تبليغاتX
هيئت14معصوم ومهدويت وطرح صالحين علي آباد

هيئت14معصوم ومهدويت وطرح صالحين علي آباد
مهدويت طرح صالحين.هيئت 14معصوم ويا ابوالفضل العباس ومداحي وسايت تمام مذهبي روستاي علي آباد 
قالب وبلاگ
او در عملیات خیبر به صورت نیروی نظامی شرکت کرد و در این عملیات از ناحیه سر مجروح شد. 82 تن از همسنگرانش در این عملیات مفقود گردیدند که از جمله شهید حسن باقری فرمانده گردانشان بود . دفتر خاطراتش از اوصاف این شهید عزیز پر است

مزار شهید

ایشان در یکی از روستاهای زنجان ودر یک خانواده مذهبی به دنیا آمد. بود.قبل از مدرسه به مکتب خانه رفت و قرآن را فراگرفت. علاقه زیادی به تلاوت و قرائت قرآن داشت. از سن 8 سالگی بود که بدون وقفه به انجام فرائض دینی پرداخت. در دوران انقلاب با وجود سن کم، در مبارزاتی که بر علیه رژیم منفور شاه صورت می گر فت ،شرکت فعّال داشت . سید داود در سنین نوجوانی بعد از پیروزی انقلاب عضو فعال پایگاه مسجد امیرالمؤمنین (ع) بسیج زنجان شد و چون به تبلیغات علاقه فراوانی داشت برای تبلیغ آرمان های اسلام در پایگاه شروع به فعالیت کرد.او که عضو مؤثر شورای پایگاه مذکور بود. با اخلاق و رفتار نیکوی خود الگویی برای تمام برادران بسیجی شده بود. هیچگاه چهره شاداب و خندان او در برخورد با برادران بسیجی غمگین و ناراحت نمی شد. در تمام مراسم پایگاه از جمله دعای توسل پیشقدم بود و خودش دعای توسل می خواند. به جهت صدای زیبایش ، زینت بخش مجالس و محافل شهدا بود. دستان پربار داوود بود که در هر مراسمی به حرکت می آمد و در و دیوار مسجد و خیابان های اطراف را با تبلیغات و نوشته های زیبایش مزیّن می کرد. او در هر اعزامی با صدای رسایش رزمندگان را بدرقه می کرد و در هر مراسمی با آوای گرم و جانسوزش زینت بخش مجالس بود . در سال 1362 قبل از عملیات خیبر عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل شد و به عنوان مسئول تبلیغات گردان ولی عصر (عج) از لشگر علی بن ابیطالب تعیین شد . فرماندهی این گردان بر عهده شهید حسن باقری بود. او در عملیات خیبر به صورت نیروی نظامی شرکت کرد و در این عملیات از ناحیه سر مجروح شد. 82 تن از همسنگرانش در این عملیات مفقود گردیدند که از جمله شهید حسن باقری فرمانده گردانشان بود . دفتر خاطراتش از اوصاف این شهید عزیز پر است. سید داود پس از ده روز بستری شدن در بیمارستان امدادی مشهد بهبود یافت و دوباره عازم جبهه های حق علیه باطل شد . در جبهه کارش تبلیغات بود.

در سال 1365 وارد تبلیغات گردان حضرت علی اصغر (ع) از لشگر 8 نجف اشرف شد و بعدها به علت دیدن آموزش نظامی به معاونت یکی از دسته های این گردان درآمد و در عملیات کربلای 5 که در تاریخ 19/10/1365 شروع شد شرکت فعال داشت . دفتر خاطراتش شجاعت و دلیری او را در این عملیات بیان می کند.

در تاریخ 15/1/66 در گروهان1 گردان حضرت علی اصغر (ع) به عنوان مسئول دسته وارد عمل شد و در عملیات کربلای8 به تاریخ 20/1/1366 که هنوز 21 بهار از عمرش سپری نشده بود، جاوید الاثرشد.

وصیت نامه شهید سید داود شبیری

بسم الله الرحمن الرحیم

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون. (قرآن کریم)

و مپندارید کسانی که در راه خدا کشته می شوند، مرده اند بلکه آن ها زندگانند و در نزد خداوند روزی می خورند.

اگر دشمن را در خانه اش نکشید، دشمن می آید شما را در خانه تان می کشد. (شهید محمد منتظری)

الهی در یک مکان مقدس اکنون در حال نوشتن وصیت نامه ام هستم و حال آنکه نمی دانم شهادت نصیب من پرمعصیت خواهد شد.

