از اقشار و آحاد ملت مختلف مردم براي حضور گسترده و پرشور در جشن هاي پيروزي انقلاب و راهپيمايي سراسري 22 بهمن ماه 1390 آورده است: قرائن و شواهد نشان مي دهد اراده خداوند بر اين قرار گرفته است نام ايران اسلامي بعنوان زمينه ساز و قطب نماي بيداري جهاني بشريت در تاريخ معاصر ثبت شود و در اين راه تحليل جامع و راهبردي رهبر حكيم و فرزانه انقلاب اسلامي در نماز جمعه اخير نسخه تعيين كننده اي است كه در برابر ملت ايران و مسلمانان منطقه و بلكه تمامي جوامع بشري گشوده شده است.

اقتدار ناخدای کشتی انقلاب

نماز جمعه این هفته تهران به امامت رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای برگزار شد. اجتماع این هفته مردم در نماز دشمن شکنِ جمعه از شکوه زایدالوصفی برخوردار بود. آنچه چشم هر بیننده ای را به خود خیره می نمود صلابت، اقتدار و استواری رهبر فرزانه انقلاب و همچنین همدلی و اتحاد مردم نمازگزار بود.

 شاید بیش از هر زمان بیانات ایشان با هیجانات و احساسات پاک مردم مواجه می شد و تکبیرهای یکپارچه امّت، به ناظران و تحلیل گران این نکته را گوشزد می کرد که تک تک فرمایشات رهبری، مورد تأیید آنان، بلکه حرف دلشان است.

فارغ از محتوای این سخنان، که حاوی نکات بسیار مهم و تعیین کننده ای بود، بیان و گفتار رهبر انقلاب چنان آرامشی را به ملت القاء نمود که اثرات آن به خوبی در میان دوستداران انقلاب مشهود و روشن می باشد.

رهبری انقلاب در این خطبه ها علاوه بر آسیب شناسی انقلاب و بیان نقاط قوّت نظام، نگاهی به نهضتهای اسلامی منطقه داشتند و در آن به تحلیلی جامع و دقیق پرداختند که طی آن تکلیف را برای بسیاری روشن ساختند.

آنچه بیش از هر چیز در این همایش عظیم به چشم می آمد، صراحت و بی پردگی رهبر فرزانه انقلاب بود. خطاب ایشان به مستکبران و مستبدان عالم آن هم با آن صراحت لهجه از جنبه های ممتاز این بیانات ارزشمند بود.

آنگاه که خطاب به حاکمان سفّاک و خون ریز بحرین عبارت «حاکمان جزیره ی بحرین» را عنوان می کنند و می فرمایند:

" دخالت جمهوری اسلامی در قضایای بحرین یک دروغ است. چرا که اگر دخالتی وجود داشت، وضع جور دیگری می شد" نشان از عمق تأثیر پیام انقلاب و همچنین نقش بی بدیل مقام معظم رهبری در معادلات جهانی و قیامهای مردمی منطقه دارد. به دوست و دشمن می نمایاند که ملت‌های منطقه گوش به فرمان و مطیع رهبر انقلاب اسلامی هستند.

تأکید ایشان بر نقش نظام در مقابله با رژیم غاصب صهیونیستی در همه عرصه ها به خصوص جنگ 33 روزه لبنان و نبرد 22 روزه غزه و پشتیبانی همیشگی و متداوم از ملتها در مقابل رژیم صهیونیستی بی شک لرزه بر اندام سست و آسیب پذیر جبهه  استکبار و صهیونیسم می اندازد.

آنچه را که بیش از پیش، باید مدنظر قرار داد استفاده و اغتنام از نسیم دل نوازی است که در روزهای بهاری انقلاب و در فصل بهار اسلامی از جانب ناخدای کشتی انقلاب به وزش درآمده است و مراقبت از دستاورد این سخنان پرصلابت می باشد.

تأکید ایشان بر نقش نظام در مقابله با رژیم غاصب صهیونیستی در همه ی عرصه ها به خصوص جنگ 33 روزه لبنان و نبرد 22 روزه غزه و پشتیبانی همیشگی و متداوم از ملتها در مقابل رژیم صهیونیستی بی شک لرزه بر اندام سست و آسیب پذیر جبهه ی استکبار و صهیونیسم می اندازد.

مردم نقش خود را به خوبی می دانند و بدان به بهترین شکل عمل می کنند. اما مسؤولین کشور اعم از اجرائی، تقنینی، قضایی و حتی نظامی و انتظامی می باید با سعه صدر و همدلی بیش از پیش خود را به کرانه های آرامش نزدیک نمایند و از هزینه های گزاف ناشی از حذف و هَدم یکدیگر بکاهند و با تعهد و مسؤولیت پذیری هر چه تمام تر از وارد ساختن جراحات و آسیبها بر پیکره ی نظام بپرهیزند.رهبر فرزانه مان همچون همیشه مسوولین را از تفرقه و دو دستگی پرهیز دادند وخاطر نشان کردند: مسئولان و خدمتگزاران مردم در دولت، مجلس و قوه قضاییه نباید تقصیرها را به گردن یکدیگر بیاندازند زیرا وظایف رهبری، قوا و دستگاهها در قانون اساسی مشخص شده است و هر یک از مسئولان باید بر اساس وظایف قانونی خود، مسئولیت پذیر باشند. حتی اگر اشکالی متوجه رهبری نیز بود، رهبری باید متواضعانه آن اشکال را قبول و سعی کند، آن را برطرف نماید.

نظام اسلامی مادامیکه بر ارزشهای دینی خود تکیه بزند از گزند هرگونه آسیب مصون خواهد ماند.

اما به محض فاصله گرفتن از احکام الهی و به مجرّد نفوذ وسوسه های شیطانی اعم از دنیا طلبی، تحجّر، تکبّر و خودبزرگ بینی، شاهد افول و خدشه در ارکان انقلاب خواهیم بود.

این انقلاب نتیجه خون شهدا و حاصل خون دل دلسوزان آن است. برای بقاء و دوام آن باید به فرهنگ انقلاب ملتزم و وفادار ماند تا از هر گونه گزندی ایمنی یابد.