سنگر پر خون شهیدان را خالی مگذار. امامت می گوید جبهه رفتن از فروع دین واجب تر است پس گوش به امر رهبرت فرا ده. موقعیتی پیش آمده است که هر کس از این موقعیت استفاده نکند عقب مانده است

بنده ای که همیشه در منجلاب منیت غرق بوده و همیشه در امواج گناهان غوطه می خورم. به عظمتت سوگند وقتی به آتش جهنمت فکر می کنم دیگر نقطه امیدی برای من باقی نمی ماند، چرا که خودم را لایق آتشت می دانم زیرا هیچ موقع بنده خوبی نبوده ام و همیشه در وظایفم قصور کرده ام. وقتی اوراق این 21 سال عمرم را ورق می زنم می بینم هیچ نقطه سفیدی وجود ندارد ،سیاهی اعمالم بر سیاهی قلبم اضافه می کند.

خداوندا اگر تو رحمان نبودی اگر تو رحیم نبودی اگر درِ رحمت و درِ توبه نبود، الان دیگر کدامین در را می زدم، به کجا پناه می بردم ،کدامین پناهگاه است که مرا در خود جای دهد، خدای من به لطف و رحمت تو امیدوارم. باز با آن همه گناهان به در تو رو آورده ام. زندگی در این دنیا برایم خیلی سخت می گذرد. دیگر از این دنیا بیزارم. دنیایی که با تجملات ظاهری خویش مرا فریب می دهد. دیگر از این تجملات پوچ دست می کشم و آن چه را که تو گفته ای انجام می دهم. معبودا تو می گویی چنین باش. باشد. تو می گویی از غیر خدایی ببر، می برم. تو می گویی بر نفست غلبه کن، می کنم. تو می گویی در راه من بمیر. چرا که مرگ در راه تو عزت است و سعادت ابدی است. در راه تو می میرم، حتی اگر آتش را بر من ارزانی داری و آن چه رضای توست من راضیم؛ پس خدایا مرا چنان بمیران که دوست می داری و راضی هستی و زندگیم را به سعادت و مرگم را به شهادت ختم کن.

اللهم وقفنا لما تحب و ترضی و احینی یا رب شهدا و توفنی شهیدا

شهید سید داود شبیری

 

و اما سخنی چند با پدر و مادر عزیزم:

پدر جان و مادر جان هر چقدر می اندیشم که چه بنویسم تا رضایت شما را به دست آورم، هیچ نمی یابم. چرا که همیشه اسباب زحمت شما بوده ام. فقط سخنی که دارم این است که خداوند با آن عظمت خویش که بنده اش را آفریده است با ریخته شدن قطره ای از خونش گناهان او را می بخشد. شما نیز بزرگی خود را نشان دهید و این فرزند را که امانتی بود در پیش شما حلال نمایید . تا در پیش مولایم حسین و مادرم زهرا رو سفید باشم.

شاید این حقیقت برای شما آشکار نشده بود که چرا من به جبهه رفته ام. پدر عزیز و مادر گرامی، ما سیدیم و اولاد رسول خدا هستیم. وقتی می بینم دینی را که رسول خدا آورده است در خطر است و می خواهند دین اسلام مظلوم باشد ،چرا نروم؟ وقتی می بینم راه حرم با صفای مولایمان حسین را برویمان بسته اند چه درنگی بنمایم؟ وقتی می بینم تجاوز به مملکت ما تجاوز به اسلام، تجاوز به خانه ما می کنند، چرا بی تفاوت باشم؟ وقتی می بینم امامم، مجتهدم، رهبرم ندا می دهد که جنگ از فروع دین واجب تر است، چرا نروم؟ پدر جان و مادر جان من مقلد امامم. بگذارید دیگران نروند، بگذارید دیگران نق بزنند مگر ما مقلد آن ها هستیم. در زمان امام حسین (ع)نیز عده ای در شب به بهانه های گوناگونی از معرکه جنگ فرار نمودند. چه شد؟ آیا امام حسین شکست خورد؟ نه. با همان عده معدود، 72 تن از یاران باوفایش به جنگ با یزیدیان برخاست و خون حسین بود که تا الان دین اسلام و نهال اسلام را آبیاری کرده و تا الان نیز اسلام باقی است. مگر جان ما از جان امام حسین عزیزتر است؟ ای کاش که صد جان داشتیم و همه را فدای راه امام حسین می کردیم. به هر صورت ما خواهیم مرد چه صد سال عمر کنیم و چه 20 سال عمر کنیم ولی مرگ بهتر است با عزت باشد نه با ذلت. با مرگ طبیعی مردن که شجاعت نیست. شجاع کسی است که جوانیش و قدرتش را در راه خدا و معبود یکتا نثار کند. مادر جان تو باید افتخار کنی که هدیه ای و امانتی را که از طرف خدا داشتی خوب امانت داری کردی و خوب پس دادی. مادر جان بگذار ما هم خوب بمیریم تا لااقل به جدمان بگوییم که حسین جان ما نیز از شعار هیهات من الذله تو پیروی کردیم و به رهبری اماممان به نبرد با یزید زمان برخاستیم. وقتی تاریخ را بنگرید دیگر نقطه مبهمی باقی نمی ماند. مرگ در راه خدا برای قاسم ابن حسن شیرین تر از عسل است. شهادت برای حنظله واجب تر از حجله دامادی است. پس منی که سیدم باید قبل از همه به راه آنان ادامه دهم. هیچ اندوهی به خود راه ندهید. خوشحال باشید که در وظیفه تان قصور نکرده اید. اگر ناراحتی ایجاد کنید دشمن را خوشحال کرده اید و به هیچ عنوان مانع آمدن برادرانم به جبهه نباشید. بگذارید سلاح افتاده شهیدان را بردارند و راه گلگون آن ها را ادامه دهند. اینک چشم مسلمانان جهان از یک سو و چشم جهان خواران از سوی دیگر به ما دوخته شده است. مسلمانان از ما یاری می طلبند و جهان خواران تلاش در نابودی ما می کنند. دیگر وقت درنگ نیست. باید مسلمان بودن خودمان را نشان دهیم، باید دنیا بداند که ما به خاطر اسلام از همه چیزمان خواهیم گذشت. ما به خاطر اسلام مرگ را همچون عروسی در حجله دامادی سنگر در بغل خواهیم کشید.

خواهران عزیزم: صبور باشید و سعی کنید راه اسلام را، دین خدا را آن چنان که هست بشناسید.

شاید این حقیقت برای شما آشکار نشده بود که چرا من به جبهه رفته ام. پدر عزیز و مادر گرامی، ما سیدیم و اولاد رسول خدا هستیم. وقتی می بینم دینی را که رسول خدا آورده است در خطر است و می خواهند دین اسلام مظلوم باشد ،چرا نروم؟ وقتی می بینم راه حرم با صفای مولایمان حسین را برویمان بسته اند چه درنگی بنمایم؟

و اما برادر گرامی :سنگر پر خون شهیدان را خالی مگذار. امامت می گوید جبهه رفتن از فروع دین واجب تر است پس گوش به امر رهبرت فرا ده. موقعیتی پیش آمده است که هر کس از این موقعیت استفاده نکند عقب مانده است. موقعیتی که با نثار جان خود در راه خدا بهشت را خواهی گرفت. خدا را شکرگذار باش که با گرفتن امانتش هزاران برابر بیشتر در قبال این امانتداری به تو می دهد. اگر به لطف خداوند بتوانی هرگز از جبهه دست نکش. بیا به جبهه و با چشم خود بنگر که جبهه دانشگاه عشق است. عشق لقاءالله. اگر با چشم بینا بنگری تمام سنگ ها، کوه ها، خاک و گل این منطقه با تو سخن خواهند گفت. فریاد انا مظلوم خاک خوزستان را همیشه خواهی شنید، فریاد هل من ناصر را درک خواهی کرد.

چند وصیت شخصی دارم که آن ها را در آخر می نویسم. تمام کتاب های مرا به واحد بسیج بدهید و تمام لباس های نظامی مرا به جبهه بدهید. انگشتر و ساعت مرا بفروشید و پول آن را به جبهه کمک کنید. امانتی را که در ساک بزرگم دارم حتماً تحویل سپاه بدهید. 6000 تومان به واحد بسیج مقروض هستم. حقوق این چند ماهه ام را بگیرید و به آن جا بدهید. و نوشته ای در مزارم بگذارید و بنویسید آن هایی که از من بدی دیده اند یا حقی بر گردن من دارند به بزرگی خودشان حلال نمایند.

از تمام فامیلان و آشنایان و دوستان حلالیّت مرا بطلبید.

یک ماه روزه و یک سال نماز برای من بگیرید. از خرج و مخارج زیاد در مجلس های من پرهیز کنید و در اولین روز رفتنم شیرینی پخش نمایید که من توانستم در امتحان قبول شوم.

سمند حادثه را زین کنیم و بشتابیم



دل از فروغ تو آذین کنیم و بشتابیم

عروس یک شبه را با وداع حنظله وار



فدای مکتب و آیین کنیم و بشتابیم

به دست خنجر و به سینه جوشن کنیم



وجود را پروین کنیم و بشتابیم

اللهم الرقنی توفیق الشفاعه الحسین یوم الورود و ثبت لی قدم صدق عندک مع الحسین و اصحاب الحسین (ع) .سید داود شبیری

روحش شاد و یادش گرامی

 

بخش فرهنگ پایداری تبیان

[ 90/10/02 ] [ 12:25 PM ] [ علی ]
در نظام هستی هر کنش در حوزه های مختلف تأثیرگذار بوده و آثار و پیامدهای چندی را به دنبال دارد و در بیشتر موارد نیز بازتاب آن به خود کنشگر و عامل بر می‌گردد، ولی تبعات آن گاه فراتر از آن می‌باشد. هر چه عمل، بازتاب‌های مثبت و منفی بیشتری داشته باشد؛ به همان اندازه کیفر و پاداش شدت و ضعف می‌یابد. در نظام الهی کیفر و پاداش در دنیا و آخرت بر خلاف کیفر و پاداش در نظام تشریعی وضعی با توجه به خصوصیت عمل و کنش و مناسب آن است.


سختی
تنگنا در زندگی

روی گردانی از یاد خدا و ترک طاعت او ضمن آنکه عواقب سوء اخروی دارد، ��ارای پیامدهای سوء مادی در این دنیا نیز هست که احساس ضیق و تنگنا در زندگی از آن جمله می‌باشد: « وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْری فَإِنَّ لَهُ مَعیشَةً ضَنْکًا»؛ « و هر کس از یاد من روی گردان شود، زندگی (سخت و) تنگی خواهد داشت». (طه: 124)

کسی که خدا را در زندگی خود کنار بگذارد و قلبش متعلق به دنیا بشود، تنها برای آن تلاش می‌کند و به هر چه دست پیدا کند، کم یا زیاد، قانع نمی‌شود و حرص و طمع او را آرام نمی‌گذارد. هر چند چنین کسی در ظاهر دارای زندگی مرفه و با آسایشی باشد، ولی دغدغه ای درونی و خوف و حزن‌های ملازم با آن، زندگی را برایش ناگوار می‌سازد.

 

کوتاهی عمر

گاهی کوتاهی عمر به خاطر گناه و معصیت است، چنان که در حدیثی از امام صادق علیه‌السلام آمده است: « کسانی که به کیفر گناهان می‌میرند، بیشتر از کسانی هستند که به عمر طبیعی از دنیا می‌روند».(بحارالانوار، ج 73، ص 363)

 

نزول سختی‌های فردی

بسیاری از گرفتاری‌ها و مصیبت‌های انسان به خاطر عملکرد سوء اوست که ناشی از جهل، غفلت، خطا و معصیت می‌باشد؛ هر چند که بسیاری از گناهان نیز مورد عفو خداوند قرار گرفته و آثار سوء آن برطرف می‌شود: «وَ ما أَصابَکُمْ مِنْ مُصیبَةٍ فَبِما کَسَبَتْ أَیْدیکُمْ وَ یَعْفُوا عَنْ کَثیرٍ»؛ « هر مصیبتی به شما رسد، به خاطر اعمالی است که انجام داده‌اید و بسیاری را نیز عفو می‌کند». (شوری: 30)

امام علی علیه‌السلام نیز در حدیثی فرموده است: « خود را از گناهان حفظ کنید؛ زیرا هیچ بلایی و کم شدن رزق و روزی نیست، مگر بر اساس معصیت؛ حتی خراشی که بر بدن وارد می‌آید و نیز افتادن بر زمین و مصیبتی که بر انسان عارض می‌شود، به خاطر گناهی است که مرتکب می‌شود و این بیان خداوند است که می‌فرماید: هر بلا و مصیبتی که به شما می‌رسد، به سبب اعمالی است که مرتکب شده‌اید و از بسیاری از اعمال شما می‌گذرد و عفو می‌کند».(بحارلانوار، ج 73، ص 350.)

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده است: مادامی که مردم امر به معروف و نهی از منکر داشته و در نیکی‌ها با همدیگر همکاری کنند، همواره در خیر و برکت خواهند بود وگرنه برکات از آن‌ها سلب و بعضی [از اشرار] بر آن‌ها مسلط خواهند شد و یار و یاوری هم نخواهند داشت

بلاهای عمومی

طبق بیان قرآن، بلاها و گرفتاری‌های عمومی که جامعه به آن مبتلا می‌شود، نتیجه اعمال سوء خود افراد بوده و عقوبتی است که شاید به موجب آن به راه حق و حقیقت و طاعت و بندگی برگردند: « ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ به ما کَسَبَتْ أَیْدِی النّاسِ لِیُذیقَهُمْ بَعْضَ الَّذی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ»؛ « فساد، در خشکی و دریا به خاطر کارهایی که مردم انجام داده‌اند، آشکار شده است؛ خدا می‌خواهد نتیجه بعضی از اعمالشان را به آنان بچشاند، شاید (به سوی حق) بازگردند».(روم: 41)

گاهی ابتلائات و گرفتاری‌ها محصول گناهان جمعی و اجتماعی است که دامن تمامی اجتماع را هم در بر می‌گیرد و فساد، در گستره زمین و دریا آشکار می‌شود.

امر به معروف و نهی از منکر
تسلط اشرار بر جامعه

تسلط اشرار بر زمام امور اجتماع، تاوان عدم انجام وظیفه و ترک فریضه امر به معروف و نهی از منکر است که ریشه بسیاری از گرفتاری‌ها و مشکلات می‌باشد. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده است: « مادامی که مردم امر به معروف و نهی از منکر داشته و در نیکی‌ها با همدیگر همکاری کنند، همواره در خیر و برکت خواهند بود وگرنه برکات از آن‌ها سلب و بعضی [از اشرار] بر آن‌ها مسلط خواهند شد و یار و یاوری هم نخواهند داشت».(بحارالانوار، ج 100، ص 94)

اختلافات داخلی

اختلاف کلمه و درگیری‌های داخلی در جامعه، از جمله عقوبت‌هایی است که در ردیف عذاب‌های آسمانی قرار گرفته است: « قُلْ هُوَ الْقادِرُ عَلی أَنْ یَبْعَثَ عَلَیْکُمْ عَذابًا مِنْ فَوْقِکُمْ أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِکُمْ أَوْ یَلْبِسَکُمْ شِیَعًا وَ یُذیقَ بَعْضَکُمْ بَأْسَ بَعْضٍ انْظُرْ کَیْفَ نُصَرِّفُ اْلآیاتِ لَعَلَّهُمْ یَفْقَهُونَ»؛ « بگو: او قادر است که از بالا یا از زیر پای شما عذابی بر شما بفرستد؛ یا به صورت دسته های پراکنده شما را با هم بیامیزد و طعم جنگ (و اختلاف) را به هر یک از شما به وسیله دیگری بچشاند. ببین چگونه آیات گوناگون را (برای آن‌ها) بازگو می‌کنیم، شاید بفهمند (و بازگردند)».(انعام: 65)

 

عذاب استیصال

از دیگر عذاب‌های الهی این است که جوامع فاسد و ظالمی که آخرین مرحله از مهلت خویش را گذرانده‌اند، به هلاکت می‌رسند و منقرض می‌شوند و در نتیجه زمین از لوث وجودشان پاک خواهد شد: « وَ کَأَیِّنْ مِنْ قَرْیَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رب‌ها وَ رُسُلِهِ فَحاسَبْناها حِسابًا شَدیدًا وَ عَذَّبْناها عَذابًا نُکْرًا»؛ « چه بسیار شهرها و آبادی‌ها که اهل آن از فرمان خدا و رسولانش سرپیچی کردند و ما به شدت به حسابشان رسیدیم و به مجازات کم نظیری گرفتار ساختیم». (طلاق: 8)

« وَ أَنْذِرِ النّاسَ یَوْمَ یَأْتیهِمُ الْعَذابُ فَیَقُولُ الَّذینَ ظَلَمُوا رَبَّنا أَخِّرْنا إِلی أَجَلٍ قَریبٍ نُجِبْ دَعْوَتَکَ وَ نَتَّبِعِ الرُّسُلَ أَوَلَمْ تَکُونُوا أَقْسَمْتُمْ مِنْ قَبْلُ ما لَکُمْ مِنْ زَوالٍ»؛ « و مردم را از روزی که عذاب الهی به سراغشان می‌آید، بترسان. آن روز که ظالمان می‌گویند: پروردگارا! مدت کوتاهی ما را مهلت ده تا دعوت تو را بپذیریم و از پیامبران پیروی کنیم. (اما پاسخ می‌شنوند که:) مگر قبلاً سوگند یاد نکرده بودید که زوال و فنایی برای شما نیست؟».(ابراهیم: 44)

 

قساوت قلب

قساوت قلب و سخت دلی، از دیگر کیفرهای الهی است که در آیات و روایات فراوانی ضمن مذمت و هشدار نسبت به آن، معلول گناهان دانسته شده است. وقتی نفس آدمی حالتی پیدا می‌کند که از مواعظ لفظی و عملی و مشاهده صحنه های عبرت آور عکس‌العمل مناسبی از خود نشان نمی‌دهد، قساوت پیدا کرده است و به دارنده این نفس، سخت دل و قسی‌القلب می‌گویند که قرآن چنین افرادی را به شدت نکوهش کرده است: « أَ فَمَنْ شَرَحَ اللّهُ صَدْرَهُ لِْلإِسْلامِ فَهُوَ عَلی نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَیْلٌ لِلْقاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِکْرِ اللّهِ أُولئِکَ فی ضَلالٍ مُبینٍ»؛ « آیا کسی که خدا سینه‌اش را برای اسلام گشاده است و بر فراز مرکبی از نور الهی قرار گرفته (همچون کوردلان گمراه است؟) وای بر آنان که قلب‌هایی سخت در برابر ذکر خدا دارند. آن‌ها در گمراهی آشکاری هستند». (زمر: 22)

خود فراموشی، یعنی غفلت از جایگاه خود در نظام هستی که علت اصلی آن هم فراموشی از خدا و یاد اوست. « وَ لا تَکُونُوا کَالَّذینَ نَسُوا اللّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ»؛ و همچون کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند و خدا نیز آن‌ها را به خود فراموشی گرفتار کرد، آن‌ها فاسقانند

مُهر خوردن قلب

گناه، آثار سویی روی حس تشخیص و درک و دید انسان گذاشته، سلامت فکر را به تدریج از وی می‌گیرد و هر قدر در این راه پیش می‌رود، پرده های غفلت و بی خبری بر دل و چشم و گوش مستحکم‌تر شده، سرانجام کار آدمی به جاهایی می‌رسد که چشم دارد، ولی گویا نمی‌بیند؛ گوش دارد، ولی نمی‌شنود و دریچه روح او به همه حقایق و درک آن بسته می‌شود؛ به طوری که هیچ گونه انعطافی در قبال حق و حقیقت نخواهد داشت.« وَ ما یُکَذِّبُ بِهِ إِلاّ کُلُّ مُعْتَدٍ أَثیمٍ * إِذا تُتْلی عَلَیْهِ آیاتُنا قالَ أَساطیرُ اْلأَوَّلینَ * کَلاّ بَلْ رانَ عَلی قُلُوبِهِمْ ما کانُوا یَکْسِبُونَ * کَلاّ إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ یَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ»؛ « تنها کسی آن را انکار می‌کند که متجاوز و گنه‌کار است، (همان کسی که) وقتی آیات ما بر او خوانده می‌شود، می‌گوید: این افسانه های پیشینیان است. چنین نیست که آن‌ها می‌پندارند؛ بلکه اعمالشان چون زنگاری بر دل‌هایشان نشسته است. چنین نیست که می‌پندارند؛ بلکه آن‌ها در آن روز از پروردگارشان محجوبند».(مطففین: 15 ـ 12)

 

هم‌نشینی با شیطان

خداوند شیطان را که دشمن قسم خورده انسان است، هم نشین و قرین گنه‌کار قرار می‌دهد تا پیوسته او را بر گناه تحریک کند و با وسوسه‌هایش، آمال و آرزوهای او را طولانی ساخته و دنیا و آخرتش را تباه سازد: « هَلْ أُنَبِّئُکُمْ عَلی مَنْ تَنَزَّلُ الشَّیاطین * تَنَزَّلُ عَلی کُلِّ أَفّاکٍ أَثیمٍ»؛ « آیا به شما خبر دهم که شیاطین بر چه کسی نازل می‌شوند؟ آن‌ها بر هر دروغ‌گوی گنه‌کار نازل می‌گردند».(شعراء: 222- 221)

 

خود فراموشی

وقتی آدمی از یاد حق و خودشناسی غفلت ورزد و از صلاح مهجور شود، دچار کیفری به نام خود فراموشی خواهد شد. خود فراموشی، یعنی غفلت و سرگرم شدن به دنیا و تمتعات آن، نتیجه و پیامد فسق است. خود فراموشی، یعنی غفلت از جایگاه خود در نظام هستی که علت اصلی آن هم فراموشی از خدا و یاد اوست. « وَ لا تَکُونُوا کَالَّذینَ نَسُوا اللّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ»؛ « و همچون کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند و خدا نیز آن‌ها را به خود فراموشی گرفتار کرد، آن‌ها فاسقانند». (حشر: 19)


بخش قرآن تبیان

[ 90/10/01 ] [ 12:22 PM ] [ علی ]

شب یلدای اهل قبور


هنگامى که فصل زمستان مى‏آید منادى ندا مى‏دهد: اى اهل قرآن! شب طولانى شد برای نماز خواندن شما، و روز کوتاه شد براى روزه گرفتن شما ...»


عبادت
«وَ مِنَ اللَّیلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَ سَبِّحْهُ لَیلاً طَویلاً» (انسان،26) و بخشى از شب (را بپا خیز) و براى او سجده کن، و او را شب طولانى تسبیح گوى.

من که از کسالت و بی حوصلگی، جز خواب و خیال چیزی در شبهای بلند عمرم ذخیره نکرده ام به زودی که از دنیا کوچ می کنم به نگاههای حسرت آلودی خواهم پیوست که در شبهای یلدای زمین، به سوی عبادت کنندگان خیره شده است. ای کاش تو که مشغول نماز شبی یادم کنی که از لابلای ترکهای سنگ فرسوده ی قبرم به سوی جهانی می نگرم که از آن با دست تهی بیرون شده ام. حسرت نگاهم را ببین و اوج التماسم را درک کن و امشب، لحظه ای، تنها لحظه ای چشمهایت را بگشا، خدا را صدا بزن و بگو "خدایا بارالها، ببخش او را که نمی دانم کیست ! تنها دیده ام سنگ مزاری کهنه، زیر یک بوته ی خار گوشه ی قبرستان.

"ای که پنهان در تاریکی شب دست به دعا برداشته ای یاد کن از من که دستهایم از خاک گور انباشته است و برای دعا بر نمی خیزند. آن هنگام که چشمهایت اشک می ریزد یاد کن چشمهای مرا که پلکهایم به آن چسبیده و غبار لحد به آن سرمه کشیده است. چشمهای من لیاقت اشک ریختن برای خدا نداشت. تو به جای من اشک بریز و هدیه ای برای من بفرست. ای مجاهد شبهای بلند زمستانی، می دانی وقتی در قنوت وتر نمازت جمله ی «اللهم اغفر لفلانی ...» را به زبان می آوری چقدر با حسرت به دهان تو می نگرم. بلکه امشب نام مرا بگویی. هر چند اثری از نامم باقی نمانده است. امشب من به تو دو روایت از روایات سرور دو عالم حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله درباره شب زنده داری هدیه می کنم تو هم اگر عمل کردی دعایت را به من هدیه فرما. روایت شده است: «هنگامى که فصل زمستان مى‏آید منادى ندا مى‏دهد: اى اهل قرآن! شب طولانى شد برای نماز خواندن شما، و روز کوتاه شد براى روزه گرفتن شما ...»(1)

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرموده: همانا خانه‏هایى که در آنها نماز شب و قرآن‏ خوانده مى‏شود آسمان را روشن می کنند همان طورى که ستارگان‏ درّى زمین را روشن می نمایند

تا شما چگونه از نعمت شب استفاده کنید، چرا که شب اگر برای بعضی زمان تفریح و عیش و نوش، و برای بعضی زمان خواب و استراحت، یا حتی برای عده ای غم انگیز است یا زمان شدت گرفتن دردها و رنجهاست، بالاخره برای بعضی هم فرصت دیدار با خداست. فرصت نظربازی همان خاکیان بی ادعایی که در نهایت اختفاء در گوشه ای تاریک با خدای خود حرف می زنند و عذاب خدا را از اهل زمین دور می کنند. هر چند زمینیان دوستشان نداشته باشند و گرامیشان ندارند. اینها همانهایی هستند که در آسمان شناخته شده تر از زمین اند. همان طور که آسمان ستاره های درخشانی به اهل زمین نشان می دهد زمین هم ستاره های نورانی خودش را به آسمانیان نشان می دهد. ستارگانی که تمام طول شب در دامن سجاده ها می تابند. و باز رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرموده: همانا خانه‏هایى که در آنها نماز شب و قرآن‏ خوانده مى‏شود آسمان را روشن می کنند همان طورى که ستارگان‏ درّى زمین را روشن می نمایند.(2)

و بدانید به یقین که هیچ چیز، مؤمن را به خدا از نماز شب و تسبیح گفتن و مناجات و نیایش پروردگار عزیز حمید و استغفار از گناه و دعاها و نماز شب با حالت گریه و خشوع نزدیک تر نمی کند پس از آنها خواندن قرآن تا طلوع صبح و نماز شب را به نماز صبح متصل کردن. پس من مژده می دهم آن بنده را به گشایش روزى بدون رنج و زحمت در دنیا و به سلامتى بدن. و نیز او را مژده میدهم که هر گاه بمیرد به خاطر نور این نماز شب تا روز رستاخیز، با نعمت و روشنى بهشتى در قبرش قرار گیرد و نیز او را مژده دهم که خداى تعالى از او حسابى نخواهد و فرشتگان را فرمان دهد که او را در بلندترین درجات بهشت واردش کنند در همسایگى محمّد و اهل بیتش _ صلوات الله علیهم _ پس قدر این فرصت را بدانید که چه عاقبت خوبى است مادامی که از عجب و ریا سالم بماند.(3)

البته زمین جز اینها ستاره های دیگری هم دارد. ستاره هایی که سالها پیش، از میان سجاده ها می درخشیدند اما هم اکنون زیر خاکند و قبرستانی را به نور صورتشان منور کرده اند. ستاره هایی همچون آیت الله بهجت عزیز _ رحمة الله علیه _ که اگر چه عطر استغفارشان از زمین ربوده شده است، اما اهل قبور از نورشان بهره گرفته اند. و خدا می داند وقتی جسم شریفشان را درون قبر نهادند چه زندانیانی که از عذاب قبر آزاد شدند و چه سروری که بین قبور برپا شد که مردی از دیار شب زنده داران به قبرستان ما سفر کرده است.

 

پی نوشت ها :

1- إِذَا کانَ الشِّتَاءُ نَادَى مُنَادٍ یا أَهْلَ الْقُرْآنِ قَدْ طَالَ اللَّیلُ لِصَلَاتِکمْ وَ قَصُرَ النَّهَارُ لِصِیامِکمْ.(مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ص: 57)

2- وَ قَالَ النَّبِی صلی الله علیه و آله‏ إِنَّ الْبُیوتَ الَّتِی یصَلَّى فِیهَا بِاللَّیلِ وَ یتْلَى فِیهَا الْقُرْآنُ تُضِی‏ءُ لِأَهْلِ السَّمَاءِ کمَا تُضِی‏ءُ الْکوَاکبُ الدُّرِّی لِأَهْلِ الْأَرْض.‏(إرشاد القلوب إلى الصواب، ج‏1، 92)   

3 - همان .

ا

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان

 

[ 90/09/30 ] [ 8:22 PM ] [ علی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

این سایت وارد سومین سالش شد و این تنها سایت تخصصی مداحی ومذهبی است که قانون شئونات اخلاقی رعایت میکندو این تنها سایت رسمی هییت 14 معصوم.طرح صالحين.روستاي علي آباد است امید واریم مورد توجه دوستداران گرامی قرار گیرد
ما همواره به انتقادات شما عزيزان نياز منديم
با اضافه شدن موضوع یا پست جدید مهدویت در سایت اگه خواهان دیدن هستید به موضوعات رفته و روی مهدویت کلیک کرده و ببینید
حتما با نظرات انتقادات و پيشنهادات ما را در اين راه دشوار ياري فرماييد
لطفا اين سايت را فقط با operaيا mozila fire faxببينيد


علي
شماره تماس:09358027584
امکانات وب

آمار سایت





Powered by WebGozar


Pichak go Up

كد نوحه

كد مداحی